۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

عمليات چابهارشكست سنگين اطلاعاتي رژيم در برابر جندالله



اهوران نیوز:عمليات چابهار يكي از بي نظيرترين عملياتهاي جندالله است كه با موفقيت صد در صدي و با حاصل كردن تمامي اهداف به انجام رسيد . ويژگي اين عمليات نسبت به عملياتهاي ديگري اين است كه جندالله اين عمليات را در حالي انجام داد كه يكي از كليدي ترين اعضاي خود يعني امير عبدالمالك را از دست داده بود و اضافه بر آن با تبليغات گسترده ي رژيم روبه رو بود كه در همه جا اعلام مي كرد : ما با دستگيري عبدالمالك در واقع جندالله را نابود كرديم و كسانيكه باقي مانده اند ديگر قادر به اداره گروه و اجراي عمليات نيستند . از سوي ديگر اين عمليات در زماني انجام گرفت كه
بلوچستان تحت شديدترين تدابير امنيتي بود و وزارت اطلاعات تمامي نيروها و توجه خود را در آن متمركز كرده بود كه با فرا رسيد ماه محرم اين تدابير و توجه ها چندين برابر افزايش يافت . اما با و جود تمامي اين موانع جندالله توانست عمليات خود را با موفقيت به انجام برساند و در عين نا باوري مسؤلين امنيتي رژيم اين حباب امنيتي را در هم شكند و در روز چهارشنبه شهر چابهار كه رژيم از آن به عنوان امن ترين نقطه بلوچستان ياد مي كرد در زير قدمهاي فدائيان جندالله به لرزه در آمد . جندالله با اين عمليات چندين نكته را به رژيم و در واقع به تمام دنيا به اثبات رساند : اول اينكه ، جندالله با وجود از دست دادن رهبران و فرماندهان خود باز هم قادر است خود را بازسازي و به حيات ادامه دهد و نبود اعضاي ارشد خللي در حركت اين سازمان به وجود نمي آورد . دوم اينكه ، رژيم هر چقدر تدابير امنيتي خود را شدت دهد باز هم چند جوان با قدرت ايماني خود و با ساده ترين امكانات قادرند اين امپراطوري بزرگ را بازيچه دستان خود قرار داده و در مقابل او قد علم كنند و برتري خود را به رخ او بكشند .
عمليات چابهار شكوه اقتدار جندالله و پيروزي ديگري در كارنامه درخشان اين سازمان مردمي ، و شكستي مفتضحانه براي سربازان گمنام امام زمان بود .
پيروزيتان مبارك سربازان خدا...
زنده باد اسلام ، زنده باد جندالله

مزدوران خامنه اي خبيث باز در بلوچستان جنايت وحشيانه اي آفريدند




جنايت و وحشي گري و قتل و كشتار و اعدام و ترور و درنده خوئي از صفات بارز خميني خبيث لعنة الله عليه و جانشين شيره اي اش خامنه اي خبيث و مزدورانشان مي باشند كه البته اين صفات وحشيانه را از سلف ملعون خود اسماعيل صفوي به ارث برده اند طوريكه اسماعيل صفوي در هرات دستور داد رهبر مجاهدان سني كه عبدالله بيك نام داشت را زنده زنده بخورند و در تاريخ ايران شعيان صفوي تاريخي از جنايت و وحشي گري ايجاد كردند كه در تاريخ جهان سابقه نداشت و عبدالله بيك را زنده زنده خوردند و حتي مانند سگهاي هار براي بدست آوردن لقمه اي از جسم عبدالله بيك بر يكديگر شمشير كشيدند كه اين نشان از عمق وحشي گري و درنده خوئي شيعيان صفوي را مي رساند كه خميني لعنة الله عليه آن را تجديد نمود و با انقلاب شوم خميني باري ديگر ايران شاهد وحشي گري و جنايت و درنده خوئي صفويان شد.
البته اين جنايات در بلوچستان كه اكثريت مطلقه جمعيتش را سني مذهبان تشكيل مي دهند رنگ خشن تري به خود گرفته و حتي خميني و خامنه اي و اتباع مزدورشان صفويان را با جنايات خود در بلوچستان روسفيد كردند و اينجا نه به زنان رحم شد و نه به كودكان و نه به علماي و انديشمندان و نه به جوانان و نه پيرمردان و نه به نوجوانان و همه با بدترين صورت تحت تيغ قصابان دربار خميني و خامنه اي (لعنهما الله و اتباعهم من الان الي لقاء يوم الدين) قرار گرفتندو روزي نبوده است كه سرزمين بلوچستان شاهد قتل و جنايت صفوي مسلكان نباشد.
و اين جنايت متعلق به امروز و يا پس از قيام مبارزان جنبش مقاومت نبوده است بلكه از روز پيدايش اين رژيم جنايت پرور و قصاب شروع شده كه هميشه در بلوچستان مخفي بوده است و جهانيان از عمق جنايت در اين سرزمين بي خبر بوده اند و از زمانيكه ما به ياد داريم كوچه و خيابانهاي زاهدان مسلخگاه و اعدامگاه جوانان بلوچ بوده اند و همه روز جواناني به بهانه ها و جرمهاي واهي و نكرده بر سر دار بوده اند طوري كه مردم بلوچ ساعت 2 بعد از ظهر راديو در دست داشتند و منتظر شنيدن نام فرزندان و اهل خانواده خود بودند كه راديو اف ام زاهدان اسامي اعداميان را پخش مي كرد و اين جنايت تبديل به يك امري عادي و پيش پا افتاده شده بود تا جائيكه ما امروز در بلوچستان خصوصا در قسمت غربي هيچ خانواده اي نداريم كه رژيم غاصب و قاتل از آن قرباني گرفته نباشد اما امروز اين جنايتها علني تر شده و پس از قيام جنبش مقاومت جهان خارج از بلوچستان هم از اين جنايتها با خبر مي شوند.
و امروز براي باري ديگر مزدوران زابلي خامنه اي جنايتكار دست به جنايتي وحشيانه زده و 11 تن از فرزندان بي گناه بلوچ را بدون هيچ جرمي اعدام كردند به طور مثال عبدالرئوف شه بخش فقط به جرم قرابت و نزديكي و به خاطر اينكه داماد حاجي نعمت الله شه بخش از مبارزان جنبش است اعدام گرديد و بارها از حاجي نعمت الله خواستند كه تامين دهد ورنه دامادش را اعدام خواهند كرد و آن هم فقط به جرم داماد بودن حاجي نعمت الله .
و حاجي ناصر شه بخش و حاجي لال محمد شه بخش اعدام شدند فقط به خاطر اينكه از نزديكان شهيد حاجي خدابخش و برادر بزرگوارش حاجي امام شه بخش بودند و بارها وزارت اطلاعات از حاجي امام خواستند كه تامين بگيرد ورنه حاجي ناصر و حاجي لال محمد كه از نزديكان وي بودند را اعدام مي كنند كه به خاطر ايستادگي حاجي امام امروز دو پسر عمويش را اعدام كردند و آن دو هيچ جرمي جز قرابت با مبارزان نداشتند و يا احمد ناروئي به خاطر قرابت با يكي از مبارزان اعدام مي شود و همين طور ديگر اعداميان كه فقط به خاطر قرابت و نزدكي با مبارزان اعدام شدند و هيچ جرمي طبق قوانين نظام نداشتند.
اعدام جوانان توسط زابليهاي جنايتكار در زاهدان جنايتي نابخشودني است كه فرزندان مومن اين ديار از اين جرم و جنايت نخواهند گذشت و زابليهاي جنايت پيشه را درسي عبرتناك خواهند داد.
دلاور بلوچ

اطلاعيه جديد جنبش مقاومت مردمي ايران ، اعدام جوانان بي گناه را محكوم مي كنيم



بسم الله الرحمن الرحيم
بدينوسيله جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله) اعدام 11 جوان بي گناه بلوچ را كه جز قرابت و نزديكي فاميلي با برخي مبارزان جنبش هيچ جرمي مرتكب نشده بودند را به شدت محكوم نموده و اين رفتار وحشيانه و ضد بشري و غير انساني رژيم و مزدوران زابلي اش را نشانه واماندگي و بيچارگي و ذلت و زبوني و شكست دشمنان ملت مسلمان بلوچ مي داند.

جنبش مقاومت همانگونه كه هشدار داده بود به اين جنايت ننگين و وحشيانه رژيم به سختي و شدت كامل پاسخ خواهد داد و انتقام سختي از رژيم و مزدورانش خواهد گرفت و رژيم خوب بداند كه هر اعدامي با يك عمليات استشهادي پاسخ داده خواهد شد كه در هر عمليات استشهادي صدها بيگانه متجاوز هلاك خواهند شد.

جنبش مقاومت شهادت اين عزيزان را به مردم مظلوم و ستمديده بلوچ و جامعه اهلسنت ايران و محضر خانواده شهداء تسليت گفته و براي اين عزيزان درجات بلند از درگاه ايزد منان آرزو مي نمايد.
رژيم جهل و جور تاكنون ملت بلوچ را به خوبي نشناخته است كه با تهديد و اعدام و كشتار مي خواهد اين ملت را از مطالبه حق خود باز دارد كه اين خيال است و جنون و اين ملت مسلمان تاريخي از غيرت و شهامت در برابر متجاوزان و جنايتكاران داشته است و هرگز از نبرد و مبارزه خسته نخواهد شد بلكه اعدامها اين ملت را براي نبرد و جنگ پر عزم تر نموده و راه عزت و آزادي را هموار مي نمايد.

هر اعدامي با خود صدها جوان مي روياند كه براي عزت و آزادي ملت و دينشان ، خود را فدا نمايند و تاريخ چند ساله مبارزه جنبش اين امر را به خوبي ثابت نموده است اما مثل اينكه بيدادگران ولايت فقيه عقل و خرد خود را از دست داده اند.
همين اعدامها و جنايتها و كشتارها سبب شده اند كه امروز جوانان اين خطه بر خود بمب ببندند تا دشمنان خود را نابود كنند و اگر رژيم ذره اي عقل و خرد مي داشت از گذشته درس مي گرفت اما هنگاميكه الله تعالي قصد نابود كردن حكومت و يا قومي را داشته باشد عقل آنها را مي گيرد كه مانند حكومت ايران و قوم زابلي به جنايت و وحشي گري روي بياورند و نزديك است روزي كه بايد اين سرزمين را با ذلت و خواري ترك كنند.

جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)

اعدام 11 جوان بلوچ در زاهدان توسط زابليها و شيعيان كافر و اشغالگر



به گزارش آ‍ژانس خبري تفتان زابليها و شيعيان متجاوز و كافر اشغالگر بلوچستان امروز 11 تن از فرزندان اين سرزمين را با اعدام به شهادت رساندند كه اسامي اين 11 شهيد راه عزت و آزادي و اسلام عبارتند از :
1- عبدالباسط شه بخش فرزند الله‌داد2- عبدالناصر شه بخش فرزند الله داد3- عبدالشكور زنگي زهي فرزند حسين4- محمد صالح اسلام زهي فرزند عطا محمد5- ناصر شه بخش فرزند زمان6- لال محمد شه بخش فرزند كريم7- عطاء الله ريگي فرزند نظر محمد8- عبدالرحمان ناروئي فرزند خالقداد9- عبدالرئوف شه بخش فرزند شنبه10- بالانچ ناروئي فرزند علي
11- احمد ناروئي فرزند عبدالكريم

زابليهاي وحشي و جنايتكار فكر كرده اند با اعدام مي توانند عاشقان شهادت را بترسانند زهي خيال باطل كه فرزندان توحيد و ايمان كه خود بر خود بمب مي بندند از اعدام باكي ندارند و بي پروايانه به استقبال شهادت مي روند.
لازم به ذكر است كه خانواده شهيدان امروز در شهر زاهدان شيريني تقسيم كرده و شهادت فرزندان خود در راه اسلام را جشن گرفته اند كه اين امر سبب خشم متجاوزان اشغالگر شده است.
ملتي كه براي دفاع از خود بمب مي بندد از اين اعدام ها چيزي لذيذ تر برايش نيست و تا زمانيكه ملتي قرباني ندهد به عزت و عظمت دست نخواهد يافت.
اما زابليها بدانند كه پاسخ سنگيني به اين جنايتشان داده خواهد شد و چنان درهم كوبيده شوند كه آثاري از آنان باقي نخواهد ماند ان شاء الله
در برابر 11 نفر جوان بلوچ 110 عدد زابلي در يك عمليات استشهادي و آن هم فقط توسط يك جوان سلحشور از بين برده خواهند شد.

اعتراف نماينده رژيم در زاهدان : جنبش جندالله از بين نرفته است



به گزارش آ‍ژانس خبري تفتان پايگاه خبري جوان آنلاين متعلق به وزارت اطلاعات كه پس از دستگيري رهبر جنبش امير شهيد بارها از انحلال و خاتمه يافتن جنبش جندالله مي نوشت امروز در خبري به نقل از نماينده رژيم در زاهدان آقاي فروزش نوشت : جنبش جندالله از بين نرفته است.
اين پايگاه خبري وزارت اطلاعات كه با عمليات چابهار سرويس شد از پيمان فروزش نقل كرده است كه جنبش جندالله همچنان پابرجا و قائم است و از توان عملياتي مقتدرانه اي برخوردار است وبايد دست به دامان پاكستان شد تا كاري براي ما بكند.
عمليات چابهار دومين عمليات در نوع خود پس از دستگيري و شهادت رهبر مقاومت است كه سابقه چنان عملياتي با اين حجم در سابق نبوده است كه نشان مي دهد جندالله قوي تر از سابق شده است و قدرت نظامي اش افزوده شده است و تمام تحليل گراني كه با دستگيري رهبر مقاومت از شكست جنبش مي گفتند الان به اشتباه خود پي برده اند و يقين كرده اندجنبش يك ايديولوژي است و با حذف افراد از بين نمي رود و اگر رژيم فكر مي كند با حذف اين و آن مي تواند كار به جائي برساند اشتباه كرده است و رژيم و جهانيان خوب بدانند كه وقتي جنبش با دستگيري و شهادت رهبر كاريزمايش امير عبدالمالك از بين نرفت با ترور و دستگيري ديگران هم هرگز از بين نخواهد رفت لذا اين فكرها را از سر خود در آورند و به فكر حل واقعي و عقلاني مسئله باشند و آن تحويل دادن بلوچستان به خود ملت بلوچ مي باشد تا خود بر سرنوشت خود حاكم شوند و شيعيان متجاوز و بيگانه بايد بلوچستان را ترك كنند.

۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

عمليات چابهار خامنه اي جنايتكار و خبيث و مزدوران ملعونش را لرزاند



شيطان بزرگ خامنه اي جنايتكار و خبيث و مزدوران ملعونش كه در نشه قدرت و عياشي هستند و بلوچستان و ديگر مناطق سني نشين را روزانه تاراج مي كنند با عمليات چابهار لرزيدند و ترس و وحشت خامنه اي خبيث و مزدورانش را در سراسر ايران فرا گرفته است.
خامنه اي شيره اي خبيث و مزدورانش را براي چابهار خيلي سرمايه گذاري كرده بودند و با تشويق و وعده امكانات رفاهي و بخشودگي از ماليات و ... جمعيت قابل توجهي از شيعيان غير بومي را در اين شهر اسكان داده بودند چنانچه طاغوت شيطان صفت خامنه اي خبيث در ملاقات با يكي از مزدوران زابلي اش گفته بود كه چابهار ديگر از آن ما شده است و كمي صبر كنيد تا ببينيد كه بلوچها در اين شهر يك اقليت نا چيز شده اند. 

اما اين خواب را مگر طاغوت شيطان صف و خامنه اي دجال به گور ببرندآري الان متوجه شدند كه غلط پنداشته بودند و با عمليات چابهار سيل فرار شيعيان غير بومي از چابهار آغاز شده است و با اين عمليات افتخار آفرين اشغالگران غير بومي دچار چنان ترس و وحشتي شده اند كه حتي براي يك روز هم نمي خواهند در چابهار بمانند و رژيم با وعده هاي امنيتي و غيره مي خواهد از ترس و وحشت اشغالگران و غير بوميان بكاهد و به همين خاطر طاغوت شيطان صفت خامنه اي دجال هئيتي را به چابهار اعزام نمود تا با سخنان فريبنده اش مانع فرار غير بوميان شوند اما گزارشها از چابهار حكايت از فرار شيعيان غير بومي دارد.

و عمليات چابهار آمال و آرزوهائي را كه طي 30 سال دجال عصر و مزدورانش در سر مي پروراندند به خاك و خون كشيد و الان خامنه اي شيطان صفت نمي داند چه كار كند و چه خاكي بر سر خود بريزد لذا با با بيانيه و اعزام گروه و ... مي خوهد كار به جائي ببرد كه ان شاء الله ناكام خواهد شد و مجاهدان سر بكف اسلام و عاشقان شهادت در راه عزت و تعالي خوابهاي خامنه اي دجال را تار و مار خواهند كرد.

احمد از زاهدان

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

سایت وابسته به زابلی های افراطی مراکز دینی اهل سنت و شخصیت های بلوچ را تهدید کرد



سایت مذکور با چاپ عکسی از یکی از مراسم دینی در بلوچستان با طرح این پرسش که؛ آیا هدف بعدی جند الله مراکز دینی اهل سنت است؟!!!! خواسته یا ناخواسته پرده از توطئه ای برداشت که در دستگاه آدم کشی اطلاعات جمهوری اسلامی برای تضعیف مراکز دینی اهل سنت وترور علماء و شخصیت های مؤثربلوچ در جریان است
 این سایت؛ با انتشار لیستی از شخصیت های بلوچ, بدون ذكر مدرک و دلیلی مدعی شد این افراد از سوی جندالله مورد تهدید هستند، این خبر گذاری  تلویحا تهدید به استفاده از روش مشابه  جندالله کرد
از آنجایی که دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی برخلاف جنداالله هیچ وقت مسئولیت اقدامات خویش را به عهده نمی گیرد کاملا طبیعی است که طراحان  قتل و ترور رژیم خود را پشت سر متهم دیگری پنهان کنند، گرچه این دستگاه در موارد معدودی اقدام به ترورهای عریان نیز نموده است از جمله تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه زابل و کشتار مردم زاهدان در سالهای 72 و 88  اما از آنجا که این اقدامات هزینه های سنگین سیاسی برای رژیم داشته است بیشتر ترجیح داده مشود از روش های اطلاعاتی استفاده نموده و مسئوليت  این جنایات به گردن دیگران انداخته شود
  در شرایط فعلی به نظر می رسد بیانیه های محکومیت اقدامات جندالله توسط علمای اهل سنت و مشاجرات لفظی برخی از اعضای جنبش با تعدادی از سران طوایف بلوچ زمینه را برای اجرای توطئه ای دیگر هموار نموده و تئوریسین های جریان افراطی را به فکر استفاده از شرایط موجود جهت شعله ور نمودن جنگ و اختلاف در بلوچستان انداخته است،  شیوه ای که در سال های گذشته نیز برای ترور سران طوایف بلوچستان از آن استفاده شده است
 البته در دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی؛  کلیه روش های غیر اخلاقی حذف شخصیت های ملی و مذهبی روی میزبوده وهست ودر گذشته روشهای متنوع و مختلفی برای حذف فیزیکی علمای اهل سنت بکار برده شده است از جمله 
   تزریق مواد سمی در بیمارستان؛ از اولین ومهمترین شخصیتهای اهل سنت که به شیوه غیر انسانی به شهادت رسیدند؛ مولانا عبدالعزیز رهبر پیشین اهل سنت ایران بود که به دنبال فعالیت شان برای احقاق حقوق اهل سنت وتحریم قانون اساسی و ترک مجلس خبرگان و مبارزه با ظلم وتبعیض در لیست ترور رژیم قرار گرفته و در بیمارستان مشهد به شهادت رسیدند، مولانا عبدالستار خاشی ومولاناعبدالعزیز الهیاری امامان جمعه خاش و بیرجند از دیگر شخصیتهایی بودند که به این شیوه توسط پزشکان اجیر شده اطلاعات جمهوری اسلامی حذف شدند
 -اجیر نمودن آدم کش های حرفه ای وبین المللی؛ از علماء و شخصیت های قومی بلوچ که به این شیوه کشته شدند می توان از شهید عبدالملک ملازاده فرزند ارشد مولانا عبدالعزیز، مولوی موسی کرمپور؛ امام جمعه مسجد فیض مشهد، مولابخش درخشان، دلاویز و نورمحمد نارویی نام برد
   استفاده از افراد نفوذی وخائن؛ تازه ترین ومهمترین مورد استفاده از این روش ترور مولانا محمد عمر سربازی بود که عاملین آن در پوشش طلبه وارد حوزه ایشان شده و به مدت 6ماه در آنجا اقامت داشتند،  قبل از این نیز افرادی از جمله حمید نهتانی، به همین شیوه مسموم و ترور شده بودند. این شیوه یکی از دلچسپ ترین شیوها برای اطلاعات رژیم بوده وهست زیرا در صورت موفقیت هزینه های سیاسی کمتری نسبت به روش های دیگر دارد و در صورت شکست عملیات نیز این دستگاه چیزی از دست نمی دهد، زیرا عوامل اجیر شده بیشتر افراد عادی هستند که یا به طمع پول و یا به خاطر نقطه ضعفی در دام این دستگاه افتاده و مجبور به ارتکاب جنایت می شوند از این رو نه اطلاعات مهم وبا ارزشی دارند و نه خود  از ارزش چندانی برای رژیم برخوردارند، و حتی در مواردی اتفاق افتاده که فرد اجیر شده پس از انجام موفقیت آمیز عمل توسط جوخه های وابسته به این وزارت خانه به قتل رسیده  و یا به بازماندگان قربانیان جهت انتقام گیری معرفی شده است هرچند باید گفت: در مورد مولانا سربازی اوضاع آنگونه که این وزارت خانه برنامه ریزی و پیش بینی کرده بود  پیش نرفت و شهادت آن مرد بزرگ هزینه های زیادی برای نظام داشته و دارد
  آدم ربایی و سلاخی قربانیان؛ این شیوه که بیشتر به باند سعید امامی نسبت داده می شود در مورد بسیاری از شخصیت های بلوچ واهل سنت اجرا شد از جمله شهید دکتراحمد صیاد،دکتر ضیایی،ماموستا ربیعی، حافظ کاظمی،.......اجساد این قربانیان مدتی بعد از ناپدید شدن در بیابان های اطراف شهر محل سکونت شان کشف شد
  ایجاد صحنه های ساختگی تصادف؛ این شیوه در مورد مولانا نعمت الله توحیدی و مولانا عبدالحکیم گمشادزهی بکار برده شد
  ترور افراد با ایجاد اختلافات فامیلی؛ این شیوه بیشتر برای حذف سران طوایف در بلوچستان اجرا شد وشاید یکی از موفق ترین طرح های ماشین آدم کشی رژیم بود که در اثر آن بسیاری از افراد مؤثر ومفید بلوچ کشته شدند و لطمات جدی به ساختارقومی و اجتماعی بلوچستان وارد نمود، در این روش ابتدا میان دو طایفه ایجاد اختلاف می شد و وقتی شرایط برای سوء استفاده مهیا می شد افرادی که از قبل در لیست سیاه اطلاعات بودند ترور می کردند و به نام طایفه مقابل می انداختند و همین امر زمینه را برای ترور افراد مهم وشناخته شده طایفه مقابل مهیا می کرد، افراد بسیار مهم و مؤثری در این طرح شیطانی به شهادت رسیدند از جمله سردار شریف خان گمشادزهی، حاج امان الله کبدانی،جهانگیر اسماعیل زهی و دهها تن از افراد مهم طوایف براهویی، نارویی، ریگی و یاراحمد زایی،  صحنه گردان اصلی این نمایش شوم آخوندی بود به نام سلکی که در آن زمان مسوول دفتر به اصطلاح طوایف نهاد رهبری بود و پس از افشای ماموریت اصلی اش  دوباره به قم فراخوانده شد و هم اکنون مسئول طلاب خارجی جامعه الرسول و یکی از طراحان اصلی پروژه موسوم به ساماندهی مدارس اهل سنت است
هرچند این طرح بعد از افشاء و شناسایی عاملان و آمرانش مدتی مسکوت گذاشته شد اما اکنون و پس از شکست طرح تحميلي موسوم به ساماندهی مدارس دینی در بلوچستان طراحان قتل های زنجیره ای بار دیگر به فکراستفاده از اين شيوه جهت حذف علماء و تضعیف مراکز علمی و دینی بلوچستان افتاده اند.
 رسانه های وابسته نیروهای افراطی همچون کیهان، رسالت و اخیرا برخی سایت ها و وبلاگهای بی شناسنامه  که در چنین مواردی نقش جاده صاف کن و ستون پنجم دارند،  با نشر اکاذیب و بازی با افکار عمومی زمینه این جنایات را مهیا می کنند که البته در این مورد خاص باید گفت: سایت زاهدان پرس به دلیل تازه کار بودن و عجله برای پیشی گرفتن از رقیبانش هول شده و ناشیانه به جای زمینه چینی برای دستگاه و خوش خدمتی به اربابانش، خود و هم دستانش را لو داد وبه تعبیر امروزی ها گاف داد

هشدار‎:‎‏ به هيچ و جه به مراسم و جلسات زابلي ها نزديك نشويد !



آهوران نیوز:از جايكه زابلي ها پس از هر عمليات مانند مار گزيده ها ، هر بلوچي را كه در آن اطراف باشد هدف حمله قرار مي دهند و يا او را دستگير و عامل اصلي عمليات معرفي مي كنند - مانند آنچه كه در عمليات غرور آفرين چابهار رخ داد - لذا از تمام بلوچ های بلوچستانی تقاضا مي شود به هيچ و جه به مراسم و جلسات این اشغالگران نزديك نشوند و در صورت روبه رو شدن با اين مراسم ها يا جلسات خيلي سريع آنجا را ترك كرده و خود را به نقطه اي امن برسانند چون كه مطمئن باشيد هر مراسم و جلسه اي توسط زابلي ها برگزار شود ، يك يا چند استشهادي هم در آن حضور دارند و منتظر فرصتي مناسب هستند تا با حركتي برق آسا آنجا را به خون و خاكستر تبديل كنند.
به تمامي غير بوميان فارس(شيعه) هم توصيه مي شود اگر مي خواهند با آرامش و خوشبختي در كنار خانوادهايشان زندگي كنند ، هر چه زودتر خاك بلوچستان را ترك كنند چونكه در اينجا چيزي جز خون و آتش براي شما وجود ندارد.

بله مطمئن باشيد تا زمانيكه رژيم به جنايتهاي خود در بلوچستان ادامه مي دهد بازهم شما شاهد عملياتهايي مثل عمليات چابهار خواهيد بود و همانگونه كه عمليات مسجد امير المؤمنين آخرين عمليات نبود ، عمليات چابهار نيز آخرين عمليات نخواهد بود .
كسانيكه در چابهار كشته و يا زخمي شدند اين تهديد ما را شوخي گرفتند و به آن خنديدند تا اينكه به اين بلا گرفتارشدند پس شما سعي كنيد كه اين اشتباه را مرتكب نشود .
شما نمي دانيد كه مبارزان جندالله براي شركت در عمليات استشهادي با هم رقابت مي كنند و به پاي فرماندهان مي افتند و التماس مي كنند كه اين دفعه من را به عمليات بفرستيد .
شما نمي دانيد كه فرماندهان جنبش بلافاصله بعد از عمليات چابهار در حال بررسي و طراحي عملياتي ديگري هستند . و به اميد نيروهاي رژيم ننشينيد كه آنها همانطور كه ديديد نمي توانند از شما حفاظت كنند و تنها كاري كه برايتان خواهند كرد اين است ، كه پس از كشته شدنتان عكستان را قاب كرده و در كنار جاده قرار مي دهند و يك كوچه يا خيابان را به نام شما ثبت و سند مي كنند كه آنهم هيچ دردي برايتان نمي خورد .
پس عجله كنيد كه فردا دير است از همين امروز به فكر خروج باشيد . اين يك شوخي نيست اين حقيقت است

اطلاعيه جديد جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)



بسم الله الرحمن الرحيم
بدينوسيله جنبش مقاومت ايران اعلام مي دارد كه اين جنبش اگر چه با بسياري از علماي اهلسنت در مورد نوع برخورد با رژيم اختلاف دارد و معتقد به استفاده از قوه قهريه در برابر تجاوزات رژيم است اما به تمامي علماي اهلسنت احترام مي گذارد و آنها را رهبران ديني و مذهبي مردم مي داند.
يكي از اسباب و علل قيام جنبش مقاومت جندالله جنايت رژيم در حق علماي اهلسنت و ترور و تيرباران و كشتار و به شهادت رساندن علماي اهلسنت بوده است و خون علمائي همچون مولوي عبدالملك و مولوي عبدالستار و مولوي عبدالناصر و شيخ احمد ميرين و شيخ ضيائي و مولوي نعمت الله و مولوي عبدالحكيم و شيخ علي و علامه مولانا محمد عمر سربازي و ديگر انديشمندان و علماي اهلسنت يكي از پر تاثير ترين علل قيام جوانان جنبش مقاومت جندالله بوده است و تاكنون جنبش مقاومت علماي اهلسنت را بزرگان و رهبران ديني خود مي داند و جنبش مقاومت جندالله تاكنون چندين شهيد از علماي اهلسنت داشته است و شخصيتهائي همچون مولاعبدالقدوس ملازهي و مولانا محمد يوسف سهرابي و مولوي صلاح الدين و حافظ خليل و حافظ عبدالخالق ملازهي (استشهادي زاهدان) از علماي اهلسنت هستند كه در راستاي اهداف جنبش به شهادت رسيدند و مايه افتخار براي ملت مسلمان بلوچ و جامعه اهلسنت و علماي اهلسنت هستند.
رژيم قصد دارد با پر رنگ جلوه دادن اختلاف لفظي و نظري از اين موضوع سوء استفاده نمايد و برخي از رسانه هاي رژيم و افراطيون زابلي در اين زمينه فعاليت مي كنند و قصد سوء استفاده دارند كه جنبش اعلام مي دارد هر گونه تعرض به علماي اهلسنت با شديدترين واكنش جنبش مقاومت جندالله مواجه خواهد شد و رژيم و مزدوران زابلي اش خوب بدانند كه با يك اقدام نابخردانه وضعيت بلوچستان از آنچه هست بحراني تر خواهد شد و آنگاه كسي به داد زابليها نخواهد رسيد.
و وزارت اطلاعات و زابلي ها خوب بدانند كه گذشت آن زمان كه دكتر عبدالعزيز كاظمي را خارج از شهر تكه پاره كردند و كسي نبود پاسخ زابليها را بدهد و گذشت زمانيكه طلبه مظلوم شمس الدين كياني توسط زابليها زنده زنده در آتش سوزانده شد و گذشت زمانيكه علماي اهلسنت را با بهانه تصادف ترور مي كردند و الان علماي اهلسنت كه نور چشم همه ما هستند به جاي خود كه تعرض به يك جوان عادي و اعدام يك جوان بلوچ و سني با عمليات استشهادي پاسخ داده خواهد شد و وزارت خوب به ياد دارد كه رهبر جنبش حاج محمد ظاهر بلوچ در تماس تلفني اين هشدار را داده بود اما وزارت فكر كرد كه ديگر تمام شده است اما الان فهميده است كه تازه آغاز شده است و تنها شخصيت نرمي كه در جنبش بود شهيد عبدالمالك بود كه اعدام شد و ديگر به هيچ صورت به هيچ بيگانه اي رحم نخواهد شد و هر تعرضي به علماي اهلسنت و افراد بي طرف با شديدترين عمليات پاسخ داده خواهد شد.

جنبش مقاومت مردمي ايران(جندالله)

اطلاعيه مديريت فني وبنوشت جنبش مقاومت جندالله ، تغيير آدرس وبلاگ و ايميل جنبش



بسمه تعالي
به اطلاع همه كاربران محترم مي رسانيم كه وبلاگ جنبش از مدتي هدف حملات شديد هكرهاي رژيم قرار گرفته بود اما خوشبختانه مزدوران وزارت اطلاعات نتوانستند اين وب را هك نمايند لذا با حملات شديد و ايجاد ترافيك انترنتي مي خواستند كاربران را از اين وب دور نمايند به همين جهت دست اندركاران در مديريت وبنوشت جنبش جندالله تصميم گرفتند وبلاگ جديدي ارائه دهند تا كاربران براحتي و آساني از آن استفاده نمايند و همچنين روابط عمومي جنبش مقاومت آدرس الكترونيكي جديدي ارائه نموده است كه دوستان مي توانند از طريق اين آدرس با مسئولين جنبش تماس بگيرند.

آدرس وبلاگ جديد: 

http://jonbesh-mardom.blogspot.com


آدرس جديد ايميل روابط عمومي جنبش مقاومت جندالله 
:
jonbish.mardom@gmail.com


آدرس هاي سابق ديگر مورد استفاده قرار نمي گيرند.

با تشكر مديريت فني وبنوشت

جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)

متجاوزان اشغالگر بايد سرزمين بلوچستان را ترك كنند



عمليات استشهادي چابهار هشداري بود براي تمامي غير بوميان فارس كه بايد بلوچستان را ترك كنند ورنه كشته خواهند شد و خود مسئول كشتار خود هستند اگرچه اين هشدار به مذاق ب برخي شيعه زدگان غرب نشين اين خوشايند نباشدو آن را افراطي گري و بنيادگرائي و هرچه دلشان مي خواهد نام نهند و مي توانند بگويند فرزندان اسامه و القاعده و طالبان و هرچيز ديگري كه طبق ميل دلشان باشد.

سخن يكي است و تمام شيعيان بايد بلوچستان را تخليه كنند وبروند و بسافرادي كه مي خواهند با شيعيان زندگي كنند از سوئد و لندن به قم و نجف تشريف ببرند كه جاي شيعيان بلوچستان نيست كه در حق بلوچستان شعيان غير بومي چنان جنايت و ظلم كرده اند كه ديگر قابل تحمل نيستند و عمليات چابهار هشداري براي آنها بود.
جنبش جندالله هم يك گام از اين موضع عقب نشيني نخواهد كرد و اين خواسته اكثريت ملت بلوچ است كه خواهان خروج تمامي بيگانگان از سرزمين خود هستند زيرا خود مي خواهند بر خود حكومت كنند.

و محكوم كردن غرب و شرق و چند وب نگار و چند حزب 2 نفره هيچ تاثيري بر موضع گيري جنبش مقاومت نداشته و نخواهد داشت و وقتي جنبش پرواي ابرقدرتي مانند امريكا را ندارد پرواي چند وب نگار دور افتاده را كه هيچ آشنائي با بلوچستان ندارند را هم ندارد و نخواهد داشت.من رك و بي پرده مي گويم كه غيربومي هاي شيعه ساكن بلوچستان كه مدتي مهمان اين مردم بوده اند و الان صاحب خانه شده اند و همه چيز مردم را غصب كرده اند بايد بلوچستان را ترك كنند و بروند ورنه كشته خواهند شد و به هيچ كس رحم نخواهد شد و اين هشداري است كه بارها داده ايم و الان باز هم مي دهيم.
اگر همه جهان هم محكوم كند فرقي به حال جندالله نمي كند و جندالله خواهان خروج بيگانگان است و بس و باكي از محكوميتها ندارد و از اين محكوميت ها هزاران بار شنيده است.
و اين موضع جندالله را هر چه مي خواهند نام نهند از افراطي گري و بنيادگرائي و خشونتگرائي و ديوانگي و طالبانيسم و وووو ما از همه اين القاب استقبال مي كنيم و براه خود ادامه مي دهيم و به اندازه ذره اي هم عقب نشيني نخواهيم كرد و اين القاب ما را بر موضع واضح و شفاف مصمم تر مي كند.

يك كلام و ختم كلام
خروج بيگانگان شيعه از بلوچستان
آري خروج تمامي بيگانگان
بلي : خروج همه متجاوزان
و بس
دلاور بلوچ

۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

نظام دیوانه و مامورین هوشیار



وزارت اطلاعات خبر از دستگیری هشت نفر از عوامل انفجار چابهار داده است! بر اساس این خبر، گفته شده این افراد که عضو گروه جندالله بوده‌اند صبح پنج‌شنبه، ۲۵ آذر هنگام «فرار از مرزها» توسط ماموران امنیتی دستگیر شده‌اند!
فکرش را بکنید چقدر ماموران امنیتی ما هوشیارند. آنها فهمیده‏اند که عوامل انفجار بر اثر انفجار کشته نمی‏شوند بلکه روز بعد به طرف مرزها فرار می‏کنند. لذا ماموران ما با هوشیاری کامل به طرف مرزها که محله کوچولویی است رفته و سنگر گرفته‏اند و از دور مواظب بوده‏اند. اعضا گروه جندلله غافل از هوشیاری مامورین در حالی که کفش کتانی پوشیده و مثل فیدل کاسترو لباس گرم کن به تن داشتند با سرعت در حال دو به مرزها نزدیک شدند.
ماموران امنیتی کماکان هوشیار بودند اما مطمئن نبودند که آنها عضو گروه جند‏الله هستند. در نتیجه یکی از آنها دوربین انداخت و دید بله روی پیشانی تک تک‏اشان به عربی نوشته جندالله. لذا برای آنها جای شک باقی نماند که با عوامل انفجار روبرو شده‏اند. فقط باید خونسردی و هوشیاری خودشان را حفظ می‏کردند که کردند و منتظر ماندند. تا این هشت نفر به سیمهای خاردار و دیوار مرز رسیدند ماموران بلند شده آنها را که مبارزه مسلحانه می‏کنند اما بدون اسلحه داشتند فرار می‏کردند دستگیر نمودند که به زودی در مشهد یا کرمان اعدام خواهند شد تا به سزای اعمال ننگین انتحاریشان برسند و منطقه از شر آنها تا عملیات انتحاری بعد امن بشود.
عبدالقادر بلوچ

بعد از تحریر: عکسی از عملیات دستگیری در اختیار نبود عکس محله‏ای در زاهدان را برایتان گذاشتم تا ببینید و لذت ببرید

سخني با عبدالواحد ريگي



به قلم :
استاد مجاهد مولوي عبدالرئوف ريگي عضو مجمع علماي جنبش مقاومت جندالله و سخنگوي رسمي جنبش
بسم الله الرحمن الرحيم
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ .سوره 
۴۷: محمد - جزء ۲۶
پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد گردنها[يشان] را بزنيد تا خون آنها را به خوبي بريزيد پس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان] منت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد] تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود اين است [دستور خدا] و اگر خدا مى‏خواست از ايشان انتقام مى‏كشيد ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند.

قبل از پرداختن به مطلب شخصي كه خود را عبدالواحد ريگي!!!!!!!!! معرفي كرده است عمليات افتخار آفرين استشهادي چابهار كه در جمع متجاوزان اشغالگر انجام گرفت را به همه مردم مظلوم و ستمديده بلوچ و اهلسنت و خدمت مبارزان و خصوصا محضر برادر بزرگوار و گرامي قدر حاجي محمد ظاهر بلوچ رهبري جنبش تبريك مي گويم و براي مجاهدان پيروزي روز افزون از درگاه پروردگار مسئلت دارم.
البته جنبش جندالله در بين دو تفكر افراطي قرار گرفته است تفكر افراطي ضد ديني كه همه روزه عليه جنبش مي نويسند كه چرا اعضاي جنبش مسلمان اند و حامي دين اند و مذهبي اند و از سوئي تفكر افراطي برخي مذهبيون كه مطرح كردن مسائل ملت مظلوم بلوچ و بيان حقوق اين ملت را كفر و شرك مي دانند و فتوا مي دهند و موضوع مورد بحث ما در اين نوشتار همين گروه دوم هستند.
ديشب در سايت سني نيوز مطلبي با عنوان : جندالله و هويت ناشناخته!!!!!!!!! از قلم شخصي با نام عبدالواحد ريگي از زاهدان خواندم كه جدا از اينكه هويت اين شخص ناشناخته است به مطلب مورد اشاره مي پردازم و از آنجائي كه انتقاد را آزاد مي دانم از مطلب ايشان استقبال مي كنم و اميدوارم ايشان هم از پاسخ استقبال كنند و دل نوشته هاي اين بنده حقير را به دل نگيرند.
نويسنده مطلب مورد اشاره طي نوشتارش سعي كرده است كه جنبش عظيم جندالله را كه متشكل از اقشار مختلف مردم بلوچ اعم از علماء و ريش سفيدان و دانشجويان و طلاب و عموم مردم است جنبشي عاطفي و احساسي و محصور در چند جوان احساساتي جلوه دهد كه يا نويسنده داراي اطلاعات ناقص است و يا نيتش در نقد بر اساس حقايق نيست بلكه بر اساس اغراضي غير حق است و نعوذ بالله من شرور انفسنا
امروز جنبش جندالله متشكل از دهها گروه سابق است كه بزرگان و معتمداني همچون حاجي نعمت الله اسماعيل زهي و حاجي امام و حاجي درا و ... عضو اين جنبش هستند و جاي دارد بگويم بزرگترين عالم بلوچستان شهيد بزرگوار و شيخ الحديث و التفسير حضرت مولانا محمد عمر سربازي رحمه الله خود از بانيان و مشاوران و از رهبران اولين جنبش جندالله بوده است كه اين جنبش با دعاها و مشوره ها و فتواهاي ايشان آغاز به كار نمود الحمدلله كه اكنون دهها عالم عضو جنبش هستند و جنبش داراي مجمعي جداگانه با نام مجمع علماي جنبش است پس چگونه آقاي عبدالواحد ريگي اين جنبش عظيم با اين همه بزرگ و عالم جنبشي متشكل از چند جوان احساساتي مي داند و اين دقيقا تبليغات رژيم است و رژيم سعي و تلاش نموده است كه با تبليغاتي چنيني چهره جنبش را مخدوش نموده و طوري وانمود كند كه اين جنبش از نظر علم شرعی و دینی در فقر شدید می‌باشند. و گروه بکلی فاقد شخصیتهای علمی است، و از پشتیبانی علما نیز برخوردار نیست!... و دقيقا همين عبارت مطلب آقاي عبدالواحد ريگي است. اعاذنا الله من شرور انفسنا

جالب است كه آقاي عبدالواحد ريگي در مطلبش به گروههائي در بلوچستان اشاره نموده است كه حتي مردم بلوچ با نام آنها آشنا نيستند اما نويسنده هويت آنها را شناخته شده معرفي كرده است و نوشته است : در اثنای جهاد افغانستان گروهی مسلح به رهبری شخصیتی مذهبی به نام "ابو سلمان" یا عبد المنعم عریش قد علم کرد که شاید بتوان از آن به عنوان اولین جرقه دفاع مسلح اهل سنت نام برد که دارای هویت مذهبی مشخصی بود. هدف جماعت "ابو سلمان" واضح و روشن بود.

و در مورد گروه مجاهد حزب الفرقان نوشته است: این گروه نیز دارای خط مشی مذهبی است. و تا حدود زیادی نیز هویت مذهبی آن واضح است.

اما وقتي نوبت به جنبش عظيم جندالله با سابقه صدها شهيد رسيده است قلمش از حق منحرف شده است و نوشته است :ولی متأسفانه "جندالله" بکلی فاقد هویت شناخته شده‌ای بود.
اما حقيقت چيست و من با وضوح مي گويم و با احترام به بزرگاني همچون ابوسلمان عبدالمنعم و گروه مجاهد حزب الفرقان تاكنون و در تاريخ بلوچستان هيچ جنبش و تحريكي به اندازه جنبش مقاومت جندالله شناخته شده نيست و جنبش جندالله تنها حركت و جنبشي در بلوچستان و اهلسنت ايران است كه اهدافش روشن و واضح و شناخته شده هستند و جنبش در اين زمنيه هزاران اطلاعيه و بيانيه صادر كرده است و رهبر شهيد جنبش دهها مصاحبه و گفتگو نمود و اهداف جنبش را به روشني و وضوح ترسيم نمود و خلاصه اينكه جنبش جندالله يك جنبش اسلامي براي دفاع از مردم مظلوم اهلسنت و مردم بلوچ در برابر تجاوزات و تعدي هاي كافران و مشركان شيعه مي باشد و خواهان رسيدن مردم اهلسنت به عزت و آزادي در سايه حكومتهاي محلي و منطقه اي كه قوانينشان مطابق با مذهب و دين اهلسنت باشند هست اما شايد براي نويسنده اين همه گفتگو و مطالب و بيانيه كافي نبوده است و من در تعجبم كه با اين همه بيانيه و اطلاعيه وقتي جنبش جندالله برايشان ناشناخته است حزب الفرقان و جماعت شيخ بزرگوار عبدالمنعم چگونه براي ايشان شناخته شده است و بر اساس كدام رساله و كدام مصاحبه و كدام گفتگو و بيانيه اين دو جماعت براي ايشان شناخته شده گرديده اند؟!!!!!!!!! يا اينكه اين نويسنده مي خواهد با طرح نام بزرگواراني همچون مجاهد شيخ عبدالمنعم و مجاهدين بزرگوار حزب الفرقان دريچه اي براي اختلاف بگشايد تا مردم چنين بيانديشند كه نويسنده از نزديكان همين مجاهدان است اما زهي خيال باطل كه نزديكي و ارتباط مجاهدان جندالله با مجاهدان حزب الفرقان چنان مستحكم و قوي و ناگسستني است كه با يك مقاله هدف دار خدشه دار نمي شود.
هدف دار بودن مطلب آنجا روش تر ميشود كه لحن قلم نويسنده ادب را كنار مي گذارد و مي نويسد : جنبش "جندالله" در سال 1382 ش توسط نوجوانی 21 ساله به نام عبدالمالک ریگی از زیر خاک سربرآورد.
كه به سمع مبارك آقاي عبدالواحد ريگي مي رسانم كه جنبش جندالله از زير خاك سر برنياورد بلكه از ميان جامعه اهلسنت و ملت مظلوم بلوچ سر بر آورد و قيام نمود و آنجائيكه همه سكوت كرده بودند و ظلم را پذيرفته بودند و اهلسنت در حال زوال و فنا بودند جواناني از قلب همين جامعه بپاخواستند تا با اهداي جان خود به ظلم و ستم پايان دهند.
اين نويسنده مغرض قيام جنبش جندالله را مي خواهد شخصي كند و چنانچه آن را ربط مي دهد به شهادت برادر رهبر جنبش مقاومت جندالله كه توسط نيروهاي نظامي در سال 82 به شهادت رسيد در صورتيكه رهبر شهيد خيلي پيشتر از آن و در سال 78 براي دفاع از اهلسنت به سپاه رسول الله به رهبري مولا بخش پيوسته بود و قيام جندالله اصلا هيچ ربطي به شهادت برادر رهبر جنبش نداشت كه نويسنده تلاش كرده است قيام جوانان مظوم را به آن ربط دهد و مسئله را از يك مسئله ديني و ملي به يك مسئله شخصي و خانوادگي ربط دهد و به يادم هست كه برخي جوانان پس از اينكه جنبش پاي گرفت و قدرتمند شد از رهبر جنبش امير عبدالمالك تقاضا كردند كه به آنها اجازه دهد كه سرهنگ دشتي زاده كه تير خلاص به برادر رهبر جنبش زده بود را بكشند و رهبر شهيد جنبش فرمود من نمي خواهم موضوع قيام جنبش را شخص كنم و شايد در دلم اندكي درد انتقام برادر باشد لذا من قضيه سرهنگ دشتي زاده را به خدا محول مي كنم چنانچه مدتي نگذشت كه سرهنگ دشتي زاده توسط يكي از مجاهدان بزرگ با نام حاجي اسماعيل اسماعيل زهي( كه بعدا به جنبش جندالله پيوستند ) به هلاكت رسيد.
شك در باره هدف دار بودن مطلب آقاي عبدالواحد ريگي!!!! آنجا تبديل به يقين مي شود كه جنبش عظيم جندالله را كه اعضايش از شمال و جنوب و شرق و غرب بلوچستان و حتي از اهلسنت ديگر نقاط ايران تشكيل شده اند يك تشكل قبيله اي خوانده است و نوشته است :البته روح قبیله‌ای و ریگی بودن نیز از خطاب جنبش بدور نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اعاذنا الله من ذلك
نويسنده چگونه به خود جرات چنين اتهام و بهتان عظيمي را به شخصيتي مي دهد كه ذره اي همه به طايفه خود نيانديشيد و حتي خانواده و نزديكانش برايش درجه ثانوي داشتند و فقط سربلندي دين الله و مسلمانان مقصد و هدف او بود و جز به اين لحظه اي هم نيانديشيده بود.
كسي كه در حضور من به پدر و مادرش در زاهدان گفت : اگر همه شما و خواهرانم و برادرانم در راه دين الله تكه تكه شوند براي من قبول است و هرگز ذره اي از جهاد برنخواهم گشت ، چگونه آقاي عبدالواحد ريگي چنين بهتان عظيمي به اين شخصيت بزرگ مي زنند و سعي مي كنند از مقام عظيم وي بكاهند.
شخصيتي كه برادرش را بمب مي بندد و براي دفاع از مدرسه ديني لوتك به جمع نظاميان مي فرستد تا خود را منفجر كند چگونه مي تواند به ريگي بودن خود بيانديشد و حق و حقيقت اين است كه وي ذره اي به قبيله خود نيانديشيد و هميشه اين گفته پيامبر بزرگوار اسلام بر زبانش بود : دعوها فانها منتنة ، صداي قبيله گرائي نزنيد كه اين صدا بدبودار است.
اين شخصيت چگونه مي تواند نعره قبيله اي بزند والله كساني كه لحظه اي با رهبر شهيد همراه بوده به آقاي عبدالواحد ريگي فرياد خواهند زد : سبحنك هذا بهتان عظيم
جنبش جندالله آغاز مي شود با افرادي از قبايل و مناطق مختلف بلوچستان كه رهبري جندالله ريگي است و ديگر دوستانش يكي ناروئي و ديگري اسماعيل زهي و ديگري از ناهوك سراوان و ديگري از سرباز و ديگري از اسفندك سراوان و ديگري از زابل.
اين جنبش كه با اين افراد كه اعضاي قبايل متخاصمي هستند كه سالها با هم جنگ بوده اند و لحظه اي هم يكديگر را تحمل نمي كردند آغاز شده است چگونه مي تواند به يك قبيله مربوط باشد و اين طرف تفكر و نوشتن نويسنده نشانگر جهل و يا غرض ورزي وي مي باشد.
همانگونه كه قبلا اشاره كردم نويسنده سعي دارد جنبش را از نظر علمي فقير جلوه دهد در صورتيكه به فضل الله اين جنبش با راهنمائي و مشوره علماي رباني مانند شهيد مولانا محمد عمر سربازي و ديگر علماي بزرگ آغاز به فعاليت نمود و اكنون دهها عالم عضو جنبش مقاومت هستند و و چندين كتاب توسط اعضاي مجمع علماي جنبش نوشته شده است كه نوع تفكر و عقيده اين جنبش را بيان مي دارند از جمله كتاب عقيده كه بنده حقير نوشته ام و در دسترس قرار دارد و جنبش مقاومت قصد دارد كه بزودي دارالتحقيق و الفتوي راه اندازي نمايد و اين نشانگر تلاشهاي علمي جنبش و وزن سنگين علمي اش مي باشد و تا مردم بتوانند مسائل شرعي و فقهي خود را از دارالتحقيق جنبش دريافت نمايند.
در آخر آقاي عبدالواحد به بيان مسائل شرعي پرداخته است كه بنده از فقر و بيچارگي علمي و جهل نسبت به دين وي تعجب نكردم زيرا كه بزرگان وي از مسائل جهادي آگاه ندارند و شايد وي فاضل همان مدرسه هائي است كه قسمت كتاب السير و المغازي منگنه شده است و هرگز خوانده نمي شود و من به ياد دارم وقتي رهبر شهيد امير عبدالمالك رحمه الله در باره يكي مسئله از كتاب السير از يكي از بزرگترين علماي بلوچستان سوال نمود وي در پاسخ گفت ما اين مسائل را هرگز نخوانده ايم و مطالعه نكرده ايم و در آخر به شوخي گفت اگر سوالي در مورد نماز و زكات و طلاق و نكاح داري در خدمت هستيم كه رهبر شهيد خيلي تاسف خورد و اين غفلت از مسائل سياسي و جهادي را مايه تاسف همه ما شد.
لذا من از برداشت سطحي نويسنده از آيه اي كه ذكر كرده است ناراحت نشدم كه مي دانم در اين موضوع به اندازه ذره اي هم علم ندارند و فقط آيه اي كه در اول مطلب نوشتم را در پاسخ اين نوشته اش نوشتم:اسلام به شدت از خون و خونریزی نفرت دارد.

واما در مورد حمله به بيگانگاني كه در سرزمين اسلامي زندگي مي كنند و موجب تقويت متجاوزان و كافران هستند از آقاي عبدالواحد مي پرسم حكم حمله به شهروندان اسرائيلي كه در سرزمين هاي اشغالي فلسطين زندگي مي كنند چيست؟

نوسينده مغرض در نوشتارش سعي كرده است به رهبر شهيد امير عبدالمالك كه از نظر علمي دهها امثال نويسنده در جيب خود جاي مي داد و علماي بزرگ در برابر علمش ساكت مي شدند توهين كند و رهبر فرزانه شهيد را شخصي بي علم معرفي كنند و همچنين سعي كرده است به رهبر فعلي جنبش امير عزيز حاج محمد ظاهر هم حمله نمايد كه مردمان و نزديكان اين دو بزرگوار از هر شخصي آنها را بهتر مي شناسند و نيازي به معرفي آقاي عبدالواحد ريگي نيست و آقا عبدالواحد ريگي مي تواند به علمائي كه براي ديدار رهبر جنبش به تهران برده شدند مراجعه نمايد و سطح علمي رهبر جنبش را از آنها بپرسد تا برايش بگويند همه علماي بلوچستان در آن مجلس كم مي آورند و نمي توانند به سوالات رهبر شهيد پاسخ دهند.
اما موضوع مطرح نمودن مسائل ملي ملت بلوچ و ديگر ملل اهلسنت مثل ملت كرد و تركمن كه از نظر نويسنده جرمي نابخشودني است يك مسئله شرعي است كه به سياست اسلامي مربوط است و خود پيامبر اسلام در جنگ حنين فرياد مي زند انا النبي لا كذب انا ابن عبدالمطلب كه نشان ميدهد استفاده از آن اشكالي ندارد و نويسنده و افرادي با طرز فكر وي مي توانند به تاريخ فتوحات اسلامي مراجعه نمايند مثلا سخنراني ابوسفيان در جنگ شام را بخوانند كه چگونه عربها را تحريك مي كند و جهاد افغان دليلي ديگر است كه چگونه براي دفاع از سرزمين و ملت افغان فتواي جهاد داده مي شود و همچنين مراجعه كنند به فتواي تاريخي مفتي كفايت الله دهلوي استاد مولانا عبدلعزيز كه در برابر انگليس فتواي استفاده از مسئله مليت هندي را بدون توجه به دين ملت هند مي دهند و دلائل بسيار زياد ديگري كه اين نوشتار توان جا دادنشان را ندارد.
لذا كساني مانند عبدالواحد ريگي با برداشت سطحي و تفكري عاميانه نمي توانند فتوا دهند كه اين جنگ ، جهاد است يا نه و هركس براي دفاع از دينش كشته شود شهيد است و هركس براي دفاع از مالش كشته شود شهيد است و هر كس براي دفاع از عزت و آبرويش كشته شود شهيد است و همه اينها في سبيل الله هستند اگر كسي نيتش الله باشد.
متسمك قرار دادن يك آيه و يك حديث بدون توجه به تمام دين جهل و ناداني و سطحي نگري است كه بايد بيشتر به اين مسئله توجه نمود و هنگام فتوا دادن دقت بيشتري نمود.
اگر هدف نويسنده اصلاح بوده است كه بابت استفاده كلمات تند از ايشان پوزش مي طلبم البته بايد به من حق بدهند كه قلمش خيلي تند رفته است و اگر هدفي جز خير داشته است پاسخش را دريافت نمود.
حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم
عبدالرئوف ريگي
 (عضو مجمع علماي جنبش مقاومت مردمي ايران) جندالله
abdulrauf.rigi@gmail.com

مقام بلند پايه پاكستاني وزير كشور ايران را دروغگو خواند



به گزارش آ‍ژانس خبري تفتان يك مقام بلند پايه دولت پاكستان در گفتگو با شرق الاوسط وزير كشور ايران پاسدار مصطفي محمد نجار را فردي دروغگو خواند كه براي مخفي نگه داشتن ضعف دستگاههاي امنيتي و نظامي اش در جلوگيري از حملات جندالله كشورهاي همسايه را متهم مي كند.
اين مقام بلند پایه پاکستانی که خواسته نامش فاش نشود، در گفت و گو با روزنامه "الشرق الاوسط" سخنان وزیر کشور ایران را دروغپردازی خواند و هر گونه دخالت کشورش در حوادث چابهار را رد کرد.
رژيم زبون و بدبخت و بيچاره ايران كه در برابر مبارزان شكست خورده است و دستگاه بيچاره وزرات اطلاعات كه اين روزها از هميشه زبون تر و بدبخت تر شده است به جاي پذيرفتن شكست خود كشور پاكستان و نهادهائي در آن را متهم به همكاري با جنبش مقاومت جندالله مي كنند.
اين در حالي است كه رحمان ملك وزير كشور پاكستان جنبش را متهم با گروههاي پاكستاني نموده و اعلام برخورد شديد با جنبش را نموده است.
رحمان ملك كه قبلا هم افراد بي گناهي را به ايران تحويل داده است در اظهارات جديدش جنبش جندالله را متهم به ارتباط با بي ايل اي و لشكر جنگهوي و تحريك طالبان نمود و خواهان تشكيل تيمي ويژه براي برخورد با جنبش شد.
وزارت اطلاعات ايران كه درمانده و بيچاره تر شده است نمي داند چه پاسخي در برابر سوالات زابليهاي وحشي بدهد زيرا كه ساجدي رئيس اداره اطلاعات بلوچستان مدتي قبل اعلام كرده بود كه تمام تحركات جنبش را تحت نظر دارند اما بيچاره دروغگو الان جائي مخفي شده است و هي داد مي زند كه كار پاكستان است.
همچنين سپاه پاسداران قبلا اعلام كرده بود كه جنبش به پايان رسيده است و ديگر تحت اشراف قرار دارد و توان عملياتي ندارد اما امروز تمام جهان سپاه را مورد خطاب قرار مي دهد كه چي شد و فرمانده سپاه سلمان جاهد مي گويد چابهار امن ترين نقطه جهان است و شايد از عمليات روز چهارشنبه بي خبر است.

۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

نامه سرگشاده به برادران زابلی



زاهدان انلاین:نمی دانم چرا باید همیشه یک اتفاقی بیافتد تا چشمها و گوش ها برای چند روزی متوجه اوضاع اسفبار بلوچستان شود، دیروز باز صدای انفجاری بایکوت خبری این خطه را شکست، سرزمین سوخته و فراموش شده بلوچستان بار دیگر مهمان خبرگذاری ها و موتورهای جستجوی اینترنتی شد، باز هم عقده های تلمبار شده ترکید و صدا کرد، صدایی آنقدر بلند که هزارن فرسنگ دورتر به گوش اوباما هم رسید.
در این میان اما نمی دانم صدای ظلم وتبعیض و محرومیت را هم کسی می شنود یا نه!! اگر از من بپرسید می گویم:برای پرده برداشتن از واقعیت های تلخ بلوچستان صدایی رساتر از ترکیدن عقده های تلمبارشده نوجوانی که جام مرگ را سخاوتمندانه با دهها نفر دیگر قسمت کرد، وجود ندارد.
برادران زابلی؛ شکی نیست که شرایط سیاسی 30 سال اخیر کشور به دلیل انگیزه های مذهبی رهبران انقلابی فرصت استثنایی و طلایی در اختیار شما قرار داده و شما را در معرض یک آزمایش تاریخی وسرنوشت ساز قرار داده است، کاش از این فرصت تاریخی برای نهادینه کردن روند همزیستی مسالمت آمیز و تقویت پیوندهای همجواری و برادری استفاده می کردید، اما افسوس که این کار را نکردید، تاریخ سی ساله اخیر نشان می دهد که به جای حسن استفاده از این فرصت، راه دیگری برگزیدید، حق همسایگی را نادیده گرفتید، همزیستی مسالمت آمیز اجدادمان را از یاد بردید و ای کاش تنها به بی انصافی و ظلم به برادران بلوچ سیستانی تان که نصف جمعیت این شهرستان را تشکیل می دهند اکتفا می کردید، اما روحیه انحصار طلبی وطمع سیری ناپذیر که بدون شک ارمغان انقلاب آخوندی بود پروژه یا 100 یا هیچ را در شما تقویت نمود و درنتیجه سرزمین بلوچستان از زاهدان تا چابهار را قلمروی تاخت وتاز خویش قرار دادید و به امتیازاتی که در این راستا نصیبتان شد، دل خوش کردید آدمهای نژادپرستی که به عنوان رهبران و نمایندگان خویش برگزیدید در راستای اهداف محفلی شان هرچه به خورد شما دادند با چشم و گوش بسته پذیرفتید غافل از اینکه روز به روز به چاهی که برایتان کنده اند نزدیک و نزدیکتر می شوید، آنچه امروز اتفاق افتاد و آنچه فردا و فرداها در انتظارتان است حاصل تمامیت خواهی و ظلم است در واقع آنچه را که کاشته اید درو خواهید کرد.
یادم می آید در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی که بخش سرباز تبدیل به شهر شد احتمال اینکه مدیریت آن بخش دور افتاده را افراد غیر بومی به عهده بگیرند به ذهن کسی نمی رسید اما چهار تن از سران برادران زابلی که دارای منصب هایی در استان هم بودند به تهران رفته بودند و تهدید کرده بودند که در صورتی که مدیریت آنجا به بلوچها داده شود خود را از ساختمان وزارت کشور به پایین پرت خواهند کرد!!
برای من که با این منطقه آشنایی داشتم جای تعجب بود که چرا پست مدیریت در شهر کوچکی مثل راسک که نصف لوتک هم نبود برای آقایان اینقدر مهم باشد که به خاطرش حاضر به حمله انتحاری هم بشوند!!
اما بعدها که در مورد نسل کشی ها و انگیزه های نژاد پرستانه بیشتر مطالعه کردم فهمیدم که اقدام جنون آمیز آنها نه به خاطر اهمیت استراتژیکی این شهر بلکه در راستای اهداف نژادپرستانه بود، در جهان بینی نژاد پرستانه آقایان، دو راه بیشتر و جود نداشت، یا باید این ملت را از بین ببرند ویا خودشان را.
عزیزان زابلی؛ هرچند خیلی دیر شده است اما این با شماست که جلوی فاجعه های بدتر را بگیرید مطمین باشید آنها که امروز شما را تشویق به ادامه این را کج می کنند فردا تنهایتان خواهند گذاشت و شما می مانید و همسایه ای که خانه اش را غصب نموده فرزندانش را کشته و بر جنازه های در حال احتضارشان رقصیده اید و کف زده اید.
نوجوانی که خود را در چابهار منفجر کرد دو راه بیشتر نداشت، یا باید تسلیم سرنوشتی می شد که سران شما برایش تدارک دیده اند و مانند آن دو جوانی توسط اراذل شما به شهادت رسیدند در آخرین لحظات با چشمانی کم سو شاهد رقص و پای کوبی شما می بود و با فحش های رکیک شما بدرقه می شد ویا اینکه رقص کنان ماتم را به شما هدیه می کرد، اصلا خود شما جای او بودید کدام را انتخاب می کردید؟
این را هم بدانید که ما وشما تنها دو ملتی نیستیم که ناچار باید در کنار هم زندگی کنیم، در دنیا اقوام زیادی هستند که با تمام تفاوت ها واختلافات دینی، نژادی و زبانی در کمال صلح وعدالت کنار هم زندگی می کنند. آخر چرا اینقدر برایتان دشوار است که بپذیرید بلوچ ها در وطن اجدادی خود مثل صاحب خانه زندگی کنند و از همان حقوقی که شما برخوردارید بهره مند باشند؟!!، گیریم که بیسوادند، گیریم که قیافه خوبی ندارد و یقه شان هم چرکین است ولی اینجا خانه شان است.
تاریخ معلم خوبی برای انسانها است فرصتی که امروز در اختیار شما است در گذشته در اختیار دیگران بوده است سرگذشت آنها نمونه های زیادی برای عبرت به شما نشان خواهد داد، درست است که افرادی که امروز به عنوان دکتر وپروفسور نمایندگی شما را به عهده دارند آنقدر سواد ندارند که این حقایق را بفهمند ویا تعصب وطمع جاه و مال چشمان شان را کور کرده است اما قطعا درمیان شما آدمهای منصف و آگاهی وجود دارد که به دلیل عدم همکاری با این اراذل و اوباش به حاشیه رانده شده اند، از آنها سیر تحول تاریخی تمدن های بشری را جویا شوید، از پدران ومعمرین تان در مورد سالهای قبل از انقلاب و زندگی اجدادمان در کنار هم سوال کنید.
فکر نکنید تمدن بشری از همین 30 سال قبل آغاز شده و تا ابد همینطور خواهد ماند، تمدن بشری عمر هزاران ساله دارد، تاریخ نشان داده است که نه حکومت صالحان ابدی است و نه حکومت جابران و گرنه سلیمان و فرعون هردو تا به امروز حکومت می کردند. اصلا اگر پست و مقام ماندنی بود مگر قبلی ها چلاق بودند که از آنها گرفته شد و به شما رسید؟!
آیا اینها برای عبرت کافی نیست؟ اگر آنقدر حافظه تان یاری نمی کند که از گذشته عبرت بگیرید، از همین نظامی که نان شما را توی روغن کرد عبرت بگیرید، آیا ضعف و فروپاشی نظام را نمی بینید؟
اگر به قران اعتقاد دارید که امیدوارم داشته باشید، قران هم این معادله طبیعی و تاریخی را تایید نموده آنجا که می گوید: وتلک الایام نداولها بین الناس
تاکی می خواهید ملتی را از تمام حقوقش محروم کنید وانتظار داشته باشید که سرمایه هایش را در کمال امنیت وآسایش حیف و میل کنید؟
آیا به صرف اینکه حکومت جمهوری ولایت فقیه به خاطر تعصبات مذهبی فرصت سوء استفاده را در اختیارتان قرار داده است هرچه دلتان می خواهد می توانید بکنید؟
آیا به صرف اینکه بلوچ ها امروز در دنیا حامی ندارند می توانید بدون واهمه حقوقشان را باید پایمال کنید؟
آیا با محروم کردن آنها از حقوق اولیه شان ونسل کشی و ابطال شناسنامه شان سرزمین شان را مالک خواهید شد؟
بخدا که حیای اسراییل از شما بیشتر است او هم قدرت دارد و در مقابلش ملتی بی دفاع و تحت محاصره قرار دارد، می تواند بکشد و می کشد، اما قواعد بازی سیاسی را بهتر از شما می داند حد اقل در دو منطقه مهم که فلسطینیان اکثریت هستند حاکمیت شان را پذیرفته است و در مناطق اشغالی هم به آنها اجازه اقامه نماز جمعه 300هزار نفری می دهد، اما شما از چابهار واز دور ترین نقاط این سرزمین هم نمی گذرید، روستاهای دور را هم ازقلم نمی اندازید ودوست دارید در چابهار وکنارک هم فرماندار وبخشدار و دهدار شما باشد!!
از زنده سوزاندن طلبه جوان لذت می برید!! از تجاوز به دخترکی که از نظر ذهنی عقب مانده بود هم شرم نکردید!! با لذت کامل از لحظه جان دادن قربانیان تان فیلم تهیه می کنید!!
درست است که مادر مهربان وسیاستمداری مثل انگلیس دارید و حالا اوبا ما هم به جمع صمیمی تان پیوسته و با شما ست، اما بدانید که این روزها ماندنی نیستند.
به قول عربها: مهلا بنی عمنا، مهلا موالینا
http://zahedanonline.com

هويت دو تن ز هلاك شدگان عمليات انتقام 2 افشا شد



به گزارش آ‍ژانس خبري تفتان هويت دو تن از هلاك شدگان عمليات افتخار آفرين استشهادي چابهار افشا شد و در حالي كه مقامات استاني هنوز هويت بسياري را پنهان نگه داشته اند برخي رسانه ها اعلام كردند كه دو روحاني شيعه در اين عمليات به هلاكت رسيده اند.
ايرنا خبرگزاري رسمي ايران در اين باره نوشت:دو روحاني به نام هاي حجت الاسلام سيد 'علي سجادي' مسوول دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در اداره كل شيلات سيستان و بلوچستان و حجت الاسلام 'علي اخوان' روحاني مبلغ اعزامي از قم، كشته شدند.
كشته شدن آخوندهاي خبيث صيغه اي اندكي از درد و غم ملت بلوچ را مي كاهد كه مورد ظلم و ستم اين آخوندهاي جنايت پيشه قرار گرفته اند.

تصاوير جديد از دو شهيد عمليات استشهادي انتقام 2 چابهار



دكتر غلام رضا حسين بر تحليل گر و كارشناس بلوچستان و ايران



انفجار در بلوچستانsarawani@aol.com


وسایل ارتباط جمعی در زمان بین دو انفجار در باره جنایات جمهوری اسلامی در بلوچستان کاملا سکوت میکنند و به محض انجام یک انفجار، گوش فلک را در محکوم کردن جندالله کر مینمایند.
امروز دو انفجار مهیب در چابهار بوقوع پیوست که بنا بر ادعای مقامات رسمی، ۳۹ کشته و تعدادی زخمی بجا گذاشت. جندالله ا علام کرد که این انفجار در انتقام به ا عدام عبدالمالک ریگی در ماه ژوین و ۱۶۰ نفر جوان بلوچ دیگر سازماندهی شده است. طبق آمارهای سازمانهای حقوق بشری، یک سوم ا عدامی ها در ایران بلوچ بوده اند. تعداد زیادی از ا عدامیان در زندان وکیل اباد مشهد نیز بلوچ هستند که بطور ناشناخته، بسر دار برده شده اند.



رسانه های ایرانی در تمام این مدت سکوت کردند. گویی آن جوانان بلوچ بیگناه نبودند. گویی انها نمیخواستند که بدانشگاه بروند، گویی انها دلشان نمیخواست زن و فرزند داشته باشند، اتومبیل خوب سوار شوند، کار خوب بگیرند و یک زندگی شرافتمندانه را در پیش بگیرند. وقتی ۷۴% بلوچ ها زیر خط فقر زندگی کنند، چه انتظاری از یک جوان بلوچ میتوان داشت؟
اگر رسانه های ایران و جهان در این زمان از مظلومیت بلوچ ها گزارش تهیه میکردند، شاید جمهوری اسلامی این همه ظلم بر بلوچ ها و در بلوچستان انجام نمیداد و ناگزیر انفجار های چاه بهار اتفاق نمی افتاد. مساله بلوچستان فقط هنگام انفجار ها بر زبانها جاری میشود. در این میان عده ای برای مطرح کردن خود، مطالب دروغ و بی انصافانه ای سر هم میکنند و بخورد رسانه های بی خبر میدهند. ماموران جمهوری اسلامی هم ضمن تسریع کشتار ها در بلوچستان، تمام دنیا را برای بی لیاقتی های خود سر زنش میکنند. بعضی از مخالفان نظام هم بجای دفاع از مظلومان از رژیم دفاع میکنند و توجه نمیکنند که دفاع از رژیم، نهادینه کردن سرکوب است.
بعضی دیگر مدعی هستند که جندالله اسباب خشونت بوده است، در حالیکه، جندالله پنج شش سال پیش آغاز بکار کرد و کشتار در بلوچستان از آغاز انقلاب، شروع گردید. هزا ران نفر در این مدت کشته شدند. بزرگان بلوچ بصورت های مختلف مسایل خود را با مقامات در میان گذاشتند ولی هیچ گونه اثری نکرد. چند نفر به پیروی از تهران نشین ها دست به فعالیت های مدنی زدند ولی زندانی و ا عدام شدند. یعقوب مهرنهاد از انجمله بود. هنگامی که همه راه‌ها بر مردم بلوچ بسته شد، انها دست به سلاح بردند. اکنون هم اگر آزادی سیاسی در بلوچستان تضمین شود، قطعا اسلحه کنار گذاشته میشود زیرا زندگی دوست داشتنی است و گفته میشود که یک سرباز بیش از همه از جنگ بیزار است؛ چرا که این سرباز است که جان خود را از دست مدهد. نه جان دادن آسان است و نه جان گرفتن به شرطی که انسان آخوند نباشد.
مردم ایران، بجز مردم بلوچستان، نمیدانند که صد ها بلوچ در خیابانها و جاده ها و کوه های کشته میشوند و هیچ کس جز خانواده های انها، از کشته شدنشان آگاه نمیگردند. انهایی که ببلوچستان رفته اند شاهد بوده اند که بلوچ ها در خیابانها و کوچه و بازار، بطور روز مره، مورد تحقیر و تنبیه قرار میگیرند، از رفت و امد ازادانه انها جلو گیری میشود؛ از تحصیل محروم میگردند، کار پیدا نمیکنند و در نتیجه، بلوچ ها از جان بیزار شده و بخود بمب میبندند، و همراه خود، عده دیگری را بقتل میرسان‌ند.
مردم ایران نمیدانند و شاید هم احساس نکنند که درد تحقیر و فقر و محرومیت تا چه اندازه جانکاه است! در بسیاری از موارد، مردم چنان از زندگی بیزار شده اند که هیچ ارزشی در زندگی کردن نمی بین‌ند. انها که مردم را تا این حد از زندگی بیزار کرده اند، بدانند، وقتی زندگی برای کسی بی ارزش شد، برای او اهمیتی ندارد که دیگران در باره او چه میگویند، و یا چه فکر میکنند. امروز بسیاری از بلوچ ها در چنین شرایطی زندگی اسفناک و غم انگیز ی را تجربه میکنند. دیگر برایشان هیچ چیز مهم نیست. آنچه برایشان مهم بود جان خود شان بود. اینک که آن بطور روزانه، دردمندانه ضایع میگردد، دیگر نگران چه باشند؟
انفجار چابهار آخرین نخواهد بود. کشتار بلوچ ها هم پایان نخواهد یافت. بگذارید باهم کاری بکنیم که جمهوری اسلامی دست از کشتار بردارد و جندالله هم اسلحه را کنار بگذارد. در سی سال گذشته چنین آرزو کردیم؛ اما چنین نشد. شاید با آرزو کردن به آرزوهای خود نرسیم. پس باید همت را مایه کار خود قرار دهیم

اطلاعيه جديد جنبش پيرامون تيراندازي متجاوزان بعد از عمليات به سوي مردم بلوچ



به نام خدا
بدينوسيله جنبش مقاومت مردمي ايران اعلام مي دارد كه ماموران متجاوز و جنايتكار ولايت جهل و جور پس از عمليات استشهادي چابهار به سوي مردم بلوچ كه در حاشيه مراسم اشغالگران حضور داشتند آتش گشودند كه تعدادي از مردم عادي بلوچ در اين تيراندازي به شهادت رسيدند.
جنبش مقاومت اين عمل جنايتكارانه و وحشيانه سربازان رژيم را به شدت محكوم نموده و اعلام مي دارد كه به اين جنايت و ديگر جنايات رژيم با شدت پاسخ خواهد داد.
پاسداران حاضر در صحنه عمليات كه از پيروزي مبارزان خشمگين شده بودند خشم خود را مانند درندگان بر سر مردم عادي بلوچ خالي كردند و اين جنايتكاران فكر مي كنند كه مردم بلوچ اين جنايت را فراموش مي كنند در صورتيكه چنين نيست و هر اقدام جنايتكارانه متجاوزان براي هميشه در حافظه مردم ثبت خواهد شد و به هر جنايتي پاسخ داده خواهد شد.
جنبش مقاومت از رژيم مي خواهد كه از جنايت دست بردارد و سرزمين بلوچستان را به صاحبانش بازگرداند تا امنيت و آسايش براي همگان فراهم شود و در صورتيكه جوانان و مردم و علماي بلوچستان امنيت نداشته باشند و هدف حمله زابليها و جنايتكار فاشيست قرار گيرد قطعا حملات استشهادي همه ادامه خواهد داشت.
لذا راه عقلاني در پيش روي رژيم ايجاد زمينه امنيت و رشد و پيشرفت براي مردم بلوچ و آن هم بدست خود مردم بلوچ مي باشد و آنگاه خون ريزي و كشتار پايان خواهد يافت در غير اين صورت و در صورت تداوم اعدامها متجاوزان مقيم در منطقه بايد كوچ كنند و بلوچستان هرگز براي آنها امن نخواهد شد.
جنبش در اين اطلاعيه از كشورهائي كه در چابهار سرمايه گذاري كرده اند مي خواهد كه به قراردادهاي خود با رژيم پايان دهند و اگر به قراردادهاي تجاري با رژيمي كه ثروتهاي بلوچستان را به تاراج برده است و مي برد ادامه دهند هدف قرار خواهند گرفت و از بين برده خواهند شد زيرا مالكان اصلي ثروتهاي چابهار ملت بلوچ هستند كه به طور كلي استثمار شده اند و رژيم تهران غاصبي بيش نيست و قرارداهايش براي ملت بلوچ ارزشي ندارد.
جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)

پيام رهبر جنبش مقاومت حاج محمد ظاهر بلوچ به مناسبت عمليات استشهادي چابهار



بسم رب الشهداء و المجاهدين
با درود و سلاح بر روان شهداي عظيم راه عزت و آزادي و سرفرازي ملت بلوچ و جامعه اهلسنت ايران و با سلامهاي ويژه بر روح پر فتوح رهبر شهيد انقلاب سرورم و سردارم حاجي عبدالمالك بلوچ (رحمه الله) كه به ما و ملت ما درس عزت و عظمت و شهامت و شهادت و شجاعت و غيرت داد و انقلابي را بنيان نهاد كه تا ابد بر تارك تاريخ بلوچستان و ايران خواهد ماند.
درود مي فرستم بر دو فرزند دلير و شجاع : شهيد عزيز ؛ سيف الرحمان چابهاري و شهيد عزيز حسان خاشي كه به نداي حق لبيك گفته و براي آزاد سازي مردمانشان از يوغ ستمگران و متجاوزان حسين گونه به پيشواز مرگ رفتند تا از مرگ ملتي رو به زوال جلوگيري نمايند و با فدا كردن جان خود عزت و عظمت ، جرات و شهامت ، ايمان و غيرت و دليري و شجاعت مردمان سرزمين مظلوم بلوچستان را به نمايش گذاشتند و مانند حسين به همگان درس دلاورمردي و ايستادگي و مقاومت در برابر دژخيمان و سفاكان زمان دادند.
آن دو شهيد با استقبال جراتمندانه از مرگ ضمن درس مردانگي و شجاعت و سلحشوري و غيرت راه عزت و آزادي را برا مردمان مظلوم و ستمديده خود هموار نمودند تا نسلهاي بعدي خود را از تروريسم و فاشيسم و آپارتايد حاكم رهائي بخشند و عدالت و برابري ، مساوات و عزت را براي مردمان خود به ارمغان آورند.
آن دو شهيد بزرگوار كه يكي 18 سال و ديگري 22 سال عمر داشت با اهداي جان خود به پروردگار و در راه اعتلا و سربلندي ملت خود با فريادي دل انگيز به حاكمان فاشيست و تروريست گفتند كه مي توان كساني را كه سرزمين مردمان را اشغال كرده اند و پرواي جان و مال و عزت مردم را ندارند را همانند خودشان پاسخ داد و شرشان را از سر مردم مظلوم و ستمديده كوتاه نمود و اين دو شهيد با شهادت خود اشك بر گونه كساني آفريدند كه هميشه اشك بر گونه مظلومان آفريده بودند و يا خوشحال و مست از اعدام و ترور و كشتار و غارت و چپاول و استثمار و استعمار و اهانت و تحقير مظلومان ستمديده ديار بلوچستان بودند و اين شهيدان با اهداي خون خود مرهمي بر دلهاي مليونها انسان نهادند كه فرزندانشان در كشتارگاههاي رژيم جهل و جور تكه پاره و اعدام شدند ، مرهمي بر دلهاي مظلوماني نهادند كه در همين چابهار خانه هايشان بر سرشان تخريب و ويران شد، مرهي بر دلهائي نهادند كه مساجدشان توسط متجاوزان اشغالگر با خاك يكسان شد ، مرهم بر دلهائي نهادند كه در قطب تجاري آسيا در كپرها زندگي مي كنند و ثروتشان توسط متجاوزان و بيگانگان به يغما مي رود.

دو شهيد با فدا كردن خود به ستمگران و متجاوزان جنايتكاري كه به هيچ اصل بشري و انساني متعهد نيستند اعلام كردند كه با اعدام و كشتار و جنايت و قتل و شكنجه نمي توان جلوي حركت مردمي جندالله را گرفت زيرا اين حركت و جنبش ريشه در دل مردم دوانده است و به اين سادگي و آساني نمي توان اين حركت ريشه دار كه دلهاي تمامي مردم اهلسنت و بلوچ را درنورديده است و به داخل خانه يكايك ملت راه يافته است تا جائيكه زنان و كودكان دعايشان فقط براي مبارزان است ؛ را از بين برد و از صفحه محو نمود.
من اين عمليات افتخار آفرين را به مردم مظلوم بلوچ و جامعه ستمديده اهلسنت و محضر خانواده شهداي راه عزت و آزادي تبريك گفته و اعلام مي كنم كه صدها فرزند ديگر اين ديار آماده جان فدائي در راه حق و حقيقت هستند و اين نبرد تا رسيدن مردم به عزت و آزاد ادامه خواهد يافت.
من در اين پيام مي خواهم اندكي با كساني كه اين عمليات شهادت طلبانه مظلومان و ستمديدگان را محكوم كردند سخن گويم و به آنها بگويم كه چابهار شهر اهلسنت و مردم بلوچ بوده است و در اين شهر به جز تعداد اندكي غير بومي هيچ غير بومي نبوده است چنانچه سايت پورتال استان جمعيت اين شهر را 220000 نوشته است كه مطلقا آن را مردم بلوچ و اهلسنت تشكيل مي دهند اما طي چند سال اخير موج هجوم نيروهاي نظامي و سپاهي با عنوان تاجر و بازرگان به اين شهر آغاز شده است و هر روز بر اين روند افزوده مي شود تا جائيكه امروز بندر چابهار تبديل به يك شهري تجاري براي سپاه پاسداران شده است و اينجا اصلا غير از نيروهاي نظامي و سپاهي شيعي ديگر وجود ندارد مگر تعداد اندكي كه انگشت شمارند و سپاهيان اين شهر را مركزي برا تجارت و بهره برداري خود قرار داده و تمامي ثروتهاي آن را با سرعت به تاراج مي برند و اهميت اين شهر بر كسي پوشيده نيست و به همين جهت است كه سپاه مانند اختاپوسي بر جان اين شهر و مردمان اين شهر افتاده است و در حال استثمار اين شهر اقتصادي بلوچستان مي باشد.
آري چابهار مركز اقتصادي بلوچستان است كه مي تواند قطب اقتصادي آسيا باشد ، اين بندربه دلیل موقعیت راهبردی، که نزدیک‌ترین راه دسترسی كشورهاي محصور در خشكي مانند افغانستان و تركمنستان و ازبكستان و تاجيكستان و قرقيزستان و.. به آبهاي آزاد مي باشد كه اين وضعيت اهميت و ارزش اين شهر را چند برابر كرده است و از سوئي بندر چابهار از مهمترین چهارراه‌های کریدور شمال-جنوب بازرگانی جهانی است و به گفته مقامات نظامي و سياسي حاكم بر چابهار اين شهر مي تواند قطب اقتصادي جهان شود اما از اين همه مزيت اين شهر هيچ چيز نصيب صاحبان اين سرزمين نشده است و مالكان اين شهر رو به زوال و در حال تبديل شدن به اقليت هستند زيرا كه چابهاري كه 99 و نيم درصد جمعيت اين شهر بلوچ سني بودند كه امروز طبق آمار هاي غير رسمي غير بوميان نظامي و سپاهي تبديل به 30 درصد جمعيت اين شهر شده اند و در صورت تداوم اين روند بايد شاهد زوال كلي مردمان اين شهر باشيم.
اين جمعيت عظيمي كه در مراسم عزاداري تاسوعا شركت كرده است از كجا آمده است و چگونه اين جمعيت هر ساله رو به رشد است ، اين فقط و فقط سياست تغيير بافت جمعيتي منطقه و تسلط بر منابع اقتصادي منطقه توسط سپاه پاسداران مي باشد و هدف حمله همه متجاوزان و بيگانگاني هستند كه جزئي از سياست تغيير بافت جمعيتي هستند و جنبش بارها هشدار داده است كه بلوچستان را ترك كنند خصوصا اعدام رهبر شهيد پايان هر گونه مصالحت و گفتگو با متجاوزان و اشغالگران و پايان سكونت غير بوميان در بلوچستان بود و همان زمان جنبش اين هشدار را داد و به صورت اطلاعيه در بين مردم شهرهاي مختلف بلوچستان پخش نمود.
كساني كه در خارج از بلوچستان و يا خارج از ايران نشسته اند بايد نگاهي به وضعيت فلاكت بار مردم مظلوم و ستمديده بلوچستان بياندازند و تجاهلانه محكوم نكنند ، چگونه است كه محكوم كنندگان تخريب خانه هاي مردم فقير و مستمند چابهار توسط رژيم را محكوم نكردند و چگونه است كه شهرك سازي رژيم براي سپاهيان و پاسداران حتي در روستاهاي اطراف مانند دشتياري و نگور مورد بحث قرار نمي گيرد و اهداي زمين هاي كشاورزي و زارعت دشتياري و زر آباد به مافياي سپاه و غصب زمينهاي مردم محكوم نمي شود و اگر فرزندي از اين ديار پس از تحقير و ظلم و ستم و اخراج از خانه و كاشانه بر خود بمب مي بندد تا مظلوميت خود را به گوش جهانيان برساند محكوم مي شود ، واقعا جاي تاسف است كه برخي چنان ساده قضاوت مي كنند.
بلوچستان در غم است و اندوه كه هزاران فرزند خود را توسط متجاوزان و اشغالگران از دست داده است و بلوچستان با وضعيتي وحشتناك و شرايطي دهشت انگير مواجه است و مردم اين ديار از سرزمين خود در حال بي خانمان شدن هستند و مانند فلسطينيان چاره اي جز نابود كردن همه متجاوزان و اشغالگران ندارند و براي ما چاره اي جز توسل به چنين عملياتهائي نمانده است اگر چه خودمان هم نمي توانيم شهادت عزيزان را تحمل كنيم اما چاره اي جز اين نداريم و اگر اندك موقعيتي براي راهكاري جز اين موجود مي بود دست به اين اقدامات نمي زديم زيرا كه خواهان راحت و آرامش و آزادي براي همگان هستيم اما هنگاميكه مانند گوسفند و وسط خيابانها توسط غير بوميان مسلح كشته مي شويم راهي جز توسل به مبارزه مسلحانه و عمليات استشهادي نداريم.

من مسئول مستقيم همه اين خونريزيها را وزارت اطلاعات و گروه افراطي حاكم بر بلوچستان مي دانم ، گروهي كه حتي حاضر نيست شهر چابهار با اكثريت بلوچ سني توسط خود بلوچها اداره شود و بايد يك غير بلوچ با نام سيد علي باطني ويا شخصي ديگر فرماندار اين شهر باشد تا دل اين گروه افراطي شاد شود.
وزارت اطلاعات مسئول مستقيم كشتار در بلوچستان است و الان سپاه پاسداران قسمت برخورد نظامي را بر عهده گرفته است و من شخصا به وزارت اطلاعات هشدار دادم و در تماس با مسئولان وزارت اطلاعات در تهران گفتم اگر دست به اعدام رهبر مقاومت بزنند وضعيت بلوچستان از دست همه خارج خواهد شد و صدها جوان با من عهد و پيمان مرگ بسته اند كه اگر رهبر مقاومت اعدام شد يك غير بومي در بلوچستان نخواهند گذاشت اما وزارت اطلاعات به اين هشدار توجه ننمود و امروز مسئوليت همه اين عملياتها بر وزارت اطلاعات است كه در اقدامي جنايتكارانه رهبر جنبش را به شهادت رساند و راه گفتگو را مسدود نمود و تنها راه پيش روي غير بوميان خروج از بلوچستان و تحويل دادن بلوچستان به ملت بلوچ مي باشد.
در اين اطلاعيه من از همه جوانان بلوچ مي خواهم كه مسلح شده و آماده نبردي خونين باشند زيرا روز نبرد و مقابله رو در رو با متجاوزان نزديك است و بايد همه جوانان مسلح شده و خود را براي جنگي تمام عيار آماده كنند و همچنين از علما و بزرگان طوايف مي خواهم كه گول وزارت اطلاعات و سپاه را نخورند و طوري نشود كه بين اين دو گروه اختلاف ايجاد شود و سپاه به اهداف خود نائل گردد و بايد بزرگان طوايف جوانان طايفه را مسلح كنند و آنها را براي نبرد و جنگي بزرگ آماده كنند زيرا هر آن ممكن است اين جنگ آغاز گردد و از سوئي باند تبهكار و جنايت پيشه حاكم بر بلوچستان تمام غير بوميان را مسلح نموده است و امكان دارد جنايتكاران با پشتيباني سپاه پاسداران جنگ را آغاز كنند اما ما به هر صورت به دليل دارا بودن مناطق كوهستاني و مرز با دو بلوچستان دست غالب را داريم و به اميد الله پيروز خواهيم شد.
يا زندگي با عزت
يا مرگ با شرف
حاج محمد ظاهر بلوچ
( رهبرجنبش مقاومت مردمي ايران) جندالله