۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

نامه ای از بلوچستان به دوستان سبز



امروز برخی از دوستان سبز گلایه دارند که چرا در این لحظه حساس و سرنوشت ساز و در حالیکه  مردم ایران برای رهایی از چنگ استبداد به پا خواسته اند، هیچ صدایی از بلوچستان بر نمی خیزد؟ سوال به جاییست اما اگر به عمق مسئله نپردازند و فقط در حد انتقاد به آن اکتفا نمایند مقداری در حق بلوچ و بلوچستان جفا کرده اند.
مردم بلوچ حدود دومیلیون از 75 میلیون نفر جمعیت ایران را تشکیل می دهند، جمعیت آنها نسبت به کل جمعیت ایران حدود 2  تا 5/2درصد است. در این  جمع و تفریق  آن دسته از غارتگرانی که با انواع تسهیلات برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان به آنجا مهاجرت داده شده اند مورد محاسبه قرار نگرفته اند.
بر اساس دیدگاه ریاضی "احتمالات" اگر فرض را بر این بگذاریم که رژیم ولایت فقیه به عنوان رژیمی سرکوبگر همه مخالفان را با یک چوب رانده است، پس می بایست  تعداد قربایان بلوچ نسبت به کل جمعیت ایران در حدود 2 تا 2/5 درصد باشد. اکر ضریب خطا را هم اضافه کنیم در بدترین حالت نباید از 3/5 در صد تجاوز نماید. در صد اعدامیان نیز می بایستی در همین حدود باشد.
 نرخ بیکاری در ایران 12.5 درصد اعلام شده است  با علم به اینکه در جهان سوم هر کشور به دو قسمت متن و حاشیه تقسیم می شوند 25 درصد تفاوت بین حاشیه و متن است. با این محاسبه در بد ترین شرایط نرخ بیکاری در بلوچستان باید حدود 18 درصد باشد.
حال با فاکتورهای فوق وضعیت بلوچستان را مورد بررسی قرار دهیم. ظلم و جنایتی که در چند سال اخیر  بین 75 میلیون نفر مردم تقسیم شده است، از همان روزهای آغازین جمهوری اسلامی بدون تبعیض علیه جمعیت  2.5 درصدی مردم بلوچستان شروع شده و هم چنان ادامه دارد. برای اینکه به درک بهتر این مسئله برسیم بهتر است آزمایش ساده ای را که در کتاب علوم تجربی کلاس سوم دبستان آموخته ایم انجام بدهیم. 75 لیوان آب در یک ظرف و 2.5 لیوان در ظرفی دیگربریزیم و به هرکدام یک استکان نمک اضافه کنیم، ازتفاوت غلظت این دو ظرف  تفاوت میزان جنایات ولی فقیه  در بلوچستان با آنچه در چند سال اخیر علیه عموم مردم ایران انجام گرفته مشخص خواهد شد.
بر همین اساس تعداد قربانیان ملت بلوچ که طی این سالها تقدیم کرده با آنچه دیگرایرانیان داده اند را مقایسه کنید!. با همه دلسوزی و همدردی که با خانواده زندانیان اعم از شیعه و سنی و کرد و لر و ترک و اهوازی و در رأس همه، خانواده شهدای خاوران که همچنان به عنوان یک نمونه بسیار غظیم مورد استناد قرار می گیرند، باید بگویم: تعداد اعدامیان بلوچ که طبق قانون احتمالات باید 25 نفر درهرهزار نفر باشد، از دهها برابر این معادله عبور کرده است. مگر نه اینکه ما همه تحت ستم یک رژیم جنایت کار قرار داشته ایم؟!       
 بلوچستان با 30 در صد نرخ بیکاری  بازهم اصل رایج تفاوت حاشیه و متن را به چالش گرفته ومقام اول را به خود اختصاص داده است، حال آنکه  وجود یک جمعیت کم در بلوچستان و وجود پتانسیلهای اقتصادی، شامل 400 کیلومتر مرز آبی و 700 کیلومتر مرز خاکی نه تنها نرخ بیکاری را میبایست تک رقمی می کرد، بلکه به کاهش نرخ بیکاری دیگر استانها هم کمک می کرد. البته به کاهش نرخ بیکاری آنان کمک کرده است اما با هزینه 30 درصد بیکاری برای ساکنین واقعی آن.
واقعیت این است، صدایی که امروز از حنجره سبزها بیرون می آید، در واقع صدای من است که از روزهای آغازین این انقلاب شوم فریاد می کشم. کاری که امروز هموطنان درتهران  و البته درعصر انفجار اطلاعات با پوشش خبرگزاری های دنیا و شبکه های اجتماعی انجام می دهند را من برای اولین بار دو دهه پیش در چهارشنبه خونین1372  زاهدان و بعد از آن در کنارک و سراوان بدون همراهی اقوام دیگر انجام داده ام اما در کمال غربت و در فضای خاموش رسانه ای ایران سرکوب شده ام. مفقودین آن حوادث هنوز پیدایشان نیست و زنان و فرزندانشان همچنان به انتظار عزیزانشان نشسته اند.
به جرأت می توانم بگویم: آنچه که ملت بلوچ را بیش از سرکوب آزار داده است و همچنان آزار می دهد  نفس سرکوب نبوده و نیست  بلکه فضای خاموش و قبرستان واریست که در آن سرکوب می شود. به گذشته دور نمی روم در هفته گذشته حداقل 9 نفر خوراک ضحاک شده اند. دو نفر در تهران با شلیک مستقیم به خون غلطیده اند، چهار نفر در کرمان به اعدام سپرده شده اند. و سه نفر نیز حاشیه زاهدان به ضرب گلوله از پای درآمده اند. باز هم با همه همدردی که با خانواده شهید مختاری و ژاله دارم،  حق دارم سوال کنم: چرا از هفت  بلوچی که در همین روزبه شهادت رسیده اند نه کسی خبری یافت و نه برای آنان تسلیتی فرستاد؟.
آری دوستان سبز! بلوچ در مبارزه علیه ضحاک پیش کسوت بوده و سهم فداکاری اش نیز بسیار بزرگ تر. اما همواره در غربت و تنهایی مبارزه کرده و هموطنان دیگر بدون هیچ همدردی به تماشای سرکوبش نشسته اند و به همین خاطر امروز اعتمادش را به دیگر هموطنان از دست داده است. می ترسد که باز هم تنها بماند. شما فریاد او را فریاد زنید او هم با آغوش باز به این نبرد خواهد پیوست اگرچه این به معنای آن نیست که او  خفته است. او هم اکنون نیز در نبرد با دشمن مشترک سهیم است اما به شیوه خود.    

گزارش سی ان ان از تهران


تهران ۱ اسفند ۸۹ مبارک بن علی نوبت سید علی


حدیث روز



بنام خالق کائنات
حضرت ابو هریره رضی الله عنه می فرماید رسول مقبول صلی الله علیه وسلم فرمودند : لَیسَ مِِنَّا مَن خَبَّبَ إمرَأَۀٍ عَلَی زُوجِهَا أَو عَبدٌا عَلَی سَیِّدِهِ  ( ابو داوود کتاب الطلاق  باب فیمن خبب امرأۀ علی زوجها )
مفهوم : از امت من نیست کسی که زنی را بر خلاف شوهرش تحریک کند ویا غلامی را بر علیه آقایش .
یعنی کسانی که زنی را از شوهرش بد ظن می کنند و غلامی را از آقایش بد گمان می کنند از امت من نیستند و در یک حدیث دیگر رسول مقبول صلی الله علیه وسلم  بروایت عبدالرحمن بن غنم رضی الله عنه می فرماید : پسندیده ترین بندگان الله تعالی کسانی هستند وقتی دیده می شوند یاد الله تازه می شود و بدترین و پلیدترین انسان ها کسانی هستند که بین دو نفر اختلاف می اندازند .
متاسفانه امروزه اگر کمی تفکر بکنیم می بینیم که اکثر مردم به این مرض مبتلا هستند و وبعضی به شوخی هم اختلاف ایجاد می کنند و علت این اختلاف افکنی ها بیشتر بخاطر محبت پست ومقام ومال می باشد که بخاطر این دو محبت انسان ها حاضر هستند دست به پلید ترین اعمال بزنند بین دوستان اختلاف ایجاد کنند تا بتوانند به مال و یا مقامی برسند  . و بیشتر جای تاسف دارد که بعضی از علماء هم به این مرض مهلک مبتلا هستند در حالی  که خود را وارثان نبی می دانند  وکار نبوت ایجاد اتحاد و هم دلی بوده و الله تعالی محبت و اجتماعیت را یکی از بزرگترین نعمت های خود معرفی می کند ولی این نمایندگان نبی مرکز اختلاف می شوند آن هم بخاطر مال و منال و پست و مقام .
لذا امروزه که زمان خیلی حساس است مواظب اعمال خود باشیم که از دایره امتی بودن خارج نشویم این مال و منال  واین پست و مقام ها همه از بین می روند و اختلاف انداز می ماند و روی سیاهش
 لذا در این زمان فتنه از ایمان خود مواظبت بنمائیم و کوشش کنیم تا از چنین افراد خود را دور نگهداریم در آخر می خواهم به دوستانی که در تحریک های اسلامی فعالیت می کنند تذکر بدهم که مواظب باشند شاید افراد سود جویی در میان شما هم باشند که بخواهند بخاطر پست و مقام ویا مال ومنال در دل شما نسبت به امیر تحریکتان بد ظنی پیدا کنند چون این افرادی که افراد حرکتی را نسبت به امیرانشان بدگمان می کنند هم در این وعید داخل می باشند  مواظب باشید گه گول این افراد را نخورید که اگر از امیرانتان بد گمان شدید دیگر جمع کردنتان مشکل است و نزدیک است روزی که منافقین را الله تعالی از مومنین جدا نماید و مومنین را به پیروزی واقعی برسانید .
موفق باشید
ابوالقاسم بلوچ 

پس از يك وقفه كوتاه مدت كار در مسجد مكي آغاز شده صحنه بلوچستان به نداي رهبرشان لبيك گفتند و كار را آغاز كردند .


به گزارش آهوران نیوز:پس از يك وقفه كوتاه مدت ، چند هفته اي است كه كار در مسجد مكي آغاز شده اما اين بار متفاوت تر از دفعات قبل . دفعات گذشته مردم فقط هزينه ساخت و ساز را مي پرداختند و كارهاي ديگر مثل خريد مصالح و استخدام مهندسين و كارگران را مسؤلين ساخت و ساز به عهده مي گرفتند اما اين بار به پيشنهاد شيخ الاسلام و طبق سنت پيامبر (ص) كه مسجد النبي را با كمك اصحابش ساخت ، مردم بايد خودشان مسجد را بسازند يعني كسانيكه توانايي مالي دارند مصالح را تهيه كنند و كسانيكه توانايي مالي ندارند خودشان بيل و كلنگ به دست بگيرند و مسجد را بسازند . پس از اين اعلام ، مردم هميشه در
صحنه بلوچستان به نداي رهبرشان لبيك گفتند و كار را آغاز كردند . از آنروز به بعد همه روزه دهها نفر ، از كارگر و بازاري گرفته تا دانشجو و طلبه و معلم و مهندس و حتي مدرسين و مديران ديگر مدارس ديني به مسجد مكي مي آيند تا در ساخت اين مسجد شريك شوند . شور و شوق مردم براي شركت در ساخت و ساز به حدي است كه حتي كودكان و پيرمردها هم به محل ساخت و ساز مي آيند و سعي مي كنند به نحوي در اين كار سهمي داشته باشند . طبق گفته يكي از مسؤولين ساخت و ساز ، مردم با چنان سرعت و اتحادي كار مي كنند ، كه كاري كه بايد طي سه ماه انجام مي گرفت را شش روزه تحويل دادند . اين
اتحاد و همبستگي مردم تيري است در چشمان دشمنان و بدخواهان اسلام و مشت محكمي است در دهان كسانيكه شبانه روز مشغول توطئه و دسيسه بر ضد اهل سنت هستند . مردم مي خواهند با اينكارشان به دشمنان خود بگويند : اگر روزي لازم شود ، حاضرند به جاي بيل و كلنگ ، اسلحه به دست بگيرند و در مقابل دشمنانشان از دين ، عقيده ، عزت و شرف و سرزمينشان دفاع كنند .
 تصاوير:





بیل زدن شیخ اسلام مولانا عبدالحمید در ساخت ساز مسجد مکی حقیقتی از رهبراو واقعی


قهرمانان در چهار راه اسکندری چگونه با جمکرانی ها و غلام های خامنه ای جنگیدند (نسخه کامل 18 دقیقه) ـ


۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

حدیث روز


فتنه علماء سوء
عَن عَلِیٍ کَرَّمَ الله وَجهَهُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ الله صَلَّی الله عَلَیهِ وَسُلَِّم : یُوشِکُ أَن یَأتِی عَلَی النَّاسِ زَمَان ًلایَبقَی مِنَ الاسلامِ اِلا إِسمُه وَلا یَبقَی مِنَ القُرآنِ إِلا رَسمُه مَسَاجِدُهُم عَامِرَۀٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الهُدَی عُلَمآءُهُم شَرٌّ مِن تَحتِ أَدِیمِ السَّمآءِ مِن عِندَهُم تَخرُجُ الِفتنَۀَ وَفِیهِم تَعُود
( رواه البیهقی فی شعب الایمان . مشکوۀ شریف صفحه 38 )
حضرت علی می فرماید رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند : بزودی یک زمانه می آید که از اسلام فقط نام باقی می ماند واز قرآن فقط نقوش آن... مساجدشان زیبا وبا رونق می شوند در حالی که از هدایت خالی هستند در زیر آسمان سبز آن زمان بدترین انسان ها علماء هستند ( البته بعضی از علماء منافق و سوء ) فتنه از آنها شروع می شود وبه آنها بر می گردد یعنی محور فتنه می شوند .
حقیقتا اگر امروزه کمی به این احادیث زیبای حضرت رسول مقبول بنگریم کاملا مشهود می شود که این همان زمان است از اسلام چیزی به جز نام آن باقی نمانده است چون اسلامی که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب پاک او معرفی کردند این بود که انسان کاملا خود را برای الله تعالی و دین او وقف بنماید و کسی را با دست وزبان خود نیازارد که متاسفانه امروزه از چنین افرادی محروم شده ایم یعنی فقط نام اسلام را یدک می کشیم در حالی که تمامی رسومات یهود ونصاری در زندگی مان یافت می شود و متاسفانه امروزه خود علماء هم از رسومات کفریه متاثر شده و عقاید خود را تحریف نموده اند مثلا عقیده ولاء وبراء ( دوستی با مومنان وبیزاری از کفر کافرو رافضیت  ) یکی از مهمترین عقاید اهل سنت است که بدون آن از اسلام و ایمان چیزی نمی ماند ولی حتی علماء ما هم اکثرا از این عقیده محروم هستند  و علماء ما با کفار بدتر از یهود یعنی شیعه و رافضی ها دست دوستی می دهند و هیچ توجهی به این عقیده اسلامی ندارند که بدترین عمل در اسلام بشمار می رود 
و مطلب دوم حدیث که می فرماید از قرآن فقط نقوش باقی می مانند این که حالا می بینیم که کسی به احکامات الله تعالی توجهی نمی کند وحدود الله تعالی را پایمال می کنند و امروزه حتی علماء جهان اسلام هم نسبت به حدود الله تعالی کوتاهی وسستی می کنند و از ترس حکومت گران جابر حاضر به گفتن حق نمی باشند و عقاید اسلامی را تبلیغ نمی کنند در حالی که می بینند مردم بر اثر این کوتاهی آنان به طرف مرز کفر در حرکت هستند واز عقاید و احکامات قرآن روز بروز دور و دورتر می شوند وکسی حاضر نیست بر احکامات قران عمل بنماید
و چون علماء مسئول حفاظت ایمان این امت هستند ولی نسبت به این مسئولیت خود کوتاهی می کنند رسول مقبول صلی الله علیه وسلم فرمودند بدترترین انسان های روی زمین هستند . ایمان و اسلام یعنی دوستی با الله تعالی و کفر وشرک و رفض یعنی دشمنی با الله تعالی  و چون مردم از دایره دوستی الله تعالی خارج شده و در زمره دشمنان الله تعالی داخل می شوند ودر این مسئله علماء بخاطر منافع شخصی خود سکوت نموده و در برابر ایمان مردم بی احساس شده اند بدترین انسان های روی زمین قرار می گیرند لذا آن دسته از علمایی همچون مولوی غلام خمینی جنگی زهی و مولوی کریم زایی وبارانی وافراد خبیث دیگری که نسبت به ایمان مردم بی توجه هستند و از حکومت های ظالم حمایت می کنند ومردم را از رافضیت و حکومت کفریه جدا نمی کنند و بی توجه هستند جزء این زمره هستند و در این وعید داخل می گردند و مبارکشان باد لعنت الله تعالی در دنیا وعذاب دوچندان در آخرت 
ابوالقاسم بلوچ

وفات مشبوه مولوی مراد بارکزهی در سراوان



ویژۀ سنى نيوز: مجاهد نستوه مولانا محمد مراد بارکزهی در 21 بهمن مصادف با 6 ربیع الأول 1432 هـ وفات کردند.
ایشان فرزند ارشد صوفی دوست محمد هستند که در اوائل انقلاب یکی از رهبران عمده اهل سنت مناطق سراوان بودند. صوفی دوست محمد پس از پیروزی انقلاب مدتهای مدیدی را در زندان و تبعید سپری کردند، و مؤلفاتش ضبط شده، نهایتا چون همراه و همسنگرشان مولوی شهداد سرجوئی توسط سربازان نظام مسموم، و به شهادت رسیدند.
مولوی مراد نیز پس از شهادت پدر از سوی نظام بشدت زیر فشار قرار گرفت و مجبور شد مدتی به پاکستان هجرت کند.
تمامی حرکات ایشان در کراچی نیز زیر نظر نظام بود و از هر گونه فعالیت سیاسی و دعوتی محروم بودند.
پس از ترور مولوی عبدالملک ملازاده سخنگوی اهل سنت در خارج و همراهشان مولوی عبدالناصر جمشیدزهی توسط نظام ایران در کراچی، و هجرت مولانا دیدگاه و مولانا عبدالرحمن اله وردی و مولانا محی الدین خراسانی و شیخ ملازاده به خارج از کشور، نظام خواست افراد خارج از کشور را به داخل دعوت کرده آنها را زیر نظر مستقیم خود درآورد.
طی یک سیاست دروغین با افراد روشنفکر اهل سنت در خارج تماس گرفته شد، و با وعده‌های سر خرمن و عفو عمومی و ساختار میهنی آزاد در زمان دولت خاتمی که برای بازی این نقش روی کار آمده بود، همه افراد مذکور من جمله دکتر حبیب ضیایی استاد دانشگاه بین المللی اسلامی پاکستان، البته منهای شیخ ملازاده که زیر بار نرفت به داخل کشور کشانده شدند.
پس از آمدن این افراد به داخل کشور، نظام آنها را از حرکت واداشته زیر نظر قرار داد.
مولانا محمد مراد بارکزهی با وجود فشارهای سازمان اطلاعات و اذیت و آزارهای پی‌در پی، به عنوان معاون مدرسه دینی اشاعت التوحید سراوان مشغول به خدمت شد، تا اینکه در حالتی بسیار مشبوه به دیدار حق شتافت. خانواده و نزدیکان ایشان نظام را در مسمویت ایشان متهم می‌کنند.
روحش شاد و یادش گرامی بادا!

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

دانشجوئي كه در 25 بهمن در تهران به شهادت رسيده است كرد و سني مذهب مي باشد



صانع ژاله دانشجوی کرد رشته هنر، اهل تسنن


جرس: در حالیکه یکی از دانشجویان کرد دانشگاه هنر تهران بنام «صانع ژاله»، روز دوشنبه ٢۵ بهمن در جریان سرکوب تظاهرات جنبش سبز با تیر مستقیم مورد هدف قرار گرفت و پس از اعزام به بیمارستان به شهادت رسید، خبرگزاری های وابسته به نهادهای امنیتی ادعا کردند "عوامل فتنه‌گر و منافقین مزدور در جریان اغتشاشات خیابانی به سوی رهگذران آتش گشودند كه در جریان این تیراندازی یك نفر از هموطنانمان شهید شد."

همزمان در یک اقدام سوال برانگیز، مسئول روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های كشور در گفت‌وگو با خبرگزاری امنیتی فارس اعلام كرد: "مراسم تشییع پیكر شهید صانع ژاله دانشجوی دانشگاه هنر تهران كه روز گذشته در اغتشاشات خیابانی مورد هدف تیر مستقیم گروهك تروریستی منافقین قرار گرفت، بامداد چهارشنبه از مقابل دانشگاه هنر تهران (چهارراه ولیعصر) به سمت دانشگاه تهران برگزار می‌شود."


گفتنی است منابع مستقل و حقوق بشری، شامگاه دوشنبه ضمن مخابرۀ کشته شدن یک تن و مجروح شدن چند نفر از شهروندان، تیراندازان را نیروهای امنیتی موتور سواری گزارش کرده بودند که مردم آنها را متوقف کرده و موتور سیکلت هایشان را آتش زده بودند.



ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران نیز به نقل از شاهدان عینی گزارش داده بود که تیراندازی توسط ماموران نیروی انتظامی و نه لباس شخصی و به وسیله سلاح کمری کلت صورت گرفته است.



گفتنی است همزمان و در حالیکه رسانه های امنیتی و در راس آنها فارس و جوان و رجا نیوز و جهان، متفقا عبارت "عوامل فتنه‌گر و منافقین مزدور در جریان اغتشاشات خیابانی در برخی معابر تهران به سوی رهگذران آتش گشودند كه در جریان این تیراندازی یك نفر از هموطنانمان شهید شد" را تکرار می کردند، هر کدام محل گلوله خوردن این دانشجو را متفاوت اعلام کرده اند.
بر این اساس، ابتدا جانشین فرمانده نیروی انتظامی با ادعای اینکه "دست سران فتنه بار دیگر به خون مردم آغشته شده"، گفت "در منطقه نواب - توحید گروهی از منافقان اقدام به تیراندازی به سوی مردم و نیروهای امنیتی کردند که در این جریان نه نفر از ماموران مجروح و متاسفانه یک نفر از مردم کشته شد. "
اما خبرگزاری فارس بعد از آن اعلام کرد : "فرد کشته شده، صانع ژاله متولد سال ۶٣ از هموطنان كردزبان اهل پاوه و دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر تهران است که توسط منافقین در خیابان امیر اكرم تهران با تیر مستقیم مورد هدف قرار گرفت كه پس از اعزام به بیمارستان به شهادت رسید."



رسانه های خبری مستقل نیز، به نقل از شاهدان، محل گلوله خوردن مرحوم صانع ژاله را تقاطع خیابان جمال زاده و انقلاب اعلام کرده و گفته اند "به علت اصابت گلوله به یک دانشجوی جوان بنام صانع ژاله، وی زخمی شد که پیش از رسیدن به مراکز درمانی به شهادت رسید. همچنین حال چند تن از زخمیان دیگر این حادثه وخیم گزارش شده است."
به گزارش آخرین نیوز، یک منبع مطلع خاطرنشان کرده "صانع ژاله ۲۶ ساله، اهل تسنن، متولد پاوه و دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر تهران بوده است."



همزمان و به گزارش فارس، هادی قاسمی مسئول روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های كشور در گفت‌وگو با این سایت خبری اعلام کرده است که "مراسم تشییع پیكر شهید صانع ژاله دانشجوی دانشگاه هنر تهران كه روز گذشته در اغتشاشات خیابانی مورد هدف تیر مستقیم گروهك تروریستی منافقین قرار گرفت ساعت نه و نیم فردا چهارشنبه از مقابل دانشگاه هنر تهران (چهارراه ولیعصر) به سمت دانشگاه تهران برگزار می‌شود. "



این خبرگزاری در تکمیل اظهارات این مقام لباس شخصی مستقر در دانشگاه، بدون اشاره به تظاهرات حامیان جنبش در پشتیبانی از قیامهای منطقه، ادعا کرد "تجمع غیرقانونی فتنه‌گران، عناصر منافقین، سلطنت‌طلبان و اراذل و اوباش در برخی خیابان‌های شهر تهران موجب بروز اغتشاشاتی شد كه با حضور به‌هنگام مردم، فتنه‌گران و دیگر عوامل مزدور مجبور به ترك صحنه شدند."



گفتنی است خبرگزاریها و رسانه های حامی دولت و وابسته به حاکمیت، به موضوع بازداشت های فله ای معترضین و همچنین دلیل اینکه با وجود هزاران نیروی یگان ویژه پاسداران و نیروهای انتظامی و امنیتی و همزمان لباس شخصی های مستقر در مسیر و محل های تجمعات - که برای مقابله با راهپیمایی سبزها بسیج شده و به شلیک گاز اشک آور و تیراندازی هوایی نیز روی آورده بودند- توان شناسایی و بازداشت ضاربین را نداشتند، هیچ اشاره ای نکردند.



سال گذشته و در جریان حوادث بعد از انتخابات نیز، گلوله خوردن و شهادت ندا آقا سطان، دانشجوی جوان فلسفه و همچنین برخی مضروبین حوادث را، توطئۀ "منافقین"، "سرویس های جاسوسی غرب و اسراییل"، "فتنه گران" (جهت مظلوم نمایی و کشته سازی)، و "ایادی استکبار" اعلام کرده بودند و زیر گرفتن معترضان توسط خودروهای نیروی انتظامی در حوادث عاشورا را نیز، "دسیسه ای مشکوک توسط منافقان" خوانده بودند.



گفتنی است در جریان حوادث اخیر مصر و تجمعات میدان تحریر نیز، حکومت مصر معترضان را "اوباش" و کشته شدن آنها و مخالفین دولت را "توطئه و توسط اجانب" ذکر کرده بود.

http://www.rahesabz.net/story/32577

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

آتش زدن سطل های زباله با شعار مرگ بر خامنه ای


منطقه جنگی در خیابان جمالزاده تهران 25 بهمن


تظاهرات تهران 25 بهمن مبارک بن علی نوبت سیدعلی


آتش زدن پلاکارد بزرگ خامنه ای ۲۵ بهمن


گوشمالی یکی از مزدوران رژیم در تهران


۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

بیوگرافی کوتاهی از ماموستا شێخ عزالدین حسینی


سید عزالدین در بهار سال ١٣٠٠ هجری شمسی در شهر مرزی بانە در خانوادەای مذهبی دیدە بە جهان گشودند.


ناصر سینا
شیخ عزالدین حسینی
سید عزالدین در بهار سال ١٣٠٠ هجری شمسی در شهر مرزی بانە در خانوادەای مذهبی دیدە بە جهان گشودند.
پدر ایشان شیخ صالح (در این منطقە از کردستان سیدها را عمدتا شیخ مینامیدند) از سادات برزنجە و درزمان خویش از علمای دینی منطقە بود؛ وی کە مخالف حکومت رضاشاە بود، مخفیانە با شیخ محمود حفید رهبر حکومت محلی و جنبش کردستان در سلیمانیە در ارتباط بود. شیخ صالح در سال ١٣١٩ فوت کرد.
سید عزالدین بسیار علاقمند بە تحصیل بود اما در بانە تا سال ١٣١٥ مدرسە وجود نداشت و نزد پدر خواندن را شروع کرد. صرف و نحو عربی، قرآن، گلستان و بوستان و کتابهای دیگری را در مکتب پدر آموخت.
سال ١٣١٧ بعنوان طلبە نزد ماموستا ملا سید حسین بە روستای سیسر در منطقە سردشت رفت؛ پس از سە سال مجددا بە بانە بازگشت و سپس در روستاهای حمامیان، نمەشیر، سیسر و مدتی هم نزد ماموستا ملا باقر روحانی و استاد مشهور منطقە مریوان در روستای بالک بە تحصیل پرداخت.
سال ١٣٢١ بە منطقە موکریان میرود کە در آنزمان مرکز فعالیتهای سیاسی و مبارزات ملی‌گرایانە بود. در سال ١٣٢٢ در منطقە بوکان جذب سازمان تجدید حیات کرد (مشهور بە کومەلە ژ.ک) شد و فعالیتهای سیاسی‌اش شروع شد.
سال ١٣٢٤ و بدنبال ایجاد جمهوری کردستان در مهاباد در مراسم حمل و افراشتن پرچم جمهوری کردستان کە از مهاباد بە بوکان آوردەشد بطور فعال شرکت کرد.
بهار سال ١٣٢٥ بە مهاباد کە پایتخت جمهوری بود میرود و مدتی نزد استاد مشهور منطقە ماموستا ملا حسین مجدی بە تحصیل ادامە میدهد.
سال ١٣٢٧ رسما از سوی ماموستا ملا علی ولزی در روستای حمامیان اجازەی فتوا و تدریس گرفتە و بعنوان پیشنماز و مدرس در روستای کانی‌رش منطقە موکریان شروع بەکار میکنند.
در فاصلە سالهای ١٣٣٠ تا ١٣٣٧ در روستاهای کانی رش، گولی و قادرآباد بوکان ملا و مدرس بودند.
رویدادهای سیاسی و اجتماعی این سالها تاثیر مستقیمی بر زندگی ایشان میگذارند. در فاصلە ١٣٢٩ تا ١٣٣٢ جنبش دهقانی فعالی در این منطقە در جریان بودە و ماموستا شیخ عزالدین کە هموارە حامی طبقات پایین جامعە بودند، آماج حملات مالکین و زمینداران منطقە گردیدە و بەهمین دلیل هم ناچار بە ترک روستای محل اقامت خودشان شدند. ماموستا هموارە دارای مواضعی ترقیخواهانە بودند کە آنرا در کمال شهامت ابراز میداشتند؛ برای مثال نظرات ایشان در مورد خرافات مذهبی، مسائل اجتماعی و مخالفتشان با ازدواج اجباری، ازدواج کودکان و دختران در سن پایین، سە طلاقە زبانزد خاص وعام بود.
این دوران همزمان است با جنبش ملی کردن نفت و دولت دکتر محمد مصدق در ایران، کودتای مرداد سال ١٣٣٢ و تغییر و تحولات متعاقب آن.
سال ١٣٣٧ ماموستا بعنوان مدرس در مدرسە علوم دینی مهاباد شروع بە کار میکنند. ایشان مدافع نظرات شیخ محمد عبدە مصری بودە و برای نمونە کتاب "رسالة التوحید" ویرا تدریس میکردند.
کسانیکە در مکتب ماموستا شیخ عزالدین میخواندند چە در مهاباد و چە سالهای قبل از آن، بە موازات مطالعات دینی معمول برای طلاب، با تاریخ مبارزات ملت کرد علیە ستم ملی نیز آشنا میشدند. انقلابی مشهور کردستان ملا احمد شلماشی کە با نام ملا آوارە در میان مردم شناختە شدە است از جملە شاگردان ایشان بود.
سال ١٣٤٧ ماموستا بعنوان امام جمعە مهاباد شروع بە کار میکنند.
در همین سال موج گستردەای از دستگیری مبارزین کرد بویژە در استان آذربایجان غربی و کردستان براه افتاد و پادگان جلدیان بە زندانی بسیار بزرگ تبدیل گردید. ماموستا را برای مدت کوتاهی دستگیر و بە پادگان جلدیان منتقل میکنند اما بە سبب فعالیت شخصیتهای روحانی و اهالی شهر مهاباد و احتمال برپایی تظاهرات، ایشان را آزاد میکنند.
طی سالیان اقامت در مهاباد بطور منظم با دانشجویان، فعالین و اعضای حزب دموکرات کردستان و بویژە مبارزین جنبش مسلحانە سالهای ١٣٤٨- ١٣٤٧ رابطە نزدیکی داشتند.
روز ١٧ خردادماە ١٣٥٧ در مراسم خاکسپاری مبارز دیرین عزیز یوسفی کە بەتازگی و بعلت مریضی از زندان شاە آزاد شدە بود شرکت و سخنرانی پرشوری ایراد کردند. سخنان ماموستا بر مزار این رزمندە مورد احترام مردم کە در شهر مهاباد و با شرکت هزاران نفر از شهرهای مختلف کردستان انجام گرفت انعکاس وسیعی داشت. این روز بعنوان آغاز جنبش تودەای در کردستان علیە رژیم سلطنتی بە حساب میآید.

در طول سال پر تحول ١٣٥٧ ماموستا کە در آبان ماە بعنوان رئیس شورای شهر مهاباد انتخاب شدەبودند، بطور مرتب در این شهر و نیز در دیگر شهرهای کردستان در مناسبتهای گوناگون با مردم بە پا خواستە ملاقات و در گردهمائیها و تظاهرات اعتراضی آنان بە سخنرانی و تهییج میپرداختند.
با سقوط رژیم شاە نقش ماموستا شیخ عزالدین بسیار برجستە شد. تمامی نمایندگان دولت موقت و مسئولان منطقە کە بە کردستان سفر میکردند با ایشان ملاقات و مشاورە میکردند.
روز ٢٩ بهمن ١٣٥٧ نخستین هیأت نمایندگان دولت کە آقای داریوش فروهر یکی از اعضای آن بود وارد مهاباد شدە و یکراست بە ملاقات ماموستا میروند. روز بعد و در جلسە وسیعی قطعنامەای از جانب نمایندگان شهرهای مختلف کردستان (از جملە رهبران حزب دموکرات و کومەلە) تقدیم هیأت دولت گردید کە یکی از مواد آن تصریح میکند کە ماموستا شیخ عزالدین حسینی صلاحیت دارند در رأس هر هیأتی قرار بگيرند كه از طرف خلق كرد با دولت مركزی وارد مذاكره بشود.
نوروز سال ١٣٥٨ و بدنبال رویدادهای خونین شهر سنندج، ماموستا یکی از مخاطبان اصلی مذاکرات هیأت بلندپایەای بودند کە از تهران برای مذاکرە وارد این شهر شدەبودند. هاشمی رفسنجانی، بنی‌صدر، آیت‌اللە بهشتی و آیت‌اللە طالقانی و . . از جملە اعضای این هیأت بودند. در یکی از نشستها هنگامیکە هواپیماهای فانتوم نیروی هوایی بر فراز شهر سنندج دیوار صوتی را شکستند طوری کە حتی در جلسە مذاکرات هم ایجاد اختلال کرد، ماموستا خطاب بە هیأت اعزامی جملە مشهوری گفتند: "فرق تاج و عمامە چیست؟ حکومت عوض نشدەاست، تاج شاهی رفتە و عمامە جای آنرا گرفتە است!"
روز ششم فروردین ١٣٥٨ ایشان طی اطلاعیەای اظهار داشتند: از آنجائیکە محتوای جمهوری اسلامی نامعلوم است، از شرکت در رفراندوم برای جمهوری اسلامی در ایران خودداری میکنم.
یکماە بعد و بە دعوت وزیر کشور مسافرتی بە تهران و قم انجام دادند؛ در این سفر با خمینی، مهدی بازرگان و وزیر کشور و تعدادی از دیگر مسئولان جمهوری اسلامی دیدار و گفتگو کردند. در دیدار با خمینی بهنگام خداحافظی کردن، خمینی میگوید من امنیت کردستان را از شما میخواهم، و ماموستا هم در پاسخ میگویند منهم خواهان خودمختاری کردستان از شما هستم.
دراین سفر همچنین در دانشگاە صنعتی شریف و در میان شور و احساسات گرم هزاران تن از دانشجویان سخنانی ایراد کردند و از جملە گفتند: " مذهبی كه مردم را رو در روی هم قرار دهد، مذهب الهی نيست . . . سانسور، نمونەای از بازگشت استبداد و ارتجاع است. . . ارتجاع را در هر لباس و هر رنگ و در هر شيوه ای محكوم مي كنيم. . . ما آزادی فعاليت تمام احزاب و گروههای سياسی و مترقی را خواستاريم. . . انقلاب هنوز به ثمر نرسيدەاست، چون هدف از انقلاب دگرگونی بنياديست."
هنگام بازگشت از این سفر بە کردستان در اوایل خردادماە ١٣٥٨ ماموستا در میان شور و احساسات بسیار شدید دهها هزار تن از مردم کە در کنار جادەها و در شهرها و شهرکهای کردستان صف بستەبودند روبرو گردیدند. این مسیر از سنندج شروع و با گذشتن از دیواندرە، سقز، بانە و بوکان در مهاباد شهر محل اقامتشان خاتمە یافت.
روز پنجم تیرماە ١٣٥٨ در مصاحبەای در مورد درگیری مسلحانە هشدار دادند: " استقرار امنيت بايد زير نظر شوراهای منتخب مردم باشد. . . وضعيت پخش اسلحه در كردستان [از طرف دولت] به صورتی درآمده است كه چنانچه در مورد آن فكری نشود، كردستان در آستانه جنگ داخلی قرار مي‏گيرد."
٢٨ مرداد ١٣٥٨ فرمان جهاد خمینی علیە مردم کردستان صادر شد و ماموستا شیخ عزالدین همراە مبارزین کردستان در مناطق کوهستانی مستقر شدند و از طریق رسانەهای بین‌المللی و دیدار با خبرنگارانی کە مخفیانە بە ملاقاتشان میآمدند صدای مردم کردستان را بە گوش جهانیان میرساندند.
چند هفتە بعد "دفتر ماموستا شیخ عزالدین حسینی" برای پیشبرد و انجام کارهای ماموستا تشکیل شد کە اعضای آن از افراد نزدیک بە ایشان و از مبارزین شهرهای مختلف کردستان بودند.
روز دهم آبانماە ١٣٥٨ بنا بە درخواست ماموستا و بە مناسبت عید قربان صدها هزار تن از مردم شهرها و روستاهای کردستان طی گردهمائی‌ها و تظاهرات پرشکوە و گستردە حمایت کامل خود را از جنبش حق‌طلبانە خود ابراز نمودە، یاد شهدای جنبش را گرامی داشتە و مخالفت خود را با رژیم جمهوری اسلامی نشان دادند.
در پاییز همانسال چندین نشست با نمایندگان اعزامی دولت کە بە منظور مذاکرە از تهران بە مناطق مرزی سردشت آمدەبودند انجام گرفت کە ماموستا در این جلسات نقش عمدەای ایفا نمودند. در همین ایام "هیأت نمایندگی خلق کرد" تشکیل گردید کە ریاست آنرا شیخ عزالدین حسینی برعهدە داشتند و حزب دموکرات کردستان، کومەلە و شاخە کردستان چریکهای فدایی دیگر اعضای آن بودند.
٢١ آذرماە ١٣٥٨ نخستین و تنها جلسە رسمی مذاکرە بین هیأت ویژە دولت و هیأت نمایندگی خلق کرد در مهاباد برگزار گردید.
تا پایان سال ١٣٥٨ جلسات و نشستهای پراکندەای میان نمایندگان دولت و نیز فرستادە ویژە خمینی بە کردستان با ماموستا و سازمانهای سیاسی بە منظور ازسرگرفتن مذاکرات رسمی انجام میگرفت. باوجود تلاشهای فراوان و حسن نیت ماموستا و بە سبب کارشکنیهای نمایندگان اعزامی از تهران و قم، این دیدارها بدون نتیجە ماند.
در فروردین ماە ١٣٥٩ ماموستا مسافرت مهمی را بە شهرهای مختلف کردستان آغاز کردند کە از مهاباد شروع و شهرهای بوکان، سقز، دیواندرە، سنندج، مریوان و بانە را در برگرفت. این سفر در همە جا با استقبال بسیار پرشور مردم و حضور دهها هزار نفری در میتینگها و گردهماییها روبروشد کە ماموستا طی سخنرانیهای مفصلی اعلام میداشتند کە مردم کردستان خواهان صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز بودە و علیە هرگونە توسل بە اسلحە و ایجاد درگیری هستند. عکسها و فیلمهای موجود از این سفرها سیمای رهبری محبوب و تودەای را نشان میدهد کە مردم کردستان امیدها و آرزوهای خود را در مواضع و دیدگاههای ایشان میدیدند. متأسفانە این امیدها با یورش مجدد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بە شهرهای کردستان در آخرین روزهای فروردین این سال تبدیل بە یأس شد.
در اوائل سال ١٣٦١ ماموستا نمایندە ویژەای بە اروپا اعزام کردند تا ضمن تماس با رسانەهای مختلف، افکار عمومی جهان را در جریان اوضاع کردستان و جنبش حق طلبانە مردم آن و جرائم جمهوری اسلامی قراردهد. این نمایندە حامل نامەهایی برای پاپ در واتیکان، دبیرکل سازمان ملل و تعدادی از رهبران کشورهای اسلامی و عربی و از جملە یاسر عرفات بود. همچنین متنی تحت عنوان پیام و دیدگاههای ماموستا شیخ عزالدین حسینی برای افکار عمومی جهان، ایرانیان و کردهای مقیم خارج بە زبانهای کردی، فارسی و فرانسە پخش گردید. بعدها گزارش این سفر کە کشورهای فرانسە، انگلستان، آلمان، دربار واتیکان، ایتالیا، سوریە و لبنان را دربر میگرفت، برای آگاهی افکار عمومی کردستان و ایران منتشر شد.
پاییز همانسال ماموستا بە مدت ٩ هفتە سفری بە پاریس و سپس بە عربستان انجام دادند. در سفر پاریس علاوە بر مصاحبە با رادیو تلویزیون و روزنامەهای بزرگ فرانسە مصاحبە مهمی با بخش فارسی بی بی سی انجام دادند. همچنین دیدارهایی با تعداد زیادی از نویسندگای، شاعران، روزنامەنگارا و سیاستمدارانی از فرانسە، انگلستان، ایرلند، آلمان، ایتالیا، ایرانی و کرد انجام دادند. در همە این دیدارها ماموستا با دقت درمورد اوضاع سیاسی و اجتماعی کردستان و مبارزات حق‌طلبانە و آشتی‌خواهانە مردم کرد و نیز جنایات و ستمگریهای جمهوری اسلامی ایران با مخاطبین خود بە گفتگو مینشستند. در عربستان سعودی ایشان همچنین در مراسم حج عمرە شرکت کردند.
طی سالهای ١٣٨٤ تا ١٣٦٧ ماموستا در شرایط دشواری در مناطق مرزی ایران و عراق در کردستان زندگی میکردند و فعالیت خویش را از طریق دادن اطلاعیە و پخش و تبلیغ دیدگاههایشان بە شیوەهای گوناگون ادامە میدادند. در همین مدت بود کە محل اقامت ایشان در منطقە مرزی استان سلیمانیە هدف حملە هواپیماهای جنگی حکومت بعث عراق قرار گرفت کە در نتیجە باکمال تأسف یک مادر و فرزند خردسالش شهید شدە و خود ماموستا و همسرشان بە همراە نە پیشمرگ زخمی شدند.
سال ١٣٦٧ برای دیدار با یاسر عرفات بە کشور تونس مسافرت کردند و سپس مسافرتی بە سوئد و فرانسە انجام دادە مجددا بە کردستان برگشتند.
از تابستان سال ١٣٦٩ در کشور سوئد اقامت گزیدند.
ماموستا یکی از شرکت کنندگان در کنفرانس استکهلم در آغاز سال ١٩٩١ بود کە بە منظور بررسی اوضاع و احوال کردستان و آیندە آن با شرکت تعداد کثیری از سیاستمداران، نویسندگان، روزنامەنگاران و فعالین سیاسی و مدنی کرد و خارجی تشکیل گردید.
ایشان چند سالی در جریان تشکیل کنگرە ملی کرد در بروکسل فعالانە شرکت داشتند. همچنین در چندین کنفرانس و کنگرە در کشورهای فرانسە و آلمان در مورد مسائل و آیندە کردستان و ایران شرکت نمودند. ماموستا در طی فعالیتهای سیاسی خویش هموارە با مبارزین جنبش آزادیخواهانە کرد در دیگر بخشهای کردستان از نزدیک در تماس بودە و هموارە یکی از حامیان مبارزە ملت کرد علیە ستم ملی در سراسر کردستان بودند.
خردادماە سال ١٣٨٣ یک مراسم بزرگداشت از ماموستا شیخ عزالدین حسینی از جانب انجمن پژوهشگران ایران در چهارچوب کنفرانسی در استکهلم زیر عنوان "آیندە ایران، ایران کجاست، ایرانی کیست؟" با حضور خود ایشان برگزار گردید کە طی آن از ایشان تجلیل شایستەای بەعمل آمد.
در زمان اقامتشان در سوئد ایشان بە صورتی فعال در دیدار با سیاستمداران، نویسندگان، شاعران و شخصیتهای برجستە کردستان و ایران میکوشیدند تا ضمن بیان مواضع و دیدگاههای خویش در زمینەهای گوناگون، از نقطە نظرات مخاطبین خود نیز مطلع گردیدە با آنها وارد بحث و گفتگو شوند.
ماموستا در تمام سالهای زندگی بسیار علاقمند بە مطالعە و خواندن کتاب بودند. در این زمینە برایشان مهم این بود کە محتوای کتاب تا چە اندازە در زمینە تاریخی، علمی و دینی و ادبی پربار باشد و بدین ترتیب بود کە بدون تعصب خاصی تا آخرین روزهای زندگی بیشتر اوقاتشان بە مطالعە کتاب میگذشت.
ماموستا هموارە با انجام مصاحبە و دیدار با رسانەهای دستەجمعی و بویژە از طریق کانالهای تلویزیون ماهوارەای و رادیوهای کردی زبان آخرین تحولات سیاسی کردستان، ایران و منطقە را مورد بررسی قرار میدادند و بە سوالات گوناگون پیرامون دیدگاهها و نظرات خودشان پاسخ میگفتند.
آخرین مصاحبە رسانەای ایشان روز ١٦ شهریور ١٣٨٩ و شرکت در برنامە بە عبارت دیگر تلویزیون بی بی سی بود کە انعکاس بسیار وسیعی در سطح کردستان، ایران و خارج از کشور داشت. این گفتگو شامل نظرات ماموستا شیخ عزالدین حسینی در مورد آزادی و دموکراسی، باورهای دینی، برابری زن و مرد، نقش حکومت دینی و همچنین جنبش سبز میشد.

ماموستا شیخ عزالدین و همسرشان دارای هفت فرزند بە اسامی عایشە، فاطمە، جمال‌الدین، شیرین، پروین، سیران و جمیلە هستند.
http://kurdishperspective.com

دعوت سبزها برای شرکت «مسالمت آمیز» در راهپیمایی ۲۵ بهمن



در ادامه حمایت گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی از راهپیمایی روز دوشنبه در ایران، «شورای هماهنگی راه سبز امید» و شاخه جوانان جبهه مشارکت با انتشار بیانیه‌های جداگانه‌ای خواستار مشارکت «مسالمت‌آمیز» مردم ایران در این راهپیمایی شده و مخالفت دولت با آن را موجب «سرافکندگی» دولت در سطح بین‌المللی و نشانه «عدم صداقت»‌ جمهوری اسلامی در اعلام «همراهی با مردم تونس و مصر» دانسته‌اند.
بیشتر بخوانید:به نوشته وبسایت کلمه، شورای هماهنگی راه سبز امید، روز یکشنبه با انتشار بیانیه‌ای از درخواست رهبران مخالفان دولت در ایران برای برگزاری یک راهپیمایی در روز دوشنبه برای اعلام همبستگی با مردم تونس و مصر حمایت کرده و خواستار حضور مردم در این راهپیمایی شده است.در بخشی از این بیانیه خطاب به مردم ایران آمده است: «مردم شریف ایران و رهروان جنبش سبز با عزم راسخ و حفظ آرامش در این راهپیمایی مسالمت‌آمیزشرکت نمایند و به عوامل نفوذی خشونت طلبان در هرحالتی اجازه تغییر روند راهپیمایی و اعمال خشونت را ندهند.»مهدی کروبی و میرحسین موسوی، دو تن از رهبران مخالفان دولت در ایران، یکشنبه هفته گذشته در نامه‌ای به وزارت کشور با استناد به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی خواستار صدور مجوز برای یک راهپیمایی در حمایت از جنبش مردم تونس و مصر در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه در تهران شده‌ بودند.هر چند بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‏‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است»، اما مقام‌های جمهوری اسلامی هیچ‌گاه به معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته رسماً‌ اجازه برگزاری راهپیمایی نداده‌ و گردهمایی‌های مسالمت‌آمیز آنها را نیز با توسل به خشونت به شدت سرکوب کرده‌‌اند.

همچنین در واکنش به درخواست رهبران مخالفان دولت برای انجام راهپیمایی روز دوشنبه، مهدي عليخاني‌صدر، معاون مدیر کل سیاسی وزارت کشور، روز شنبه با «سیاسی» خواندن این درخواست گفته بود: «اين عناصر به غيرقانوني بودن درخواستشان كاملاًً واقف هستند و مي‌دانند كه مجوز اغتشاش دريافت نمي‌كنند.»

پیشتر نیز غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، دادستان کل کشور، درخواست صدور مجوز از سوی رهبران مخالفان را «اقدامی سیاسی» توصیف کرده و از آن با عنوان تلاش برای «ایجاد تفرقه» نام برده بود.

در مقابل شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه خود در این باره آورده است: «لازم است وزارت کشور در اجرای وظائف قانونی خود و در جهت حق قانونی مردم، تضمین شده در اصل ۲۷ قانون اساسی، با اعلام صدور مجوز برای راهپیمایی ۲۵ بهمن در حمایت از جنبش های مردمی تونس و مصر پاسخگوی درخواست راهپیمایی اقایان موسوی و کروبی باشد.»

در این بیانیه همچنین از وزارت کشور خواسته شده است، «در اسرع وقت» مردم را از تدابیر اتخاذ شده به منظور «حفظ امنیت شهروندان و برگزاری مسالمت آمیز» مطلع سازد.

شورای هماهنگی راه سبز امید در ادامه افزوده است: «عدم پاسخگویی به این درخواست و نبود تمهیدات لازم جهت برگزاری مسالمت‌آمیز آن موجبات سرافکندگی بیشتر دولت ایران در سطح ملی و بین المللی خواهد بود و عملاً مواضع رسمی آن را در حمایت از جنبش‌های مردمی تونس و مصر زیر سئوال خواهد برد.»

همچنین شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای، با حمایت از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری راهپیمایی روز دوشنبه تاکید کرده است: «ما جوانان اصلاح طلب شاخه جوانان جبهه مشارکت که به لطف خدا همواره با غرور در تمام روزهای سخت و سرشار از بیم و امید قبل و بعد از انتخابات در میان مردم بوده‌ایم، اینک نیز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ برای حمایت از آزادی خواهی و عدالت طلبی در هر گوشه این خاک و سرزمین فریاد همبستگی سرخواهیم داد و بر این باوریم که اتحاد برای گسترش آزادی و عدالت در هر نقطه از جهان، قلب‌های آزادی خواهان را به هم نزدیک‌تر می‌کند و امید و باور و ایمان و صبر و استقامتشان را در مسیر سبز پیروزی بیشتر و عمیق‌تر می نماید.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «درخواست دو یاور سرافراز جنبش سبز ایران برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از مردم آزادی خواه مصر و تونس و نیز استقبال لایه‌های مختلف جنبش سبز برای شرکت در این راهپیمایی، نشان از تفکر آزادی خواهی و ظلم ستیزی جنبش سبز ایران برای همه‌ی مردم جهان، در هر خاک و سرزمینی دارد.»

شاخه جوانان جبهه مشارکت در بیانیه خود همچنین آورده است: «ما فرزندان جنبش سبز ایران در جبهه‌ مشارکت ایران اسلامی بر این باوریم که ایجاد هرگونه مانع برای برگزاری این راهپیمایی و هرگونه برخورد خشونت آمیز کودتاگران با مردم در روز ۲۵ بهمن نشان از عدم صداقت آنان در همراهی با مردم مصر و تونس دارد و بار دیگر دروغ پردازی اثبات شده آنان را به نمایش خواهد گذاشت و بی شک رسوایی هر چه بیشتر آنان را در جهان، بویژه برای مردم آزادی خواه مصر و تونس را در پی خواهد داشت.»

درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای صدور مجوزی برای یک راهپیمایی دیگر در روز ۲۵ بهمن ماه با استقبال گسترده مخالفان دولت در اینترنت روبرو شده و شمار زیادی از گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب نیز از آن حمایت کرده‌اند.

در همین راستا روز شنبه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز با انتشار بیانیه‌ای در حمایت از جنبش‌ مردم تونس و مصر در این باره آورده بود: «مجمع مدرسین و محققین امیدوار است ملت آزادیخواه ایران نیز به ویژه در قالب راهپیمایی‌های مستقل، مردمی و غیر دولتی به جمع حامیان این بیداری اسلامی در سراسر جهان بپیوند.»

بعد از تونس و مصر نوبت ایران است



دکتر غلام رضا حسین بر
به این نتیجه رسید که مردم از صحنه خارج نخواهند شد و هر روز که بگذرد بر تعداد مبارزان افزوده خواهد گردید و سخت گیری و کشتار مردم، آنان را خشمگین تر و مصمم تر خواهد نمود. خشم بیشتر، اراده را، نه تنها برای موفق شدن بیشتر میکند، بلکه، میل شدید برای انتقام پدید می اورد.
‫دولت مصر، مثل همه دولتهای مستبد و دیکتاتور، توسط یک نفر، حسنی مبارک، گردانده میشد. مردم هم همان یک نفر را هدف قرار دادند؛ اما در دوره بحران، مبارک احتیاج به همکاری گروه وسیعی پیداکرد که قبلا شریک او بودند. این شرکا اراده تزلزل ناپزیر مبارک را نداشتند و در زمانی که بحران به اوج رسید، دوچار تزلزل شدند و در صف شان جدایی افتاد. ‫بعضی خبر های محرمانه که به خارج درز کرده است، نشان میدهد که مبارک، پس از بروز اختلاف در میان سران ارتش، استعفا داده است.
‫در انقلاب ۵۷ ایران چنین نشد. اولین کس که دوچار تزلزل شد، شاه بود. دیگران که تردید و تزلزل شاه را دیدند، خود نیز سست شدند. در تونس، بن علی تا آخرین لحظه ایستادگی کرد، ولی ارتش متزلزل گردید و بن علی را مجبور به خروج از کشور گرداند تا جلو رادکالیزه شدن انقلاب را بگیرد.
‫اما در ایران اراده برای سرکوب و اراده برای مقاومت نقش تعیین کننده را دارد. اگر اراده برای سرکوب بسیار قوی باشد، مردم باید حاضر باشند تا حد استقامت و فداکاری را تا میزانی افزایش دهند که لازمه پیروزی باشد؛ یعنی پیروزی بهر قیمت. ‫بعضی پیروزی با حد اقل هزینه را مطرح میکنند. این شعار گمراه کننده است؛ زیرا تغییرات بزرگ با حد مناسب و لازم هزینه انجام میگردند، نه حد اقل هزینه.
اگر اراده مردم برای پیروزی تا بی نهایت قوی بشود، اراده برای سر کوب در میان عوامل سرکوب که مردم عادی هستند، به سرعت سست میشود و موجب ترس خامنه ایی و احمدی نژاد میگردد. اراده سرکوب بستگی به فرهنگ هر کشور و نظام ارزشی رهبران دارد. مصر و تونس دو کشور سکولار بودند و نظام ارزشی مبارک و بن علی بر اساس اصول مدرن مبتنی بود. فرهنگ آنها فرهنگ سخت گیری و مدارا بود؛ یعنی اینکه تا میتوانستند مدارا میکردند و هر وقت با تند روی روبرو میشدند، دست بسرکوب میزدند. اما هیچ کدام حاضر نشدند، مثل حافظ اسد، دست به قتل عام بیست هزار نفر در سوریه بزن‌ند.
‫حافظ اسد یک شیعه علوی بود و در فرهنگ تشیع، ظرفیت برای خشونت و کشتار، بسیار بیشتر از تسنن است. مشخصه مهم تسنن مدارای بیشتر و مشخصه مهم تشیع سرکوب بیشتر است. به همین دلیل کسی در سوریه جرات نکرد که به خیابان برود و دست به تظاهرات بزند؛ در حالیکه در تمام کشورهای سنی، تظاهراتی در سطوح مختلف انجام شد.
‫اکنون بنظر میرسد که بعد از تونس و مصر نوبت ایران باشد. ‫ایران بیش از کشور های دیگر آمادگی تغییر و تحول را دارد؛ اما باید تحولات را به صورتی رهبری و مدیریت کرد که تغییرات جدی و ساختاری را تضمین کند.

مردم ایران در گذشته، چند بار تا آستانه پیروزی رسیده اند‫. اینک باید درس های زیر را در نظر داشته باشند:
‫۱. ‫در گذشته تظاهرات پیوسته و دراز مدت نبود. این بار تظاهرات باید پیوسته و دراز مدت باشد. مردم باید خود را آماده کنند که که به مدتی طولانی در خیابانها بمان‌ند.
‫۲. ‫در گذشته مردم حاضر نمیشدند هزینه لازم و کافی به پردازند. این بار، بای حاضر باشند هر هزینه ای لازم باشد به پردازند.
‫۳. هدف اولیه و نهایی تغییر رژیم نبود. این بار باید هدف اولیه و نهایی تغییر رژیم بهر قیمت باشد.
‫۴. رهبری مبارزات با کسانی بود که از داخل رژیم بر خاسته بودند. این بار ، رهبری باید با کسانی باشد، که هیچ گونه دلبستگی به رژیم نداشته باشند.
‫۵. رهبری مبارزات باید منظم و شبکه ای باشد و هر ایرانی باید خود را مسوول مستقیم پیروزی به شناسد.
‫۶. شعا ر ها باید متوجه ولایت فقیه، خامنه ای و احمدی نژاد باشد.
‫۷. اخبار مبارزات باید به سرعت به گوش جهانیان برسد.
‫۸. حد اکثر همکاری بین نیروهای متفاوت انجام گیرد.
‫۹. از همه اینها مهمتر، مخالفین رژیم باید دور هم جمع شوند و یک بینش ملی برای ایران تنظیم کنند تا همه ایرانیان مطالبات، مسوولیتها و تکالیف خود را به روشنی ‫به بین‌ند و بدانند.

اما ایران یک حکومت دینی دارد که اساس آن بر تشیع صفوی است. ولایت مطلق فقیه به معنی قدرت مطلق فقیه است و خامنه آیی قدرتی دارد که تا کنون هیچ کس در جهان نداشته است. وی مردی کم عقل و بسیار جاه طلب است؛ لکن، تظاهرات گذشته اثبات کرد که بیماری و عذاب وجدان او را تا حد زیادی آسیب پذیر نموده است. در گذشته، دست کم، دوبار، چنان ترسیده بود که نزدیک بود دست به فرار بزند.
‫ظاهر خامنه ای، رنگ رخسار وی، طرز سخن گفتن او و مجموعه علایم و شواهد نشان میدهد که او بدنی ضعیف و روحیه ای در مانده دارد. بن علی و مبارک که تندرست و سالم بودند نتوانستند یک ماه دوام بیاورند. خامنه ای هم قطعا نمیتواند به مدت طولانی دوام بیاورد. شرایط جهانی هم برای سقوط جمهوری اسلامی مناسب تر شده است. به همین دلیل کار مردم ایران، اکنون از سال های گذشته آسان تر و کم هزینه تر گردیده است.
‫ بهر حال رژیم آماده سقوط است؛ و مردم ایران باید آماده باشند تا فدا کاری لازم را بنمایند تا پیروز شوند. ایرانیان باید بدانند که سرنگونی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر امکان پذیر ترشده است. این فرصت طلاعی را نباید از دست بدهند. عربها دارند تاریخ خاورمیانه را عوض میکنند. ایرانیها هم فرصت یافته اند پس از هزا ر و چهار صد سال تاریخ خود را تغییر دهند.

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

آتش زدن عکس خامنه ای، تهران


روز مواجهه با افعی



بیست و پنج بهمن هر طور که برگزار شود سرنوشت‌ساز است. از بدترین حالتهایش برای جنبش سبز که پس گرفتن فراخوان توسط موسوی و کروبی و حضور بسیار کمرنگ معترضان در خیابان باشد تا حالتهایی رویایی مثل آمدن چند میلیون نفر به خیابان و ماندن در میدان آزادی و عقب زدن حکومت. تغییرش البته به شیوه‌های چند هفته‌ای محال است. اگر با ارتشی کلاسیک مواجه بودیم شاید، با سپاه و بسیج نه. در رمان قلعه حیوانات جرج ارول، یکی از دو خوکی که بعد از مردن خوک پیری که رهبر انقلاب حیوانات علیه مزرعه‌دار ظالم است، رهبری حیوانات را به دست گرفته‌اند در همان اوایل کار انقلاب، چند توله تازی را بی سر و صدا جدا می‌کند و به گوشه‌ای می‌برد. مدت‌ها بعد، موقع تسویه حساب اصلی که فرا می‌رسد ده دوازده تا تازی مهیب از گوشه و کنار سر می‌رسند و در یک حرکت برق‌آسا چنان نسقی از مخالفان می‌گیرند که همه ماستها را کیسه می‌کنند. جرج اورول انگلیسی البته آن رمان را در هجو نظام‌های کمونیستی و توتالیتر چپ نوشته بود.
سال‌هاست که در هر اداره‌ای، هر دانشگاهی، هر مدرسه‌ای، هر پادگانی، یا دفتر بسیج وجود دارد یا نهاد نمایندگی ولی‌فقیه یا دفتر حراست و معمولا هر سه به اضافه طفیلی‌هایی مثل جامعه اسلامی فلان و هیات محبان بهمان. اولی را سپاه شارژ می‌کند دومی را بیت ولی‌امر مسلمین جهان و سومی را وزارت اطلاعات. این یعنی آنکه چند میلیون نفر از بیکاره‌ترین و عقده‌ای‌ترین آدمهایی که ذهنشان با تئوری فاشیستی-توتالیتر ولایت مطلقه فقیه پر است در دفاتری نشسته‌اند که کاری جز گرفتن بودجه‌های هنگفت و پر کردن بیلان‌های سالیانه با مواردی نظیر “برگزاری جلسه توجیهی دشمن‌شناسی سطح یک و دو برای برادران و خواهران” و “شرکت در اردوی راهیان نور به همراهی دو تن از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت” ندارند.
فقط در یک قلم، پادگان‌ها و تمام مراکز نظامی و انتظامی کشور را، از ارتش و سپاه تا پلیس راهنمایی و رانندگی در نظر بگیرید. در هر مرکزی، چه پادگان باشد چه ساختمانی دو طبقه با ۱۲ تا اتاق برای چک کردن پرونده‌های تخلفات رانندگی، حتما پیش‌نمازی وجود دارد که بخشی از حقوق چرب و چیلی‌اش را از آن موسسه و بخش دیگری را از ستاد اقامه نماز می‌گیرد و یکی دو تا هم عمله عکره دارد. در پادگان‌های بزرگتر، نامش “نهاد نمایندگی” است و ده‌ها آخوند و نوحه خوان در آنجا هستند. طبق “قانون” به رئیس آنجا درجه سرتیپی می‌دهند تا عملا بر همه نظارت داشته باشد هرچند که حاج‌آقا خطاب می‌شود. تمام دوره‌های عقیدتی سیاسی طبق نظارت حاج آقا انجام می‌شود که البته معمولا هفته‌ای چند ساعت در مرکز نظامی حاضر نمی‌شود و سر در آخور ده نهاد دولتی و مذهبی دیگر هم دارد.
چهل درصد سهمیه دانشگاه‌ها رسما در اختیار ایثارگرانی‌ست که نه خودشان وجود دارند و نه دیگر بچه‌هایشان در سن و سال دانشگاه رفتن‌اند و باز طبق قانون به بسیجی‌ها می‌رسد. (باورکردنی نیست؟ بخوانید)  بسیجی‌هایی که نه فقط از این خوان یغما بهره‌ می‌برند که سربازی‌شان هم مالیده می‌شود. دو هفته اردوی عشق و حال در جنوب کشور و بعد برگه‌ای دریات می‌کنند که نه‌تنها با آن از دوره آموزشی سربازی‌شان معاف می‌شوند بلکه تا شش ماه از مدت سربازی‌شان کم می‌شود. این البته مال پخمه‌ترین‌هاست که نتوانسته باشند با دو سه تا دیگر از همان برگه‌ها کل سربازی را معاف شده باشند یا امریه‌ای برای فلان نهاد گرفته باشند. در دانشگاه‌ها بیشترین قدرت را دارند برای برهم زدن هر نوع فعالیت فرهنگی و دردسر درست کردن برای هر استاد و دانشجو و کارمندی. عقرب‌هایی مثل احمدی‌نژاد و دانشجو و زاکانی .
اطلاعاتی‌ها در هر سازمان و اداره‌ای جزیره کوچک خوشبختی دارند با درهای بسته و فارغ از هر نظارت و بیلان‌کاری و موظف به انجام دلپذیرترین وظیفه برای تمام سادیستی‌های عالم: فضولی در رفتار و کردار کارمندها و روئسایشان و پرونده درست کردن برای خلق‌الله و اعمال نفوذ در هر رده‌ای و داشتن موقعیت برای هر نوع سواستفاده‌ای از نقدی تا جنسی.
و علاوه بر همه اینها استفاده دقیق و هوشمندانه از تمام پتانسیل‌های شیعه برای برساختن و ماندن در قدرت مطلقه را نباید فراموش کرد. مبتذل‌ترنش شاید همان باشد که روزی در مشهد دیدم: راننده‌ی آژانس که مردی بود میانه سال و به تنگ آمده از فقر و بیکاری فرزندان تحصیل‌کرده‌اش داشت به سرتا پای حکومت بد و بیراه می‌گفت. پرسیدم حاضر است علیه حکومت کاری کند؛ گفت چرا که نه. گفتم حتی علیه خود خامنه‌ای؟ گفت آن یکی دیگر نه. نه اینکه بترسم… سید اولاد پیغمبر است. آری اینچنین است برادر!
به تمام اینها باید اضافه کرد امپراتوری عظیم سپاه پشت درهای بسته مراکز نظامی را که از واردات موبایل تا خرید و فروش وزارت ارتباطات، دست به معامله‌اند. معامله‌: تو حکومت من را حفظ کن هر کاری خواستی در مملکت بکن. به مصداق آیه شریفه من راضی تو راضی گور بابای ناراضی. با وجدانی آسوده‌تر از شاهان قاجاری که یکبار گمرک را می‌فرختند یک بار تنباکو را، نه اینکه از یک کنار کل مملکت را.
روضه‌ام دراز شد. داشتم می‌گفتم که سیستم حکومتی ایران بسیار پیچیده‌تر، مخوف‌تر و کثیف‌تر از هر حکومتی در خاورمیانه است و براندازی‌اش به همان میزان سخت‌تر. در مقایسه با مارعلفی‌های مصر و تونس که علی‌رغم هیکل گنده‌شان زهر چندان نداشتند، حضرات افعیانی هستند هزار مار خورده. مقایسه کنید سیستم مقابله مصر را با معترضان و با خبرنگاران خارجی در مقایسه با ایران.
و آن لشکر چند میلیونی که نه فقط نان شبشان بلکه تمام هویتشان مدیون این نظام است را مقایسه کنید با ارتش مصر که چهار روز از شروع ماجرا نگذشته اعلام بی طرفی می‌کند.
لب کلام اینکه رویای شیرین خلاص شدن از استبداد دینی به همان راحتی که مردم مصر و تونس از استبداد غردینی خلاص شدند را باید از سر بیرون کرد تا به ناامیدی و سرخوردگی منجر نشود. از آنسو با درک موقعیت بغرنجی که در ایران قرار دارد و با شناخت بهتر دیو مخوف استبداد دینی ایران باید کمربندها را محکمتر بست. برنامه‌ریزی بهتری داشت. از گیردادن های الکی به سایر طیف‌های معترض پرهیز کرد و به جنگی تمام عیار رفت. جنگی که طولانی‌مدت و خطرناک است اما از آن گریزی نیست. جنگی که مثل همه جنگها تک و پاتک و پیروزی و شکست دارد و هوش و برنامه‌رزی و نظم و همبستگی و شجاعت و ایثار نتیجه آن را در هر مرحله مشخص می‌کند. جنگی که مثل همه جنگها قرار نیست با چند تک یا پاتک نتیجه نهایی‌اش مشخص شود. جنگی که مثل همه جنگها به تعداد معدودی فرمانده و تعداد بسیار زیادی سرباز نیاز دارد.
سربه زیر ترین و صلح‌جوترین رفیقی که در ایران می‌شناختم مدتی بعد از عاشورای پارسال برایم تعریف کرد که به راهپیمایی رفته بوده و با مادرش در میانه سنگ و گلوله و گاز اشک‌آور، مردی را دیده با نوزادی در بغل. گفته بودندش که چرا بچه را آورده‌ای و این فضا برای بچه خطرناک و بلکه کشنده است. جواب داده بوده: یا این حکومت را با هم عوض می‌کنیم یا بمیرد و اینجا روحش تا آخر عمر شکنجه نشود.
و ای بسا انگیزه کسانی که روحشان سالهاست به صلابه کشیده شده از انگیزه


آنهایی که روحشان را به شیطان فروخته‌اند قوی‌تر باشد


عبدالقادر بلوچ

پیامی از جنبش سبز به نیروهای مسلح ایران



۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

بن علی رفت عربستان، مبارک رفت شرم الشیخ، سیدعلی می ره جهنم....


راهپيمايي باشكوه ‌22 بهمن - تهران / امير پورمند ايسنا


شتری که در خانه همه دیکتاتورها می خوابد!



مبارک که سی سال بساط تفرعن بر پا کرده بود، رفت، او در سالگرد سقوط دیکتاتور ایران سقوط کرد، اوکه میزبان شاه بود از سرنوشت شاه عبرت نگرفت، او گمان می کرد همین که ظاهر سلطنت را با انتخابات تشریفاتی و رای تقلبی بیاراید، مردم را فریب داده و ماندگار است، اما او همه شئون سلطنت و پادشاهی را یدک می کشید، رای او و حرف اوحاکم مطلق بود، کسی جرات نداشت سخن او را نقد کند، کسی را یارای ابراز نظر در محضر فرعون نبود، او عقل کل بود و همه تابع امر سلطان! اطرافیان با مدح و ثنا و نعت و دعا و دستبوسی و پابوسی او را فریفتند، او زمانی صدای ملت را شنید که دیر شده بود، دیر !.
  او نیز همه معترضان را مغرض و وابسته به بیگانه می خواند، همه آزادگان را در بند می کرد، او نیز فکر می کرد با سرکوب همه چیز تمام می شود، اما نشد! این زدن و کشتن و دربند کردن عقده ای شد که چون سر باز کرد دودمانش را به باد داد، دیکتاتورها بدبخت‌ترین نوع بشرند( نگفتم انسان که از انسانیت بویی نبرده اند) هیچ کجا جایی ندارند، مگر محمدرضا نبود، صدام هم راه به جایی نداشت، بن علی هم میزبان را به دردسر انداخت، میزبان هم خواهد رفت.
 مبارک رفت، همانطور که شاه رفت و صدام رفت، همانگونه که بن علی رفت و این شتری است که در خانه هر دیکتاتوری می خوابد، موج بیداری در خاور میانه و کشورهای اسلامی در حال رشد است، دیگر دوران حکومت‌های توتالیتر وتمامیت خواه تمام شده است، فرقی نمی کند که حاکم امیر باشد یا سلطان یا ملک یا شیخ یا به ظاهررئیس جمهور! 
  هر حکومتی که متکی به آرای واقعی مردم نباشد رفتنی است، خدعه و فریب و نیرنگ در دنیای اطلاع رسانی امروز دوام ندارد، امروز چیزی از نظر مردم نهان نمی ماند، مردم تا خلوت حاکمان نفوذ پیدا می کنند، وای به روزی که پرده برافتد و مردم واقعیت حاکمان ظلم و جور را ببینند! 
این پیروزی را به همه آزادگان جهان بخصوص ملت مصر و ایران تبریک می گویم

حدیث روز



بسم الله الرحمن الرحیم نحمده ونصلی علی رسوله الکریم
عن انس رضی الله تعالی عنه  -رفعه العلماء امناء الرسل علی عبادالله ما لم یخالطوا السلطان ویداخلوا الدنیا ، فاذا خالطواالناس وداخلواالدنیا فقد خانوا الرسل فاحذروهم واعتزلوهم ( وفی روایۀ : واجتنبوهم )
( الحسن بن سفیان ، مستدرک حاکم فی تاریخه ، والقاضی ابوالحسن عبدالجبار بن احمد الاسترآبادی فی امالیه و ابو نعیم والدیلمی والرافعی  ........کنزالعمال ج : 10 ....ص 204 )
حضرت انس روایت می کند که : رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند : علماء امانتدار انبیاء نزد مردم هستند ( یعنی محافظ دین وایمان مردم هستند واین ذمه داری است که به واسطه وراثت انبیاء بر گردنشان گذاشته شده است ) به شرطی که تحت اختیار حکومت نباشند ودل به دنیا ندهند ولی اگر خود را در اختیار حکومت قرار دادند ( یعنی از حکومت پیروی کردند وبنا به ترس خود مصلحت نموده و کلمه حق را مخفی نمودند )  ودل به دنیا دادند گویا که به انبیاء خیانت کرده اند بعد از آن از آنها دوری کنید ودر روایت دیگری اینجور آمده که از صحبت ودوستی آنها اجتناب کنید .
علم بزرگترین نعمتی است که الله تعالی به کسی عنایت می کند و در حدیث آمده است هر کس که الله تعالی برای او اراده خیر بکند او را فهم دین عنایت می کند لذا علم بزرگترین انعام الهی است چون یک عالم در مثابل مسئولیتی مه الله تعالی به او داده مسئول است وباید برای حفاظت دین وایمان مردم خود باید همچون انبیاء با مشکلات روبرو شود و در مقابل مشکلات حق را گفته و مردم را از خطرات دشمنان اسلام با خبر نماید ولی اگر عالم از این مسئولیت خود سر پیچی نموده ودر مقابل ایمان و دین مردم احساس مسئولیت نکند مطمئن باشیم که این عالم نیست بلکه یک خائن است که به حضرت محمد صلی الله علیه وسلم خیانت کرده است لذا امروزه علماء ایران و خصوصا اهل سنت ایران وبلوچستان خوب بیندیشند تا از این وعید خود را حفاظت نمایند خصوصا در این زمان که دین وایمان مرددم اهل سنت ایران و بلوچستان از طرف خفاشانی همچون خامنه ای پلید در خطر است و هر شب  وروز از تمام وسایل ارتباط جمعی به عقاید ومقدسات اهل سنت توهین می شود باید علماء موضع خود را صاف و روشن بیان کنند تا مردم اهل سنت ایران بدانند که این علماء محافظ دین وایمان مردم و وفادار به انبیاء هستند ویا دنیاپرستانی هستند که از ترس موت و محبت دنیا به انبیاء خیانت می کنند اگر این کار را نکنند مردم اهل سنت ایران فکری به حال خودشان بکنند .
ابوالقاسم بلوچ 

مبارک رفت! انقلاب مصر پیروز شد


پس از ۱۸ روز اعتراض مستمر موج شادی مصر را فراگرفت. لحظاتی پیش عمر سلیمان معاون رییس جمهوری مصر با قرائت بیانیه ای در تلویزیون مصر، خبر کناره گیری  مبارک را از قدرت اعلام کرد.
به گفته سلیمان، اختیارات حسنی مبارک به شورای عالی ارتش واگذار می شود.
همچنین حزب اخوان المسلمین اعلام کرده است بزودی بیانیه ای در توضیح موضع خود در مقابل وقایع اخیر منتشر خواهد کرد.
در حال حاضر شهرهای مختلف مصر شاهد جشن و شادی مردم مصر پس از کناره گیری حسنی مبارک است.