۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

وقتی وجود یک فرد سنی به عنوان نگهبان و مستخدم هم تحمل نمی شود!!



زکریا موحد

با اینکه علاقه ای به خواندن سایت های رنگارنگی که توسط گروهک حجتیه و برای ایجاد توهم و سرکیسه کردن مراجع قم هدایت و مدیریت می شوند ندارم واصولا این خبرسازی های سخیف ارزش پاسخگویی و تحلیل هم ندارد، اما اخیرا تیتری در یکی از آنها دیدم  که -ضرب المثل در دیزی و حیای گربه- را به یادم آورد، هرچند گربه خیلی باحیاتر از اینها است
 این خبرگزاری با لحنی مملو از خشم و نفرت وبا تیتر-نگهبان وهابی دانشگاه زابل!- خبر از وجود یک کارگر بلوچ دراین دانشگاه  داده بود تا بدین وسیله هم مشت محکمی به دهان کسانی زده باشد که مدعی اند در این مملکت به بلوچها  فرصت شغلی داده نمی شود وهم تذکری داده باشد به مدیرانی که در اثر سهل انگاری شان این فرد توانسته است در این دستگاه به عنوان کارگر استخدام شود و هم با استفاده از ایام پر برکت ماه محرم و تحریک احساسات به تسویه حساب با این کارگر بیچاره پرداخته باشد.  این خبر علاوه از اهداف فوق  ارزش خبری هم داشت و برای افراد بی خبری همچون ما  جالب بود که بدانیم در دانشگاه زابل-شهری که 40% ساکنینش بلوچ هستند- یک کارگر بلوچ وجود داشته است!!.
  هرکسی که گذرش به این استان افتاده باشد  می داند که  بیش از 90%  مشاغل مدیریتی استان از چابهار گرفته تا زابل وهمچنین اغلب فرصت های تجاری، صنعتی و کشاورزی در انحصار برادران زابلی است واگر هم در این میان شغل کم اهمیت و دست چندمی وجود داشته است که عزیزان زابلی رغبتی برای تصدی آن نداشته اند باز ترجیح داده اند که فردی غیر بلوچ را استخدام نمایند واصلا بی خیال داستان گربه ودیزی شده اند اما اینکه در این میان چگونه  دانشگاه زابل آنهم پست مهم دربانی اش!! از نگاه مسوولین مخفی مانده جای سوال دارد و باید به این سایت حق داد که از این بابت شوکه شده و داد وهوا راه بیاندازد.
 داستان دانشگاه زابل در جای خود داستان جالب و در خور توجهی است  همه می دانیم که در راستای پروژه زابلیزه کردن  استان آقایان دهمرده و شهریاری رؤسای وقت دانشگاه بلوچستان و علوم پزشکی زاهدان ضمن تغییر نام دانشگاه بلوچستان و حذف معدود اساتید بلوچ این دانشگاه برای یک دست نمودن این مراکز  صدها نفر از برادران زابلی را با بورسیه دولتی روانه دانشگاه های کشور و حتی خارج کشورنمودند و در بازگشت آنها را جذب این مراکز علمی نمودند، - حال  بماند که در اثر این اقدامات سیاسی چه بر سر دانشگاهی که زمانی از مهمترین دانشگاههای کشور بود آمد و تبدیل به بنگاهی کار افرینی شد!! - اما ظاهرا  این دانشگاه کفاف خیل عظیم دانشمندان بورسیه شده را نمی داد و به همین خاطر آقایان به فکر بنگاه دیگری برای جذب نیروهای تازه نفس افتادند وچه چیزی بهتر از  تاسیس دانشگاه زابل و مجتمع تفریحی چاه نیمه  که بتوان با آن ضمن بالا کشیدن بودجه استان و پرداختن به صنعت سودآور پرورش شتر مرغ، نیروهای بی مصرف و دارای مدرک را نیز از این رهگذر صاحب نام ونان کرد
هرچند هویت این کارگربرای ما مشخص نیست  و در اصل این خبر که فردی بلوچ در این دانشگاه مشغول بکار باشد هم اطمینان نداریم اما در صورت صحت این خبر بدون شک یکی از احتمالات زیر در اشتغال او نقش داشته است  
 -فوریت تأسیس این دانشگاه و عجله ای که آقایان برای افتتاح آن داشتند باعث شده است تا دقت کافی را در این خصوص انجام نگیرد و فرد مذکوربا استفاده از این فرصت طلایی به افتخاردربانی این نهاد علمی نایل آمده باشد
-احتمال دوم که کمی هم بعید به نظر می رسد، این است که آقایان عمدا اقدام به استخدام او نموده باشند تا گامی جهت عملی نمودن شعار وحدت و رفع تبعیض برداشته باشند
 -احتمال سوم؛ از آنجایی که اغلب برادران زابلی از برکت پروژه بومی سازی مدیریت استان دارای مشاغل خوب و نون و آب دار  وبعضا دو شغله و سه شغله هستند تمایلی  به این شغل سخت و دست پایین از خود نشان نداده اند و در نتیجه مسوولین محترم از روی ناچاری این فرد را به نگهبانی استخدام نموده باشند
-این احتمال را هم نمی شود نادیده گرفت که تشابه فامیلی بعضی از شهروندان بلوچ ساکن سیستان با برادران زابلی این شانس را به آنها داده است که به عنوان کارگر در برخی از دوایر دولتی استخدام شوند.
از احتمالات بالا هرکدام که درست بوده ودر استخدام این کارگر بلوچ نقش داشته باشد، به نظر می رسد مسوولین محترم الان در پی اصلاح این اشتباه  و جبران ما فات برآمده اند  آخر می گویند: جلوی ضرر را از هرکجا که بگیرید منفعت است، مخصوصا در این ماهی که خود سراسر منفعت است و به اعتراف بنیان گذاران این تفکر آنها هرچه دارند و می خورند و می چاپند،  همه از برکات همین ماه است

هیچ نظری موجود نیست: