۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

اعلام امادگی جوانان برای اجرای حکم مخبران بی ناموس......

یکی از نظرات بیندگان آهوران نیوز:
باعرض سلام خدمت شما مجاهدان بزرگوار
اينجانب اعلام امادگي خود وديگر همراهانم
رابراي هرگونه همكاري وهمراهي ميكنم وفقط اگر اسامي مخبريني را كه در زاهدان ويااطراف زاهدان در روستاها هستند به ما اعلام كنيد تا به اميد الله
درس عبرتي به انها بدهيم تا ديگر در سرزمين بلوچستان عزيز دست به چنين حركاتي مرتدانه مثل به شهادت رساندن حاجي خدابخش شه بخش سردار واقعي طايفه شه بخش نزنند
 


مسعود خان بلوچ
-----------------------------------------------
اهوران نیوز به اطلاع مسعود خان و دیگر جوانان باغیرت بلوچ میرسانیم که  سرویس اطلاعاتی جنبش مقاومت مردمی(جندالله) در حال تحقیق وبرسی در کل بلوچستان هستند به محض مکمل شدن  اطلاعات در مورد مخبرین  بعد از مشاوره شورای جنبش وحکم نهایی به فرمان امیر حاجی محمد ظاهر بلوچ اسامی را در اختیار عموم قرار میدهیم

نصر بلوچستان

حاجي خدابخش شير كوهستان


حاجي خدابخش شير كوهستان
مطلبي از استاد مجاهد مولوي عبدالرئوف ريگي

انا لله و انا اليه راجعون
ما از آن الله هستيم و به سوي او بازخواهيم گشت
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.
از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.

دستانم مي لرزند و قلبم به تپش مي افتد كه مي خواهم در مورد دو
ست و همرزم و عزيزي بنويسم كه مدتها در كنار همديگر بوده ايم وبراي لحظاتي دوري از يكديگر را تحمل نمي كرده ايم و دوستي و محبتي در قلبهمايمان بوده است كه شايد دو برادر نسبتي چنان محبت نداشته باشند و در كنار اين دوستي و محبت شخصيت عظيم وي من را تحت تاثير قرار داده باشد و ناگاه من و ما را تنها بگذارد و برود واقعا سخت است و..
آري حاجي خدابخش يكي از همين دوستان جانفدا و ايثارگر بود كه با سنگين كردن وظيفه سنگين مبارزه بر دوش ما ، ما را گذاشت و رفت و به خيل عظيم شهداي راه اسلام و عزت و آزادي پيوست تا با خون پاكش ملتي را از زندگي پر ذلت و خفت بردگي و بيچارگي برهاند.



بي شك حاجي خدابخش نمونه عالي از يك مجاهد بود كه ايمان و غيرت و شجاعتش را نمي توانم با قلم شكسته ام وصف نمايم و حقيقتا كه قلم نمي تواند آنگونه كه شايان شان وي است او را ترسيم نمايد زيرا بسا اوصاف كه در قلم و كاغذ نمي گنجند و حتي گوش و چشم با ديدن اوصاف مردان بزرگ در حيرت فرو مي روند.
حاجي خدابخش نه تنها يك مبارز و فرماندهي شجاع بود كه يك انسان با اخلاقي والا و كريمانه ، ايماني بي مثال و مستحكم و سخاوتي ستودني بود كه به خاطر همين صفات عظيمش محبوب و دلعزيز هر مبارز و حتي همه مردم بود.
او در شجاعت و غيرت و اخلاق و سخاوت و بزرگواري نه در طايفه سماعيل زهي كه در تمام ملت بلوچ زبانزد بود و شهرت يافته بود و دوست و دشمن و نزديك و دور همه از او در اين صفات به عظمت ياد مي كنند و او را مي ستايند.
او در حق گوئي و ب
ي باكي در جايگاهي قرار داشت كه كمتر افراد به آن جايگاه دست خواهند يافت و او در برابر همگان سخن حق را مي گفت و پرواي هيچ كس را نمي كرد و از ناراحتي هيچ كس پروا نمي كرد و مظهر اعلاي "لايخافون في الله لومه لائم " بود ، چند روز قبل از شهادتش بنده همراه با ايشان با برخي از بزرگان و معتمدان بلوچ ديدار و گفتگو كرديم و آنجا بود كه بنده احساس كردم ايشان رك و بي پرده و بدون هيچ ترس و واهمه اي سخن مي گويد و اصلا فكر هم نمي كرد كه كسي از او ناراحت مي شود
يا نه و خطاب به يكي از سرداران كه مي گفت ما در سال 68 سلاح هاي خود را به رژيم تحويل داده ايم گفت : شما اشتباه كرده ايد و بايد در برابر پرودرگار پاسخ اين جنايت خود را بدهيد كه رژيم با آن سلاح هاي شما صدها و هزاران بلوچ و مسلمان را به شهادت رسانده است و شما در اين جنايت شريك هستيد.


او با صراحت در پاسخ يكي از سرداران كه مي گفت شما ما را دشمن مي دانيد گفت : بله اگر شما صف خود را از ر‍ژيم جدا نكنيد دشمن ما هستيد و ما با شما مثل دشمن رفتار خواهيم كرد و اين نشانگر اوج ايمان و يقين و خداپرستي وي بود.
نام حاجي خدابخش در شجاعت و غيرت و نبرد چريكي در بلوچستان شهره است و او در صدها درگيري نيروهاي مسلح و مجهز ر‍ژيم را مجبور به عقب نشيني مي نمود و صفوف دشمن را در هم مي شكست لرزه بر تن سربازان دشمن مي انداخت و الحق كه وي يكي از شجاع ترين فرزندان اين سرزمين بود و با عزم بلند و راسخش به همه درس شجاعت و غيرت و حماسه داد.
حاجي خدابخش در كنار شجاعت و ايمان و غيرت و شجاعت يك انسان عابد و زاهد و خداترس بود و بيشتر اوقاتش را در ذكر و ياد الله مي گذراند و حتي نماز شب را ترك نمي كرد و به ياد دارم كه يك مرتبه در يك سفر رهبر عزيز و برادر گرامي و سرورم حاجي محمد ظاهر بلوچ (حفظه الله و رعاه ) به ايشان گفت : حاجي شما چرا ساكت هستيد و حرفي نمي زنيد ؟ شهيد حاجي خدابخش گفتند : من مشغول ذكر الله هستم و نمي توانم حرف بزنم.

شهيد حاجي خدابخش عاشق شهادت در راه الله بود و هميشه اين آرزوي قلبي خود را اظهار مي نمود و مي گفت براي من افتخاري بالاتر از شهادت نيست و خصوصا دستگيري رهبر شهيد امير عبدالمالك(رحمه الله ) وي را شديدا متاثر نمود چونكه حاجي خدابخش رهبر شهيد را عاشقانه دوست داشت و دستگيري رهبر شهيد ايمان وي را قوي تر نمود و عزمش را راسخ تر نمود و او با بيعت و پيمان با رهبر جديد حاجي محمد ظاهر ( حفظه الله و رعاه ) خود را كاملا وقف براي جنبش نمود و همه نزديكان خود را دعوت نمود و از همه خواست كه به جنبش بپيوندند و لحظه اي آرامش نداشت و هميشه در تلاش و كوشش بود و با اينكه به فرماندهان ارشد اجازه رفتن به عملياتها نبود اما وي اصرار داشت كه بايد شخصا در عمليات ها برود و مي گفت من مي خواهم در اين راه شهيد شوم و قلبش مملو از عشق شهادت بود و در درگيري اخير هم به دوستان و همراهانش گفته بود مي خواهم در اين راه شهيد شوم و كسي نمي تواند راه شهادت را برايم ببندد.
او چنان عاشق شهادت بود كه بارها از اين بنده حقير مي خواست كه برايش دعاي شهادت كنم كه من در پاسخ مي گفتم ما نياز به كار داريم و حاجي شهيد مي گفت : خون ما كار را به جلو خواهد برد و هيچ چيز نمي تواند به اندازه خون شهيد در پيروزي تاثير گذار باشد و حقيقت هم همين گونه است و خون انقلاب خواهد آفريد و به قول رهبر شهيد امير عبدالمالك رحمه الله : امروز روز انقلاب خون است ، يعني خون است كه انقلاب مي آفريند و شايد تمام تلاش زندگي ما به اندازه خون يك شهيد تاثيرگذار نباشد و ما تاثير خون شهدا را به چشمان خود مشاهده كرده ايم كه چگونه جوانانان را به قيام وامي دارد و آتش گونه عمل مي كند و اين كرامت شهداء است.
در آخر شهادت حاجي خدابخش را به خانواده محترم خصوصا به برادر بسيار ارجمند حاجي امام و فرزندان شهيد و ديگر نزديكان تبريك مي گويم چون اين آرزوي شهيد بود كه شهادتش را تبريك بگويند و من هم مطابق با خواسته قلبي شهيد شهادتش را به همه تبريك مي گويم و اميدوارم كه بازماندگان راه شهيد را با جديت كامل ادامه دهند زيرا خون شهيد مسئوليت ما را چند برابر مي كند و به ما درس عزم و اراده مي دهد و خون شهيد با زبان حال به ما مي گويد لحظه اي در مسير خود سستي نكنيد و الحمدلله كه حاجي شهيد افرادي را تربيت كرده است كه راه مبارزه و جهاد را به نحو احسن به پيش خواهند برد.
از الله تعالي براي شهيد درجات بلند در بهشت برين طلب دارم


عبدالرئوف ريگي

Abdulrauf.rigi@gmail.com

اشغالگران یک پیرمرد کهن سال را بشهادت رسانیدند


به گزارش وب سایت امارت اسلامی افغانستان، خبرهای رسیده از ولسوالی علیشنگ ولایت لغمان حاکیست که شب دوشنبه حدود ساعت 11، کاروان اشغالگران خارجی در منطقه " کندی داگ " از توابع  "وطن گت" این ولسوالی مورد حمله مسلحانه مجاهدین امارت اسلامی قرار گرفت که در نتیجه 2 تانک اشغالگران کاملاً منهدم گردیده و 4 سرباز اشغالگر در آن کشته شده و تعدادی نیز بشدت زخمی شدند.

خبرهای تازه از منطقه حاکیست که اشغالگران پس از این درگیری، منطقه مذکور را مورد محاصره قرار داده و یک پیر مرد ضعیف و کهن سال را به بهانه اینکه پسرش دراین عملیات شرکت داشته، بصورت وحشیانه از خانه بیرون کشیده و چنان مورد ضرب و شتم قرار داده اند که پیرمرد بی گناه درجا به شهادت رسیده و اشغالگران جسد خاکی وی را با خود به قرارگاهشان انتقال داده اند. 

انهدام هواپیمای جاسوسی بی سرنشین در ولایت پکتیکا


تمکین : در شهرستان/ولسوالی "یحی خیل" از ولایت پکتیکا  یک هواپیمای بی سرنشیین منهدم شد.

مسول مجاهدین منطقه می گوید: هواپیمای جاسوسی بی سرنشین دیروز ساعت 8 از طرف مجاهدین امارت اسلامی مورد هدف راکت قرار گرفت که درنتیجه هواپیمای مذکور بصورت کامل از بین رفت. 

هلاکت 19 سرباز داخلی و خارجی در درگیری مسلحانه در ولایت پکتیکا


به گزارش وب سایت امارت اسلامی افغانستان، خبرهای رسیده از ولایت پکتیکا حاکیست که در ولسوالی "سر روضه" این ولایت، جنگ شدیدی میان مجاهدین امارت اسلامی و نظامیان مشترک داخلی و خارجی دشمن صورت گرفته است.

این درگیری زمانی شروع شد که اشغالگران خارجی و سربازان ارتش مزدور دیروز صبح حدود ساعت 9، در تعقیب مجاهدین امارت اسلامی از کوه پستول این ولسوالی بالا می رفتند که مجاهدین در کمین نشسته، سربازان دشمن را مورد حمله مسلحانه شدیدی قرار دادند.

در این درگیری که یک ساعت کامل طول کشید، 5 سرباز اشغالگر و 14 سرباز ارتش مزدور درجا کشته شدند و بحمدالله به مجاهدین امارت اسلامی هیچ آسیبی وارد نشد. 

ایرانیان برای دیدار از عراق نیاز به اخذ ویزا ندارند


مفکرة الاسلام : حکومت عراق اعلام کرد که ایرانیان برای دیدار از عراق نیاز به اخذ ویزا ندارند ،و ناظران بین المللی می گویند این کار باعث می شود که دخالتهای ایران در  عراق افزایش یابد .
این قانون را دبیر کل مجلس وزرا "علی العلاق" اعلام کرد و گفت این اقدام در جهت افزایش جهانگرد صورت گرفته است و سیاست دولت در مرحله ی کنونی به سوی پیشرفت صنعت جهانگردی عراق از طریق برداشتن ویزای دخول به کشور است .

علاق در تصریحات خود به روزنامه ی الصباح گفت : مبالغی که حکومت از زائرین به دست می آورد چیزی حدود 10 الی 20 دلار برای هر فرد بود که این مبلغ نسبت به آنچه که آنان در کشور خرج می کنند رقم ناچیزی است و این کار باعث رشد صنعت گردشگری عراق می شود .

وی افود : حکومت سعی دارد که صنعت گردشگری کشور را فعال کند و با برداشتن ویزا این کار را برای زائران از کشورهای مختلف آسان کند .

ناظران می گویند که این قانون که از طرف حکومت مالکی صادر شده است به ایران کمک می کند که بیشتر در کشور دخالت داشته باشد و این قانون فقط برای ایران صدق می کند و دیگر کشورهای همسایه ی عراق از این قانون بهره مند نیستند .

گفتنی است از 2003 که آمریکا به عراق تجاوز کرد دخالتهای آشکار ایران در عراق در دو زمینه شروع شده است :

اول اینکه از نظر طائفی و به هدف حمایت از گروههای تروریستی شیعه که با کشتن اهل سنت می خواهد کفه ی ترازو را به نفع شیعه سنگین کند .

و دوم اینکه از نظر سیاسی و به هدف فشار آوردن به ایالات متحده و همپیمانانش که در قضیه ی برنامه ی هسته ای خود از آن استفاده کند .

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

! الشرق الاوسط: رژیم ایران از کرم هم ضعیف تر است


روزنامه الاشرق الاوسط طی مقاله ای با عنوان "رژیم ایران از کرم هم ضعیف تر است!" با اشاره به ویروس استکس نت نوشت، برغم همه اقداماتی که رژیم ایران انجام می دهد تا اینگونه تلقین کند که یک نیروی قوی در برابر آمریکاست، اما به نظر می رسد که این رژیم در برابر ویروس استکس نت عاجز شده است.
این روزنامه نوشت، وقتی احمدی نژاد می گوید حکومتش یک قدرت منطقه ای است، کاملا حق دارد، زیرا این رژیم دارای یک قدرت عظیم تخریبی است. چه در رابطه با گفتگوهای صلح خاورمیانه، جایی که به ‌واسطه حماس بر غزه تسلط دارد و حفظ کردن حزب الله لبنان بصورت آماده علیه اسراییل و از طرفی مانع شدن از تبدیل لبنان به یک کشور باثبات یا آنچه رژیم ایران در عراق انجام داده، از ایجاد مشکلات فرقه ای و ساده ترین مثال آن که کارشکنی در تشکیل دولت عراق است را مشاهده می کنیم.
الاشرق الاوسط نوشت، دخالتهای رژیم ایران در یمن نیز توسط حوثیها یا بی ثبات کردن کشورهای عربی خلیج فارس با برانگیختن احساسات فرقه ای و ایجاد باندهای مخفی وابسته به تهران، همه اینها نشان می دهد که رژیم ایران قدرت تخریبی عظیمی دارد. اما داستان مفید امروز این است که ویروس استکس نت ثابت می کند جمهوری اسلامی چیزی نیست مگر ضعیف ‌تر از یک کرم!

فتاوای علماء اهل سنت در مورد کفر شیعه

 

فتاوای علماء اهل سنت در مورد کفرشیعه


فتوای امام ابوحنیفه رحمه الله
ابوحنیفه امام سفیان نوری امام اوزاعی می فرماینداگرشیعیان توبه کنندوبه اسلام برگردندتوبه آنان قبول شده وکشته نمی شونداما امام مالک امام شافعی امام احمد بن حنبل امام لیث بن سعدو دیگر ائمه کبار می فرمایند نه توبه آنان پذیرفته می شودونه اسلام آوردن آنان معتبر دانسته می شودبلکه باید کشته شوند
(رساله بن عابدین شامی چاپ لاهور جلد 1 صفحه 369)------------------------------------------------------------------
فتوای ملا علی قاری رحمه اللهشیعیان عقیده دارند که صحابه کافر هستند بنا بر این تمام امت بر کفر آنان متفق است ودر این هیچ کسی اختلاف ندارد (تتمه مظاهر حق بحواله بینات صفحه 87)
وهمچنین می گوید هرکس خلافت شیخین را انکار کندبلکه کافر است زیرا که امت بر خلافت آن دو اجماع کرده است
( شرح فقه اکبر صفحه 198 )---------------------------------------------------------------------
فتاوای عالمگیری
شیعه اگربه شیخین گستاخی کند یا لعن کند کافر می شود شیعیان از دایره اسلام خارج هستندو حکم آنان درشریعت اسلام حکم مرتدین است

( فتاوای عالمگیری جلد 2 صفحه 268)

---------------------------------------------------------------------
http://antisheaaa.blogspot.com/

هفت سرباز دشمن در ولایت لوگر خود را به مجاهدان تسلیم کردند


تمکین: به گزارش وب سایت امارت اسلامی افغانستان، خبرهای رسیده از ولایت لوگر حاکیست که هفت سرباز ارتش مزدور  عصر روز گذشته در ولسوالی ازره این ولایت، خود را تسلیم مجاهدین امارت اسلامی کردند که اسامی آنها به شرح زیر می باشد:

( 1 ) گل باران فرزند عبدالله خان، از ولسوالی ازره

( 2 ) تراب فرزند شیرمحمد از فرماندهی امنیتی ولسوالی محمد آغه

( 3 ) حلیم فرزند عقل الدین، از فرماندهی امنیتی ولسوالی ازره

( 4 ) کتف رحسن خان، از فرماندهی امنیتی ولایت

( 5 ) جمعه گل فرزند لعل محمد، از ولسوالی ازره

( 6 ) شین گل فرزند اسلام خان از ولسوالی محمد آغه

( 7 ) سلطان جان فرزند رشید، از ولسوالی محد آغه

مسئولین جهادی منطقه می گویند، افراد مذکور با تشخیص حق از باطل، از کارهای سابق خود اظهار ندامت نموده و وعده داده اند که تا آخر عمر دیگر به کارهای سابقشان باز نگردند.
 

اشغالگران وحشی 5 غیرنظامی را در کنر به شهادت رساندند


تمکین: به گزارش وب سایت امارت اسلامی افغانستان، با کمال تاسف و تأثر مطلع گشتیم که اشغالگران خارجی شب یکشنبه حدود ساعت 8، یک خانه در منطقه "کرنگل " شهرستان/ولسوالی مانوگی این ولایت را بمباران کردند که در نتیجه آن 5 نفر از هموطنانمان ما درجا به شهادت رسیدند.

در این بمباران که بر خانه "حاجی متین" صورت گرفت، پسر حاجی که یکی از مجاهدین غیور امارت اسلامی بود، به همراه زنان و کودکان خانه و 2 نفر از مهمانان خود که از مردم بی گناه غیرنظامی بودند، درجا به شهادت رسیدند. انا لله و إنا اليه راجعون

خفه شو .. بتمرگ .. خدا زبانت را لال کند.. (تو و تمام هم کيشانت به اندازه ی بند نعلين او نمی ارزيد)


بسم الله الرحمن الرحیم
إن الروافض شر من وطئ الحصي                       من کل إنس ناطق أو جان
شيعيان رافضي بدترين فرقه از فرق منتسب به قبله و خبيث ترينشان و دروغگوترينشان و جاهل ترينشان نسبت به معقول و منقول هستند. جميع بزرگان دين بر اين سخن تأکيد کرده اند و شهرت اقوالشان در اين باره از ذکرآن کفايت مي کند.

اما سخن آگاه ترين شخص درباره آنها و نابودکننده ترين باطلشان و شديدترين رسواکننده عقائد و ريشه کن کننده چرندياتشان، يعني شيخ الاسلام ابن تيميه (درفتاوي28/479) براي ما کافي است آنجا که مي گويد:
«براي همين اين فرقه دروغگوترين فرقه اين امت هستند و در فرق منتسب به قبله هيچ فرقه اي ازآنها دروغگوتر نيست و هيچ کس بيشتر از آنها کذب را تصديق نکرده و صدق را تکذيب نکرده است».
و مي گويد(58/481): «آنقدر کذب و افتراء که درکتب آنها درباره پيامبر صلي الله عليه وسلم و صحابه و نزديکانش ديده ايم، در تورات و انجيل اهل کتاب به آن اندازه دروغ نيافتيم».

و براي خفت و شرمساري روافض همين بس که هيچگاه دشمن به دارالاسلام حمله ورنشده مگر اينکه روافض با او عليه اهل اسلام متحد شده اند، وتاريخ قديم و جديد بر اين مساله شاهد است.
از ابن علقمي رافضي که مغول را براي نابودي خلافت در بغداد ياري کرد گرفته و مانندش نصيرالدين بلکه نصيرالشرک طوسي..
ابن اثير در تاريخش (الکامل) ذکر کرده که اين عبيديان (شيعيان حاکم بر مصر در قرن چهارم و پنجم) بودند که صليبيان را به سوي بلاد شام دعوت کردند و به آنها وعده پيروزي بر خلافت سني در بغداد را دادند.

پس از آن هنگامي که لشکر دولت عثماني، وین، پايتخت امپراطوري اتريش (ابرقدرت اروپا درآن زمان) را به محاصره درآورده بودند و مشغول تلاش براي فتح آن شهر بودند، دولت صفوي از اين مساله سوء استفاده کرد و به عراق حمله کرد و اهل سنت و علماء و مساجدشان را به ويراني کشيد..که موجب شد ارتش سليمان القانوني از پايتخت امپراطوري اروپا عقب نشيني کند..و اين آخرين نقطه اي بود که عثماني ها در اروپا به آن رسيدند و خیانت روافض مانع پيشروي شد..خیانتی که در هر زمان و مکان تکرار مي شود..

و امروز نیز جرائم و جنایتهایشان در حق برادران اهل سنتمان در عراق را می بینیم، جنایتهایی که در آن فرقی میان جوان و پیر و زن و کودک قائل نیستند، نه حرمتی را نگاه می دارند و نه در حق مومنان عهد و پیمان و رابطه خویشاوندی را رعایت می کنند..
و قبل از اينان برادران روافضشان در افغانستان پا به پاي پيمان شمالي و سرورشان آمريکاي صليبي ضد برادران مجاهدمان در آنجا ايستادند.
اما در ايران راه عبور مجاهدين را بستند تا شيطان بزرگشان (امريکا) را ازخود راضي کنند، در حالي که براي فريب مردم آمريکا را شيطان مي نامند!! اگرنه چرا امروز زندانهایشان پر از برادران مجاهدمان از گوشه گوشه ی دنیاست فقط به این گناه که اهل سنت هستند؟؟..

اینها جدای از جنایتهایشان در حق اهل سنت در ایران است . تمامی اینها بخشی از بغض و کینه  آنها در قبال اهل سنت را روشن می شازد  .. و آنچه در سینه مخفی دارند بسی بزرگتر است..
و خيانت روافض به اهل سنت و ايستادنشان در کنار دشمنان اهل سنت و ياري دادنشان عليه آنها امري مشهور درتاريخ مي باشد که خود روافض نيز نمي توانند آن را منکر شوند، چرا منکر آن شوند در حالي که به آن افتخار مي کنند.

اگر خواستي به کتاب "حکومت اسلامي" تأليف خميني مراجعه کن و ببين که چگونه خميني در صفحه 128 نصيرالشرک طوسي را ستايش کرده و بر فقدانش حسرت ميیخورد تا آنجا که می گوید: «مردم احساس خسران و ضرر مي کنند!! به خاطر فقدان خواجه نصير الدين طوسي و امثالش که خدمات بزرگي به اسلام کردند!!».

و اين طوسي کسي است که ابن قيم در کتاب اغاثة اللهفان (1/287) در مورد وی مي گويد: «و وقتي نوبت به نصيرالشرک و الکفر، ملحد و وزيرملحدان، نصير طوسي، وزيرهلاکو، رسيد دلش را نسبت به پيروان پيامبر واهل دينش خنک کرد:آنها را از دم تيغ گذراند تا دل برادران ملحدش را خنک کند و خودش نيز دلش خنک شود، خليفه و قضات و فقهاء و محدثين را کشت و فلاسفه و منجمان (جادوگران که با توجه به وضعيت ستارگان ادعای غيب گويي مي کردند!!) و دهريون و ساحران را باقي گذارد و اوقاف مدارس و مساجد و خانقاه ها را در اختيار آنان گذارد و آنها را دوستان و خواص خود قرار داد و در کتبش به دفاع از  عقيده قدمت عالم و بطلان معاد و انکار صفات پروردگار پرداخت».

ديدي؟؟ اين است خدمات بزرگي که خميني به خاطر آنها او را مي ستايد!!
و لابد اين است خدمات بزرگي که آن را براي اسلام و مسلمين آرزو مي کنند و درهر زمان به دنبالش هستند!! و براي همين، مجرمانشان در عراق و افغانستان و ايران به اهل سنت اين خدمات بزرگ را ارائه مي دهند!!

و بدين خاطر شيخ الاسلام ابن تيميه در "الفتاوي" بعداز اينکه تکفير اهل اسلام توسط روافض را ذکر مي کند، مي گويد: «و بدين خاطر است که آنها کفار را عليه جمهور مسلمين ياري مي دهند؛ مغول را عليه جمهور مسلمانان ياري دادند و يکي از عوامل اصلي حمله چنگيزخان به بلاد اسلام و نيز آمدن هلاکو به بلاد عراق بودند..و بدين خاطر است که آنها را مي بينيم که مغول و اروپا را عليه مسلمين ياري دادند و از پيروزي اسلام بسيار غمگين مي گردند و نيز وقتي مسلمين ساحل درياي مديترانه -عکه و..- را فتح کردند، همه مردم ديدند که چگونه به ياري نصاري شتافتند و آنها را بر مسلمين ترجيح دادند، و همه اينها که ذکر کردم گوشه اي از جنايت هايشان است و گرنه مسئله از اين بزرگتر است...آنها يهود و نصاري و مشرکين را به دوستي گرفته و عليه مسلمين ياري مي دهند و اين خصلت منافقين است..».

...تا آنجا که مي گويد: «روافض، مغول و دولتشان را دوست دارند، چون با آنها عزتي را به دست مي آورند که با دولت مسلمين آن عزت را ندارند و روافض همکار و يار و ياور مشرکين و يهود و نصاري در جنگ با مسلمين هستند، و آنها عامل اصلي ورود مغول به سرزمين مشرق در خراسان و عراق و شام بودند و بزرگترين کمک و يار آنها در تصرف بلاد اسلام و قتل مسلمين و اسارت نواميسشان بودند، و قصه ابن علقمي و امثالش با خليفه و قضيه آنها با حاکم حلب مشهور بوده و عموم مردم مي دانند.
و نيز در جنگهايي که بين مسلمين و نصاري در سواحل شام درگرفت، آگاهان مي دانند که روافض همراه نصاري عليه مسلمين بودند و وقتي که مغول ها آمدند آنها را درتصرف بلاد مسلمين ياري دادند.. و هنگامي که مسلمين بر نصاري ومشرکين چيره مي شدند اين خاري در گلوي روافض بود و هنگامي که مشرکين و نصاري بر مسلمين پيروز مي گشتند اين عيد و شادي روافض مي شد». [به اختصار از الفتاوي(28/478 و 488 و527)].

امروز چقدر شبيه ديروز است.. .امروزه جنايتهاي روافض و همکاری آنها با صليبيان اشغالگر در عراق و افغانستان و ايستادنشان پا به پاي سکولارها و بي دينها و مرتدين در سائر بلاد مسلمين واضح و جلی است و هيچ کسي از آن بي خبر نيست و براي همين هر کس که از حالشان با خبر باشد و حکم امثالشان را بداند از قتال امثال اين محاربين و دفاع ازاهل سنت در برابر جنايت هايشان، نهي و منع و انکار نمي کند.
و هر کس که امروز از حمله زشت وشنیع شيعه به ام المؤمنين عائشه صديقه طاهره دختر صديق، خبر داشته باشد، خواهد دانست که کساني که حرمت اين مادر پاک و طاهره را رعايت نمي کنند بديهي است که امثال آن جنايتهايي را که ذکر شد در حق اولاد و دوستداران و مدافعانش مرتکب شوند.

اين روافض نه عقل دارند و نه دين، چرا که اگر دين داشتند، دينشان آنها را ار کفر و دشنام پاکترين خلق باز مي داشت و اگر عقل داشتند آن را به کار انداخته و تفکر مي کردند که خداوند متعال نعلين (کفشهای) رسول الله صلي الله عليه وسلم را پاک کرد! جبرئيل را در حالي که پيامبر در نماز بود به سوي او فرستاد تا فقط او را متوجه کند که در نعلينش (کفشهایش) نجاست وجود دارد، پس پيامبر کفشهایش را از پا درآورد؛ خداوند متعال نگذاشت که ايشان نعلين نجسي را در مدت زمان کوتاهي بپوشد!!

اي عاقلان! آيا فکر مي کنيد که  خداوند متعال بگذارد او در همسری زني بماند که آن چنان صفات دروغيني را داشته باشدکه دشمنان خدا به او نسبت مي دهند ؟ و بگذارد که آن حضرت در تمام عمرش به او محبت کند تا اينکه در حالي فوت کند که سر مبارکشان ميان سينه و گردن او باشد؟!؟
عقلتان کجاست اي انجاس (خبیثان)..آيا در ميان شما مرد فهميده اي نيست!؟
مذهبتان منحرف است، نه بر اساس نقل است و نه عقل...

کلاغتان در لندن، با حمايت نصاراي انگليس و قوانينش که طعنه به دين اسلام را مجاز می داند، قارقارکرد و به آبروي کسي طعنه زد که او (کلاغتان) و تمام هم کيشانش به اندازه بندي در نعلينش، نمي ارزند.
مادرمان ام المؤمنين طاهره مطهره صديقه دختر صديق، از فراز هفت آسمان تبرئه شده است.. تمامی پدران و مادران فداي او باد..

هيچ شک و ترديدي نيست که مسئوليت اين کار فقط به دوش اين کلاغ نيست؛ بلکه علاوه بر او کساني که از او محافظت مي کنند و آزادي اين ناسزاگويي را براي او تضمين کرده اند و همکيشان منحرفش که او را تأييد کرده و کساني که آنها را ستايش کرده اند و خود را فرزند روحيشان ناميده اند - هر کس که باشد- و به فرزندخواندگي روحي خود براي پست ترين خلق افتخار مي کنند و مورد عاق بهترين و صادقترين و نيکوکارترين و پاکترين مادران قرار می گیرند، در اين جرم شريکند.
همه اينان اگر سکوت کنند و از او اعلان بيزاري نکنند، در اين جرم و تبعاتش، شريکند.

و آنها در حقيقت تنها به ام المؤمنين رضي الله عنها  طعنه نمی زنند، بلکه از اين تجاوزکرده و به همسرش يعني رسول الله صلي الله عليه وسلم طعنه مي زنند چرا که تهمت به ام المؤمنين و رضايت به آن، طعنه به رسول الله صلي الله عليه وسلم مي باشد، زيرا  خداوند متعال مي فرمايد:
(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) نور 26
«زنان ناپاك، از آنِ مردان ناپاكند، و مردان ناپاك، از آنِ زنان ناپاكند، و زنان پاك، متعلّق به مردان پاكند، و مردان پاك، متعلّق به زنان پاكند.  ( پس چگونه تهمت مي‌زنيد به عائشه عفيفه رزين، همسر محمّد امين، فرستاده ربّ‌العالمين‌ ؟ ! ) آنان از نسبتهاي ناموسي ناروائي كه بدانان داده مي‌شود مبرّا و منزّه هستند ، ( و به همين دليل ) ايشان از مغفرت الهي برخوردارند و داراي روزي ارزشمندند ( كه بهشت جاويدان و نعمتهاي غيرقابل تصوّر آن است ). ‏»

ابن کثير مي گويد: « خداوند متعال عائشه را همسر رسول الله صلي الله عليه وسلم قرار  نداد مگر به خاطر  اينکه او پاک بود، چون او پاکتر از هر پاکي درميان بشراست، واگر خبيث بود شرعاً و تقديراً شايسته پيامبر نبود، وبراي همين  خداوند متعال مي فرمايد: (أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ: آنان از نسبتهاي ناموسي ناروائي كه بدانان داده مي‌شود مبرّا و منزّه هستند) يعني تهمتهايي که اهل بهتان و عداوت مي گويند».

و براي همين ابن عباس بين آيه(لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء: چرا نمي‌بايست آنان  موظّف شوند  چهار شاهد را حاضر بياورند تا بر سخن ايشان گواهي دهند ؟) و آيه ( إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏: ‏كساني كه زنان پاكدامن بي‌خبر ايماندار را به زنا متّهم مي‌سازند، در دنيا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظيمي‌دارند) فرق قائل مي شود، و درباره آيه دوم مي گويد: «اين آيه مخصوصاً در شأن عائشه و همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم مي باشد چرا که مبهم است و ذکر توبه درآن نيامده درحالي که کسي که زن مؤمني را تهمت زند خدا براي او راه توبه قرار داده است».

پس اين آيه فقط درباره کسي است که به عائشه و امهات المؤمنين رضي الله عنهن تهمت زند چرا که تهمت آنها طعنه و عيب جويي از پيامبر صلي الله عليه وسلم است، «تهمت زدن به زن اذيت شوهر اوست و نيز اذيت فرزندش چرا که با تهمت زدن به زنش در واقع شوهرش را به ديوثي متهم کرده است، اگر زن کسي زنا کند شوهرش به سختي ناراحت مي شود..واي بسا شرمساري و ذلتي که با تهمت به زن کسي براي شوهرش پيش مي آيد بيشتر است از وقتي که خود او متهم شود». [الصارم المسلول علي الشاتم الرسول تأليف ابن تيميه).
***
درخاتمه حديثي را ذکر مي کنم که عبدالله بن عمر از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت مي کند که فرمودند: ( ثلاثةٌ قد حَرّمَ اللهُ - تَبَارَكَ وَتَعَالَى - عليهم الجنةَ : مُدْمِنُ الخمر ، والعاقّ ، والدّيّوثُ الذي يُقِرُّ في أَهْلِهِ الخُبْثَ: خداوند متعال بهشت را بر سه کس حرام کرده است: معتاد به شراب، و عاق شده ی والدين، و ديوثي که بر بداري خانواده اش سکوت مي کند) (روايت احمد و نسائي).
بترسيد از اين تهديد عظيم؛ چرا که هر کس که بر طعنه روافض به مادر پاکش سکوت کند، دو خصلت از تهديد مذکور در حديث را جمع کرده است: عاق والدين و ديوثي.

عاق والدين: هيچ عقوقي بدتر از عاق ام المؤمنين شدن نيست، کسي که دو حرمت و دو حق را دارد: حرمت زنان مسلمين و حرمت امهات المؤمنين. و حرمت شوهرش صلوات الله عليه و سلامه مؤکد است و طعن به همسرش طعنه به اوست و بدين خاطر دفاع از ايشان و ناموسش حق اوست اما عاق خبيث سخن ديگري غير ازآنکه در قرآن درباره او گفته شده مي گويد و نه تنها بر تهمت زنندگان اف نمي گويد بلکه به دشمنان و تهمت زنندگانش مي گويد که بشتابيد!! نفرين بر او باد... نفرين بر او باد..
و براي شخص منتسب به اسلام هيچ ديوثيتي بدتر از اين نيست که بر بدکاري (تهمت روافض به آبروي) مادرش سکوت کند، صادقترين و پاکترين مادران، و اين ديوثيت آنجاست که کساني را که به ناموسش طعنه مي زنند را در آغوش گرفته و ببوسد و او را ستايش کند و به دوستي بگيرد و از او بيزاري نجسته و به طعنه زدنش اعتراض ننمايد.

هان! نفرينش باد و نابود باد آنکه دشنامش دهد، فرينش باد و نابود باد آنکه عاق او شود.
امام مالک فرمود: «هر کس ابوبکر را ناسزاگفت شلاق بايد بخورد و هر کس عائشه را دشنام داد بايد کشته شود، پرسيده شد؟چرا؟فرمود: هرکس به او تهمت زند با قرآن مخالفت کرده است». (الصارم المسلول).
قاضي ابويعلي مي گويد: «هر کس عائشه را تهمتي زند که  خداوند متعال او را ازآن تبرئه کرده است کافر مي شود و دراين حکم اختلافي بين علماء نيست».

و امام مالک مي گويد: «زیرا  خداوند متعال مي فرمايد:(‏ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏:‏ خداوند نصيحتتان مي‌كند، اين كه اگر مؤمنيد، نكند هرگز چنين كاري را تكرار كنيد ) (نور/17) پس هر کس تکرارکردکافرمي شود.‏» [الشفا تأليف قاضي عياض].
ابن حزم مي گويد: «قول مالک صحيح است، اين کار ارتداد کاملي است و تکذيب  خداوند متعال در تبرئه ايشان مي باشد». (المحلي).
ابن کثيرمي گويد: «علماء رحمهم الله اجماع دارند که هر آن کس که او را بعد از اين آيه دشنام داده و تهمت زند،کافر مي شود چون معاند با قرآن است». (تفسيراين کثير).
و صلي الله عليه و سلم علي نبينا محمد و علي آله و ازواجه و اصحابه اجمعين

به قلم: شیخ ابومحمد مقدسی فک الله اسره
ترجمه: محمد عمر ابراهيمی
منبع: توحید و جهاد

قصيده اي زيبا از ابن بهيج اندلسي در ستايش ام المؤمنين عائشه رضي الله عنها و عن ابيها که با صداي زيبا و دل نشيني سروده شده است.

http://www.mashahd.net/view_video.php?viewkey=8b984a62d8c8c926c1b5
 

بازگشت محمود جان از نیویورک


سر انجام محمودجان ماموریت یک هفته خود در نیویورک را با پیروزی و شادکامی به پایان رسانید، و همراه با ایل و تبار، یال و کوپال، و کور وکچل هایی که وی را همراهی و پشتیبانی کرده بودند، و با کوله باری پر از غرور ونخوت و خودبزرگ بینی، راه بازگشت به ایران را در پیش گرفتد.
در فرودگاه، ساندنیست های محبوب ایشان؛ اردهشیره عمانی، پوشک امیر احمدی، آروغ مان شهبازی، تصنیف امید، و شماری شاخ شکسته دیگر که در شب پذیرایی خوب چریده و پروارشده بودند، برای عرض بندگی و نوکری، خداحافظی، و زدن آخرین بوسه بر گونه پشمین و پلاسیده ایشان، در فرودگاه حضور به هم رساندند.

به راستی، این محمودی، محمود جان عزیز، چه ماموریت هایی برای هم میهنان فلسطینی، اوباش های لبنانی خود انجام می دهد؟ آیا اقدامات و سخنان این شخصیت بی مانند و کم نظیر در تاریخ و جغرافی، جای بسی شگفتی، و مورد بررسی و کنکاش زیست شناسان نیست؟
محمود جان از امریکا، شیطان بزرگ نفرت دارد، از کشورهای اروپایی نیز که هرکدام راه و روش نادرستی را در سیاست و مردم داری خود پیش گرفته اند، دل خوشی ندارد. بیچاره طفلکی حق هم دارد. آمریکا باید از ایشان به ترسد و حساب ببرد. آخر قیافه نخراشیده و میمون آسای ایشان در حقیقت جای ترس و ناآرامی است. آخر از قدیم گفته اند:«هرجا خرس هست، جای ترس است». در حقیقت هرجا محمودی/آخوند هست، جای ترس است.
محمود جان بارها به آنان سفارش و توصیه کرده که از سیاست و مدیریت ایشان، و یا کشورهایی چون زیمبابوی، نیکاراگوآ، لبنان و فلسطین پیروی کنند تا کشوری پیشرفته و مردمانی سربلند و آزاده داشته باشند، ولی به گوش آنان فرو نمی رود.
این هفتمین بار است که محمودجان در ۶ سال گذشته به سازمان دول می آید تا به کشورهای جهان روش و درس کشورداری را بیاموزد. افسوس که گوش شنوایی نیست. شاید گفتار این مردخردمند در سطحی است که برای زمامداران کشورهای غربی قابل درک نمی باشد؟
حال به چند گفتار حکیمانه و اندرزهای پدرانه محمودجان در سازمان دول می پردازیم:
  • محمود جان برای حاضرین در جلسه روشن نمودند، وثابت کردند که اصولاً در نیویورک برج دوقلویی وجود نداشته که آنان ادعای برخورد هواپیما و از بین رفتن آن ها می کنند.
    محمودجان گفتند گویا اتوبوسی به دو ساختمان درکنارهم در افغانستان که خالی از سکنه بوده برخورد می کند ودرنتیجه چند مرغ و خروس کشته می شوند. حال دولت آمریکا با دروغ پردازی می خواهد آن را به طرز دیگری نشان دهد.
  • هم چنین محمودجان ثابت کردند که واقعه هولوکوستی در میان نبوده است. محمودجان فرمودند که هیتلردر زمان جنگ در آلمان زندگی نمی کرده، بلکه ایشان راننده اتوبوسی بوده که میان سوریه و ونزوئلا مسافرکشی می کرده است.
    دریک سفر، اتوبوس او به درون دره ای بنام هولوکوست پرت می شود، و همه ۶۰ مسافرکه گویا یک کلیمی هم درمیان آن ها بوده است، ازبین می روند. حال دولت های غربی این واقعه کوچک را درزیر ذره بین بزرگ می کنند، و ۶۰ مسافر را، ۶ میلیون یهودی می خوانند.
  • و اما در مورد یهودی بودن یا نبودن، محمودجان برای حاضرین در جلسه اظهار داشتند که یهودی یعنی چه؟ در جهان یهودی وجود ندارد. در زمان پیامبر ۷۰۰ نفر از یهودیان در جهان وجود داشتند که به دلیل دزدی و آدم کشی های زیاد دستگیر، زنان و اموالشان که حق آنان نبود، از آنان گرفته شد، و خودشان به دستور رسول اکرم از پای در آمدند.
  • محمودجان از دولت آمریکا خواستند تا دانشمندان اتمی خود را برای آموزش بهتر به نزد ایشان و ولی وقیح بفرستند تا روش های علمی بهتر و بالاتر را در باره هسته شکستن، در دانشگاه علوم و فنون فیضیه فرا گیرند.
آقای انگلی نژاد تنها برای مفتکی وزیر خارجه خود، و هم پالکی های عرب خود و سالن خالی سخن رانی می کند. زهی بی شرمی
پس از پایان سخن رانی های علمی آقای انگلی نژاد، همه سه نفرحاضرین درجلسه، به نام آقای مفتکی از ایران، فرناندو چاخانیستو از ونزوئلا، و العمرمقابیر نماینده حزب الله لبنان و فرستاده ویژه حسن نصرالله چند بار کف کردند، و برای سخنان نکوهیده ایشان دست وپا زدند.
در فرودگاه ملاخمینی آقای انگلی نژاد مورد استفراغ عده ای از هم پالکی های خود قرارگرفتند. گروهی از ساندنیست های فرستاده شده از دانشگاه فیضیه مراتب تشکرو سپاس خود را از ساندنسیت ، سیب زمینی و ساندویج های دریافتی از طرف ایشان ابراز داشتند و فضله پراکنی فرمودند که اگر آقای انگلی نژاد به بهشت نروند، آنان نیز نخواهند رفت.
محمودجان ضمن سپاسگزاری از دوستی آنان، خطاب به گروه بادمجان نژاد فرمودند: « ما و شما هم اکنون در بهشتیم. ما بهشت دیگری را نمی شناسیم. آن بهشتی که علماء پیوسته نوید آن را می دهند، برای ما و شما وجود خارجی ندارد بلکه برای امت اسلامی است که ما را پیروی می کنند. برای ملت خس و خاشاک هم نه بهشتی در زمان کنونی در این جاهست، و نه هرگز در جای دگر».

گر حق را بگویم


 
(نامه ای از یک عالم وابسته به رژیم ، مبنی بر چرا سکوت کرده است ، و به جای دفاع از حق از باطل طرفداری میکند ، چند دلایلی را ذکر کرده است لازم دانستم برای خوانندگان نشر کنم )
گر حق را بگویم ، رهبر جمکرانی ام خامنه ای شیره ای از من ناراض میگردد.
گر حق را بگویم ، مرا به زندان و دار میکشند.
گر حق را بگویم ، مرا زابلی های تندرو ، تروریست یا وهابی میخوانند.
گر حق را بگویم ، حقوق ماهانه ام را بند میکنند.
گر حق را بگویم ، شناسنامه ام را باطل و بیگانه ام میخوانند.
گر حق را بگویم ، مزدور موساد صهیونیست و امریکا و غربیان میگردم.
گر حق را بگویم ، سفارش من در ادرات دولتی قبول نمیشود
گر حق را بگویم ، مرا مبارز جندالله هی میخوانند.
گر حق را بگویم ، خانوده ام توسط اطلاعاتی ها به گروگان گرفته میشوند.
گر حق را بگویم ، مرا مافیای مواد مخدرو قاچاقچی میخوانند.
گر حق را بگویم ، تصویر را به انترپول میدهند.
گر حق را بگویم ، مرتد ، کافر و بی دین خوانده میشوم.
گر حق را بکویم ، کوپن و حواله ی سوخت به من نمیدهند.
گر حق را بگویم ، در دفتر رهبری جایی ندارم.
گر حق را بگویم ، به مشهد وقم مرا نمی برند.
گر حق را بگویم ...................
چرا اینگونه باشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناکو وشدل

اپوزسیون حلوا خور این کار رژیم اسمش چی هست ؟؟؟

ای کسانی که هر روز تا جندالله یک عملیات انجام میدهد فریاد تروریست تروریستون گوش فلک را کر میکند شمایی که از گروگان گرفته شدن یک سرباز که یک شخص نظامی هم هست گلو پاره میکنید شمایی که هر روز میگویید ایران برای همه است اقایان موسوی و کروبی و عواملشون در بالاترین , این نوجوان بلوچ هیچ جرمی را مرتکب نشده است و همش 15 سال دارد حالا درست که این نوجوان بلوچه ولی بخدا اینها هم ادمن
کسانی که وبلاگ دارید و منتظر هستید در بلوچستان چیز 4 تا سپاهی به اسمان برود تا شما تمام اینترنت را پر کنید از لینک های تف و لعنتتون با شما هستم این نوجوان بلوچ هم انسانه و بیگناه هم هست شما که گروگانگیری جندالله رو هر روز در صدر قرار دادید این کار رژیم اسمش چی هست ؟؟؟

نظر یکی از کاربران در سایت بالاترین

خــواهـر دانــشـمـنـد و حـــافــظ قـــرآن بـعـد از آزار جـنــسـی سـربـازان آمـــریـکــایی بــه 86 ســال زنــدان مــحـکـوم مــی شـــود / بــرای جـــــــــــــهـان اســلام ، عـــلــمـا و جـــوانان مـــسـلــمـان مــایـه شـــرمــسـاری سـت

 

دوربین: عافيه صديقي متخصص بيولوژي و بيوفيزيک به اتهام ارتباط با جماعت بین المللی القاعده در مارس 2003 توسط FBI دستگير و به زندان آمريکايي بگرام در افغانستان منتقل و پس از تحمل شکنجه و آزارهاي جنسي سربازان آمريکايي به یک از زندانهای آمريکا منتقل شد.
عافيه صديقي دانشمند پاکستاني حدود هفت سال پيش توسط آمريکايي‌ها در پاکستان به اتهام ارتباط با جماعت بین المللی القاعده از پاکستان ربوده شد و براي بازجويي به زندان بگرام در افغانستان منتقل شد. پس از مدتي که وي در زندان بگرام در مقابل بازجوهاي آمريکايي مقاومت نشان داده بود، مورد آزار و اذيت قرار گرفت و به زنداني در آمريکا منتقل شد و هم اکنون نيز در آمريکا زنداني است. در حالی که مسئولین کشور پاکستان و خانواده وی از تمام راهای به ویژه دیپلماتیک سعی در بازگشت عافيه صديقي به کشورش داشتند ولی دولت آمریکا در سکوت مجامع حقوق بشر جهانی سرانجام زن دانشمند حافظ قرآن را طي محاکمه‌اي ناعادلانه به 86 سال حبس محکوم کرد و این در حالیست که شکنجه روحی و جسمی این زن دانشمند مسلمان ادامه دارد.


سناتور "طلحه محمود" از کشور پاکستان که از نزديک روند قضايي عافيه صديقي را دنبال کرده در گفت‌وگو با تايم ترک اظهار داشت که جامعه جهاني بايد به اين اقدام غيرانساني آمريکا خاتمه بدهد. وي تصريح کرد که ماجراي عافيه صديقي براي تمامي جهان و در راس آن جهان اسلام مايه خجالت و شرمساري است و اين زن مسلمان که بي‌گناهي وي اثبات شده بايد هرچه سريع تر آزاد شود. اين سناتور پاکستاني که سال گذشته عافيه صديقي را در زندان ملاقات کرده با اشاره به اوضاع نامناسب شرايط زندان و سلامت جسماني و روحي اين زن مسلمان مبارز گفت که در سلولي که صديقي در آن حبس شده از ميله‌هاي آهني بوده و علاوه بر اين دستشويي و حمام اين سلول نيز از همه طرف باز است. وي با تاکيد بر اينکه اين زن مسلمان دانشمند حافظ قرآن بوده و در زندان نيز همواره به قرائت قرآن مشغول است در ادامه تصريح کرد که زندانبانان آمريکايي در يکي از شکنجه‌هايي که به اين زن مسلمان روا داشته‌اند به وي گفته‌اند که يا بايد پا بر روي قرآن گذاشته و به توالت بروي و يا اينکه وي را لخت و عريان خواهند کرد.
عافيه صديقي که متولد 2 مارس سال 1972 در کراچي پاکستان است تا سن 8 سالگي در زامبيا و سپس در کراچي پاکستان زندگي کرد وی مادر سه فرزند است. پدرش "محمد سالي صديقي" جراح مغز و اعصاب در انگلستان و مادرش "عصمت" معلم و مددکار اجتماعي بازنشسته و شخصي برجسته در محافل سياسي - مذهبي پاکستان شناخته مي شوند. برادر وي «محمد آزي» معمار و در شوگرلند تگزاس زندگي مي‌کند، خواهرش «فوزيه» دانش آموخته مغز و اعصاب دانشگاه هاروارد و همسرش «ناصر جمالي» استاد دانشگاه هاپکين است که تا قبل از بازگشت به پاکستان در بيمارستان بوستون و سيناي بالتيمور مشغول به کار بود. عافيه صديقي در سال 1990 با ويزاي دانشجويي براي ديدن برادرش به تگزاس سفر کرد، بعد از گذراندن 3 ترم در دانشگاه هوستون به موسسه تکنولوژي ماساچوست (MIT) نقل مکان کرده و در سال 1992 به عنوان دانشجوي سال دوم با ارائه طرح تحقيقاتي "اسلام گرايي در پاکستان و تاثيرات آن بر روي زنان " موفق به دريافت جايزه "Caroll L. Wilson Award " شد. پس از آن در سال سوم دانشجويي، وي کمک هزينه 1200 دلاري "City Days" را از طريق برنامه موسسه تکنولوژي ماساچوست (MIT) براي کمک به پاک کردن زمين‌هاي بازي مدرسه ابتدايي کمبريج دريافت کرد. وي پس از کسب تجارب و مهارت‌هاي اوليه در مطالعات بيولوژي و بيوفيزيکي در سال 1995 با دريافت مدرک کارشناسي زيست شناسي فارغ التحصيل شد. در ماه فوريه 1995 مقاله‌اي را تحت عنوان "For Ways to Get MITnet for Macs and Pics" براي خبرنامه سيستم هاي اطلاعاتي موسسه تکنولوژي ماساچوست ارسال کرد. عافيه صديقي در سال 1995 با "امجد خان" متخصص بيهوشي، بدون ديدن يکديگر و تنها از طريق تلفن ازدواج کردند، سرانجام آنها در سال 1996 صاحب فرزند پسري بنام "محمد احمد و نام ديگرش علي حسن" و در سپتامبر 1998 صاحب دختري بنام "مريم بنت محمد" شدند که هردوي آنها شهروند آمريکايي به شمار مي‌روند. به گفته امجد خان بعد از حملات 11 سپتامبر، عافيه براي خروج از ايالت متحده به دليل نا امن بودن براي خود و فرزندانشان اصرار مي ورزيد و خواستار رفتن به افغانستان به عنوان پزشک براي مجاهدين بود. در ماه مي سال 2003، سازمان FBI صديقي و شوهرش را به دليل خريد اينترتني 10.000 دلاري تجهزات ديد در شب، لباس نظامي و کتابچه‌هاي نظامي مورد بازجويي قرار دادند، در اين بازجويي‌ها امجد خان توضیح داد که اين تجهيزات فقط براي شکار و سفرهاي تفريحي بوده است. بالاخره در 26 ژوئن سال 2002 صديقي به همراه همسر و فرزندانش به پاکستان بازگشتند. و در ماه آگوست 2002 زندگي مشترک آنها به دليل برخي اختلاف نظرها به مرز جدايي رسيد. در اوايل سال 2003، صديقي در دانشگاه "آقا خان" شهر کراچي مشغول به کار شد، وي با ارسال ايميلي به پروفسور سابق در دانشگاه برنديس خواستار کار در آمريکا شد چرا که به گفته عافيه شهر کراچي امکانات لازم براي تخصص آکادميک وي نداشت. سرانجام در 25 مارس سال 2003، سازمان FBI در خواستار دستگيري عافيه صديقي و همسر سابقش "امجد خان" شد، وي به اتهام همکاری با مجاهدان القاعده از طرف پليس فدرال آمريکا متهم شده بود. اوخر مارس 2003 عافيه صديقي که به همراه سه فرزندش کراچي را به مقصد اسلام آباد براي ديدار عمويش ترک کرد ناپديدشد. پس از مدتي مشخص شد که عافيه صديقي توسط آمریکایی ها ربوده شده و در بازداشتگاه آمريکايي‌ها در پاکستان بوده که براي بازجويي به زندان آمريکايي بگرام در افغانستان منتقل شده است. سربازان آمريکايي در زندان بگرام براي شکستن مقاومت اين زن مسلمان قرآن را پاره مي‌کنند و در کف سلول وي مي‌ريزند و از وي مي‌خواهند که روي اين برگه‌هاي قرآن راه برود. عافيه صديقي پس از اينکه از اين اقدام خودداري مي‌کند، مورد آزار و اذيت جنسي سربازان آمريکايي قرار مي‌گيرد و براي ادامه بازجويي‌ها به زنداني در آمريکا منتقل مي شود. آمريکايي‌ها در همان سالي که وي را بازداشت کردند، دختر چهار ساله‌اش بنام مريم نيز به طور مخفيانه دستگير و به زندان بگرام در افغانستان منتقل کرده بودند و چند مدت پيش "رحمان ملک " وزير کشور پاکستان در يک نشست خبري اعلام کرد که دختر 12 ساله به نام مريم صديقي دختر همان زن دانشمند پاکستاني که در آمريکا زندان است، پيدا شده و مشخص شده است که در پايگاه آمريکايي بگرام زنداني بوده است. اين دختر حدود هفت سال در زندان‌ آمريکايي بگرام در افغانستان محبوس بوده و بعد از آن آمريکايي‌ها وي را در يکي از محله‌هاي شهر اسلام آباد رها کرده بودند که بر اساس آزمايش دي‌.ان.اي (DNA) هويت وي مشخص شد.
در حالی که عافیه صدیقی به تحمل 86 سال حبس در آمریکا محکوم شده است. گروهي از علماي عربستان، پاکستان، کويت و مصر با صدور فتوايي اعلام کردند که نجات دادن عافيه صديقي که از سال 2003 دربند آمريکاست، واجب است. در متن اين فتوا علماي مذکور همچنين دولت آمريکا را به دليل اقدامات ضد انساني محکوم کرده‌اند.

شهادت مزد سالها مبارزه




حاج خدابخش شه بخش شخصیتی در طول مبارزات مسلحانه خود با نظام جمهوری اسلامی زندگی خود را در کوههای بلوچستان و در اکثر مواقع کوههای پیر سوران(کلّه) حضور داشت، او زندگی در شهرها و سکوت در برابر جنایات عوامل جمهوری اسلامی را بر زندگی در کوههای سر به فلک کشیده بلوچستان ترجیح نداد.

مسئولین غیر بلوچ که در واقع حافظ منافع جمهوری اسلامی در بلوچستان هستند بارها به او پیشنهاد داده بودند که در صورتی که او اسلحه خود را زمین گذاشته و دست از مبارزات مسلحانه خود علیه جمهوری اسلامی بردارد حاضر هستند امتیازاتی به او بدهند اما روحیه ظلم ستیزی و حس دلسوزانه او نسبت به همنوعان بلوچ هرگز به او اجازه نداد که به خاطر چند وعده پوچ راه و آرمان نیاکان خود را رها کند.

حاج خدابخش شه بخش کسی بود که حتی قبل از شکل گیری جنبش مقاومت مردمی ایران مبارزه خود را با هدف احقاق حقوق ملت مظلوم بلوچ آغاز کرد برای مثال تنها در یک عملیات نیروهای او توانستند پنج نظامی وابسته به جمهوری اسلامی را در منطقه گرگ دستگیر کنند و مدتی بعد هنگامیکه جمهوری اسلامی با اعدام چندین نفر از بستگان او سعی داشت اراده او را در مبارزات سست کند و به نوعی نشان دهد که به هیچ عنوان ارزشی برای نظامیان دستگیر شده خود قائل نیست، افراد حاجی خدابخش شه بخش هر پنج نظامی دستگیر شده را به قتل رسانده و اعلام کردند که تا زمانیکه سیاست زور راه حل جمهوری اسلامیست آنها نیز به همان شیوه جواب جمهوری اسلامی را خواهند داد.

مبارزات شهید حاج خدابخش همچنان استمرار داشت تا اینکه جنبش مقاومت مردمی ایران فعالیت خود را در بلوچستان آغاز نمود، در این هنگام حاج خدابخش شه بخش که میدانست دشمن مشترک او و جنبش مقاومت مردمی ایران جمهوری اسلامیست در کنار تعدادی از از رهبران سازمانهای مسلح به جنبش مقاومت مردمی ایران ملحق شد اینجا بود که حضور او و افراد دیگری همچون حاجی درّا و حاجی نعمت الله شه بخش جنبش مقاومت مردمی ایران را به یک قدرت نظامی معترض به اقدامات ظالمانه جمهوری اسلامی در بلوچستان تبدیل کرد.

بالاخره حاجی خدابخش شه بخش پس از سالیان سال مبارزه با نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی سر انجام در منطقه سرباز بلوچستان و در خاک پاک بلوچستان توسط ایادی مزدور و خائن جمهوری اسلامی جام شهادت نوشید و آرزوی دیرینش که همان شهدات در راه الله تبارک و تعالی بود به حقیقت پیوست.

حبیب الله اسماعیل زهی

گزارش خوانندگان؛ حمله پاسداران به کردها در نطقه مرزی

 
گزارش یکی از خوانندگان: خبر فوری : به خاک و خون کشیده شدن عشایر کردعراقی بخصوص زنان و کودکان در نقطه مرزی
اطلاعات رسیده از منابع محلی مرزی حاکی از آن است که سپاه پاسداران در یک عملیات نظامی و در پاسخ به بمب گذاری مهاباد عشایر کرد را در یکی از مناطق مرزی محاصره کرده که پس از مقاومت این عشایر در برابر سپاه به رگبار بسته شدند . که در آن بیش از هفتاد نفر کشته وزخمی شدند که طبق اطلاعات بدست آمده از منابع محلی در میان اجساد کشته شدگان زنان و حتی کودکان 1تا 5 ساله نیز دیده میشود . هم اکنون منطقه ای که در آن این عشایر هستند در دست محاصره سپاه است و از نزیک شدن افراد و حتی نیروی انتظامی جلوگیری میشود . متاسفانه هنوز از تعداد کشته شدگان اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی لحظاتی پیش سپاه تعداد کشته شدگان را 30 نفر اعلام کرده که طبق اطلاعات بدست آمده از منابع محلی تعداد کشته شدگان بیشتر میباشد
http://www.iranpressnews.com/source/083954.htm

۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه

4 پليس افغانستان به نيروهاي طالبان پيوستند


فرمانده امنيتي منطقه "مقر " در ولايت "غزني " افغانستان از فرار چهار تن از نيروهاي پليس اين كشور و پيوستن آنها به نيروهاي طالبان خبر داد.

"بركت‌الله " فرمانده امنيتي منطقه "مقر " در ولايت "غزني " افغانستان در تماس با رسانه‌هاي محلي گفت: اين افراد همراه با 2 خودرو و مقاديري سلاح و مهمات به شبه‌نظاميان پيوستند.

"اسماعيل جهانگير " سخنگوي والي "غزني " اظهار داشت كه نيمه شب گذشته چهار پليس با 2 خودرو نظامي و همراه با اسلحه‌هاي مختلفي كه در اختيار داشتند، از مقر فرماندهي پليس خارج شده‌اند، اما تاكنون خبري از آنها دريافت نشده است.
وي گفت: اطلاعات ديگري از سرنوشت اين افراد در دست نيست .

لازم به ذکر است که چندي قبل نيز هشت تن از افراد پليس در ولايت "ميدان " به مجاهدان امارت اسلامی پيوستند. 

هلاکت 11 سرباز مشترک دشمن در شهرستان "نادعلی"

<>
اخبار - مجاهدین


تمکین: به گزارش وب سایت امارت اسلامی افغانستان، خبرهای رسیده از ولایت هلمند حاکیست که طی عملیات مختلف مجاهدین امارت اسلامی در شهرستان/ولسوالی نادعلی این ولایت، 11 سرباز داخلی و خارجی به هلاکت رسیده اند.

جزئیات این گزارش حاکیست که دیروز ظهر حدود ساعت 11، انفجاری در منطقه " لوی باغ " این ولسوالی خودروی رنجر سربازان داخلی را در هم کوبید که در نتیجه خودروی دشمن کاملا متلاشی شده و 5 سرباز دشمن درآن درجا کشته شده و 4 تن دیگر نیز به شدت زخمی شدند.

بنا بر گزارشی دیگر نیز، دیروز صبح حدود ساعت 10، جنگ شدیدی میان مجاهدین امارت اسلامی و سربازان اشغالگر آمریکایی در روستای " واشیریان " این ولسوالی صورت گرفته است.

در این درگیری که 2ساعت طول کشید، 6 سرباز آمریکایی درجا کشته شده و 5 تن دیگر نیز به شدت زخمی شدند.

در این عملیات 4 تن از مجاهدین زخم برداشته و یک نفر دیگر نیز به شهادت رسیده است. انالله و انااليه راجعون
 

هلاکت 19 سرباز و زخمی شدن ده ها سرباز دیگر ارتش موریتانی توسط القاعده در مغرب اسلامی


پس از دروغ پردازی های حکومت موریتانی (که به مزدوری بی چون و چرا برای فرانسه ی صلیبی تبدیل گشته) در مورد درگیری های اخیر که میان مجاهدان القاعده در سرزمینهای مغرب اسلامی و  ارتش موریتانی در نزدکی منطقه "حاسی سیدی" در 80 کیلومتری شمال غربی "تمبکتو" در کشور مالی صورت گرفت، جماعت القاعده در مغرب اسلامی با انتشار بیانیه ای جزئیات این معرکه را روشن ساخت.

بر اساس این بیانیه، در این درگیری که در روز جمعه 8 شوال برابر با 17 سپتامبر صورت گرفت، ارتش موریتانیا ضربه ی بسیار شدیدی خورد و در این حملات علاوه بر از دست دادن 19 تن از سربازانش و زخمی شدن ده ها تن دیگر، تجهیزات زیادی را نیز از دست داد .

القاعده در این بیانیه اعلام کرد : 19 سرباز موریتانی کشته و دهها تن دیگر زخمی شدند و مجاهدان 5 ماشین نظامی را به غنیمت گرفتند که دو دستگاه آن از کار افتاده بود و سوزانده شد .
همچنین مجاهدان تجهیزات نظامی زیادی از جمله اسلحه های سبک و سنگین و همچنین کامپیوتر فرمانده نظامی موریتانی و دوربین و سایر وسائل را نیز به غنیمت گرفتند.
به یاری خداوند، مجاهدان مستندات و معلومات و تصاویر مهمی نیز به دست آوردند.

القاعده در بیانیه ی خود تأکید کرد که در این درگیری برادر مجاهد "عبد الرحيم الأنصاري" به شهادت رسیده که از خداوند منان می خواهیم که او را در زمره شهداء قبول بفرماید. اما گفته های فرمانده ارتش موریتانی مبنی بر کشتن 12 مجاهد و اسارت 6 تن دیگر همگی کذب و دروغ و برای گمراه کردن افکار عمومی و پوشش بر شکست مفتضحانه آنهاست.

القاعده همچنین اعلام کرد که به طور قطع تعدادی از سربازان فرانسوی در میان ارتش موریتانی وجود دارند و برای کمک به لشکر شکست خورده ی موریتانی آمده اند .

القاعده اعلام نمود که لازم به ذکر است که دو روز پس از این درگیری هواپیماهای دشمن به بمباران کورکورانه بی گناهان اقدام کرد و منجر به شهادت یک زن و یک بکودک گردید که در بیانیه های قبلی، جزئیات آن اعلام گردید. 

گله ای از علماء


بنام ولی المومنین وامام المجاهدین
بعد از گذشت سی سال توهین و تحقیر مردم شریف بلوچستان وخصوصا علمای مخلص این خطه و تخریب مساجد ومدارس و اماکن متبرکه آنان و توهین به مقدسات و عقایدشان و به اعتیاد کشاندن جوانان این دیار صبر واستقامت و کشاندن تحصیل کردگان و جوانان با دسیسه های مرموزانه وبرنامه ریزس شده توسط گروه ویژه ای درقم به کار قاچاق و مواد مخدر . امروزه الله تعالی به فضل و احسان خود یک صلاح الدین ایوبی از خطه بلوچستان بنام عبدالمالک ریگی قائم نمود که با برنامه ریزی دقیق تمامی برنامه های سی ساله دولت را نقش برآ ب نمودودولت منحوس آخوندی دیوانه وار بر علیه این شخص و حرکت اسلامی جهادی او بنام جنبش مقاوت مردمی ایران جندالله تبلیغات وسیعی را آغاز نمود وهر چه تبلیغات دولت منحوس آخوندی بر علیه این افراد مخلص بیشتر می شد مردم بیشتری به آنان ملحق شده وبیشتر قدرت می گرفت تا این که دامنه عملیات های وسیع آخوندهای بی شرف را تا سرحد مرگ پریشان نمود وبا در دست داشتن صددرصد وسایل ارتباط جمعی حقیقت را وارونه جلوه می دهند و بعضی از دوستان ناآگاه از تبلیغات این دروغگویان متاثر شده و نسبت به این حرکت دلسوزسوء تفاهم پیدا نموده اند و حتی بعضی افراد وگروههای سیاسی عملیات های این حرکت وخصوصا عملیات های استشهادی را بر علیه رهبران کفر و ائمه آنان ودشمنان دین ومقدسات اسلام را محکوم می نمایند لذا از افراد وگروه های سیاسی هیچ گله ای نیست چون سیاسیون کسانی هستندکه در وقت صبح رخ آنان بطرف شمال است ودر شب رخ آنان بطرف جنوب . یعنی افراد و گروه های سیاسی استقلال فکری ندارند بلکه هر طرف که نفعی را احساس بکنند صورت خود را به همان طرف برمی گردانند گروههای سیاسی همچون تصویرشیر بر روی پرچمی هستند که با تغییر باد متغیر می شوند .
اما گله ما از کسانی است که خود را پرچمداران و علمبرداران اصلی اسلام می دانند . یعنی علماء اسلام لذا از آنها می پرسیم شما چرا ؟
ای علماء اسلام شما کمی زندگی اسلامی خود را بررسی کنید و ببینید اسلاف شما علماء ربانیین در مقابل کفر سر تسلیم خم کرده اند ؟ آیا از ضعف وناتوانی غالب بر محیط خود حاضر به تایید کفر گشته اند ؟ آیا از سر ناتوانی عقیده باطلی را تایید کرده اند ؟ مگر شما نخوانده اید که پیامبر اسلام در مقابل عقیده هیچ مصلحتی را نمی پسندیدند ! وبه ائمه کفر که پیش عموی او آمده بودند فرمود ؟ اگر شما تکه ای از ماه را در دست من قرار بدهید از عقیده خود دست نمی کشم ! مگرشما نخوانده اید که صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم زیر شلاق خامنه ای زمان یعنی ابوجهل جان می دادند ولی اجازه تحقیر و تحریف عقاید را نمی دادند ؟ مگر شما نخوانده اید که خبیب بن عدی رضی الله عنه در مکه مکرمه در اسارت توسط نیزه برداران احمدی نژاد زمان خودشان کفار مکه سوراخ سوراخ شد ولی حاضر به قبول ذلت نشد ؟ ای علماء عزیز شما چشم وچراغ امت اسلامی هستید وقتی که شما تاریک گشتید دیگر امت به دره های سخت جهالت پرتاب می شود . از این که می گویند موت یک عالِم موت تمام عالم است . هدف از موت عالم مردن روحانیت اوست چون شیخ ابواللیث سمرقندی رحمه الله می فرماید : وقتی که یک عالم به مشتبهات روی می اورد عوام به حرام دچار می شوند و زمانی که علماء به حرام دچار می گردند عوام به کفر داخل می شوند . لذا مسئولیت شما خیلی سنگین است شما مسئول تحفظ عقاید امت اسلام هستید نه تخریب عقاید انان ! واگر از طرف شما نسبت به عقاید کوچکترین سستی و مصلحتی انجام بپذیرد بدانید که عقاید امت اسلام را تخریب کرده اید .
آیا زمانی که شما مرزهای حق وباطل را می شکنید . باطل را حق قلمداد می کنید . و با طل را حق و یا برادر حق می شمارید فکر کرده اید که حال عقیده امت اسلام چه می شود ؟ آیا شما امت اسلامی را به همان پرتگاهی نینداخته اید که رسول مقبول اسلام فرمودند : یک انسان صبح مسلمان است وشام کافر می گردد وشام مسلمان است و صبح کافر می گردد . واین مرض زمانی رخ می دهد که عوام مرز کفر و ایمان وشرک و توحید را نمی شناسند . لذا وقتی که یک عالم مرز کفر وایمان را می شکند و کفر راایمان ویا برادر ایمان تلقی می نماید عوام لازما به کفر داخل می شوند . و گناه دخول عوام به کفر بر گردن چه کسی است این را بر عهده خودتان می گذارم .
لذا از شما علماء درخواست می کنم همچون امام احمد بن حنبل شلاق و زندان را بر ذلت و تحقیر و تخریب عقاید امت اسلام ترجیح دهید مطمئنا اگر در زندان شلاق بخورید و همچون امام ابو حنیفه جنازه تان از زندان خارج گردد نزد الله تعالی سربلند وکامیاب هستید ولی اگر شما بنا بر محبت دنیا و کراهیت موت در مقابل کفر سر تسلیم خم کردید و عقاید باطل کفار ودشمنان ناموس نبوت را تایید کردید سبب تخریب عقاید امت گردیده ودر مقابل الله تعالی پاسخگو می باشید ! حضرت ثوبان غلام آزاد کرده رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید : من در مورد امت خود از هر چیز بیشتر از حاکمانی خوف دارم که بسیار گمراه کننده هستند بزودی بعضی از قبایل امت من عبادت بت ها را شروع می کنند وبعضی از انان با مشرکان همگام می شوند . قبل از قیامت سی دجال دروعگو ظاهر می شوند و هرکدام ادعای نبوت می کنند ویک گروه از امت من همیشه برحق قایم شده و او همیشه از جانب الله تعالی حمایت و مدد می شود و هیچ قدرت مخالفی نمی تواند او را نقصان برساند تا زمانی که امرالله تعالی بیاید .( ابن ماجه کتاب الفتن )
واین را علماء ربانی بطور واضح می دانند وقتی که بین حق وباطل وقتی که بین کفر وایمان مرزی وجود نداشته باشد عقیده ولاء وبراء از بین می رود آنزمان است که هر کسی کافر را برادر خود می داند و می خواند ویا این که عقیده کفار و روافض را صحیح می داند وایمان خود را ضایع می نماید واز مرز ایمان پارا درازتر کرده به منطقه کفر داخل می شود لذا ای علماء اسلام بنا به قول الله تعالی ( انما یخشی الله من عباده العلماء ) از الله تعالی بترسید وعقاید امت اسلام را تخریب نکنید . از الله بترسید کفر را ایمان معرفی نکنید . از الله بترسید ودشمنان دین وناموس نبوت را برادر معرفی نکنید . از الله بترسید دشمنان حضرات ابوبکر و عمر رضی الله عنه را دوست معرفی ننمایید . که عوام بیچاره بنا به اقوال ظاهری و تقیه شما عقاید روافض را از اعماق قلب صحیح می دانند وایمانشان خراب می شود و شما آمران و مسببان باالمنکروداعیان باالکفر محسوب می گردید
ابوالقاسم بلوچ

به شکرانه ولایت فقیه؛ رتبه جهانی فرار مغزها از آن ایران


سنى نيوز: جهان در حال پیشرفت است و ما همیشه متهم به عقب ماندگی، ولی این بار به فضل حکومتهای متعصب و مذهب فروش و ضد انسانی ما هم در جهان یک رتبه اول بدست آوردیم. و میتوانیم چون فرعون که به آمدن نامش در قرآن میتواند پز دهد ما نیز به روی جهانیان پز دهیم که اول شدهایم؟!
مسئله مهاجرت نخبگان از ایران، حالا دیگر سال‌هاست که به یکی از سوژه‌های تکراری گزارش‌ها تبدیل شده است؛ اینکه سالانه تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل از کشور خارج می‌شوند و تعداد زیادی از آنها دیگر به کشور بازنمی گردند.
هرچند مسئولان وزارت علوم همیشه سعی کرده‌اند در آمارهایی که از تعداد روزافزون این مهاجرت‌ها اعلام می‌کنند، کمی چشم پوشی داشته باشند ولی این آمار جهانی سازمان‌های بین‌المللی است که بدون هیچ اغماضی ایران را در نخبه فرست بودن دانشگاه‌های خارج از کشور در رتبه نخست می‌دانند.
شاید به همین خاطر است که پس از اینکه از چند سال اخیر این آمار روفزونی گذاشت و انتقاد بسیاری از کارشناسان به خود جلب کرد، مسئولان وزارت‌های علوم و بهداشت برخلاف سخنان چند سال پیششان که مبنی بر مثبت ارزیابی کردن تحصیل دانشجویان ایرانی در خارج از ایران بود، در صدد این برآمده‌اند که لااقل جلوی دادن بورسیه‌های این وزارتخانه را برای کشورهایی مانند آمریکا و کانادا که در صدر کشورهای مقصد دانشجویان ایرانی هستند را بگیرند؛ به طوری که غلامرضا حسن زاده، رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت در خصوص ممنوعیت اعزام دانشجو به برخی از کشورها، گفته است: «اعزام دانشجو به کشورهای کانادا، انگلستان و آمریکا ممنوع است، مگر در موارد بسیار استثنایی و با دلایل موجه ولی در حالت عادی اعزامی به این کشورها نخواهیم داشت.
صندوق بین‌المللی پول در این مورد گزارش داده است که سالانه بین 150 تا 180 هزار ایرانی تحصیلکرده از کشور خارج می‌شوند که به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشور است و ایران بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته، رتبه اول را از این نظر داراست.

بلوچستان و حملات بیشتر استشهادی

به شهادت رسیدن حاجی خدابخش شه‏بخش یکی از فرماندهان جنبش مقاومت جند‏الله با اینکه در نشریات ایران و جهان انعکاس زیادی پیدا نکرد یکی از خبرهای مهم بلوچستان بود. در این شکی نیست که دیر یا زود جند‏الله به نام این فرمانده خود عملیاتی را برنامه ریزی خواهد کرد.

با توجه به روند عملیاتی جند‏الله آنها طوری عمل خواهند کرد که رکورد خود را بشکنند. برای من که بلوچستان و مردم و فرهنگ ایلیاتی آن را می‏شناسم اظهار عقیده در مورد ثبات و امنیت بلوچستان با جوانکی که انشاء نویسی را یاد دارد فرق زیادی دارد.

نظام جمهوری اسلامی با اعتمادی که به گروهی از بی‏سوادترین سیستانی‏های استان به صرف شیعه بودن و مکتبی بودن آنها کرده فاجعه‏ای به وجود آورده که سخت‏ترین تیشه‏ها را خود به ریشه خود در این استان زده است. نظامی هر چند جنایت کار باشد قادر نخواهد بود در مقابل ملتی ناراض مقاومت کند.

حد اکثری که نظام جمهوری اسلامی با خشونت خود در بلوچستان به دست خواهد آورد امنیت روز در خیابانهای شهرهای استان است. شبها استان و جاده‏هایش در دست بی امنی است. در دست کشتارها و گروگانگیریهایی است که گزارش آنرا جایی نمی‏خوانید.

جای تأسف است که ایران و جهان فقط به بمب‏های استشهادی بلوچستان عکس‏العمل نشان می‏دهند و کسی توجهی به اعدام‏ها و فریادهای اعتراض آمیز مولوی عبدالحمید رهبر مذهبی استان نمی‏کند. مولوی‏ای که در سی سال گذشته بیشترین اعتراض و انتقاد را از طرف اپوزسیون بلوچستان تحمل کرد اما برای ایجاد امنیت چشمهای خود را بر بسیاری از جنایات رژیم بست و به امید تغییر و اصلاح و امنیت عمومی در بلوچستان صبر پیشه گرفت.

استاد عبدالقادر بلوچ

شهادت دخترک دوازده ساله بلوچ توسط نیروی خبیث امام زمان


دخترک دوازده ساله بلوچ ، رویا سارانی اهل زاهدان با جست و خیزهای کودکانه و رویاهای بچه گانه و دلی سرشار ازعشق و محبت ، نا آشنا با درد کویرش، در شبی ظلمانی به تاریکی عدم که نفیری منفورتر ازسکوتمان را در دل خویش پنهان کرده بود با قلبی پر نور به وسعت خورشید کویری وعشقی جان سوز به داغی ریگهایش به انتظار فردا ،چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد وهشتاد و شش لحظه ها را برای رسیدن اولین آزمون عمرش سپری می کرد او می خواست با قبولی در این آزمون به مادرش اثبات کند که ازصمیم قلب کوچکش به او عشق می ورزد و فردا ، با طلوع خونینش بر بام آسمان، گویی صور اسرافیل را در قلب رویاها دمیده اند. اینک لحظه آزمون و شاید هم آزمودن ،آری آزمودن عشق و نفرت در این مکاره بازار ناپاک دلان … رویا بی خبر از آنکه هیبتی شوم بر معصومیت رویاهایش سایه افکنده به جلسه آزمون رفت تا امتحانش را با موفقیت پشت سر بگذارد ،شورو حالی بس عجیب در دلش حکمفرما بود گویی چشمانی شوم به درهم شکستن رویاهای کودکی چشم دوخته است و او همچنان در رویای کودکانه اش غوطه ور به سوالات آزمون چشم دوخته و یکی پس از دیگری به آنها پاسخ می داد تا آخرین سوال و آخرین جواب شادمان لحظه ها را سپری میکرد تا به مادرش برسد و به او بگوید که “بیخودی دلشوره داشتی مامان امتحانمو خوب دادم” حدود ساعت شش و نیم مادر به الیاس برادر رویا گفت که به دنبال خواهرش برود ،الیاس هم که خیلی مشتاق بود تا بداند که آیا خواهر کوچکش امتحانش را با موفقیت پشت سر گذاشته است یا نه ، به سرعت خودش را به جلسه امتحان رسانید، حدود ده دقیقه ای منتظر ماند که ناگهان خواهرش را در حالی که لبخندی حاکی از موفقیت بر لب داشت دید که از درب سالن امتحانات به بیرون می آید ،وقتی خواهرش نزدیکتر شد به شوخی گفت: ” بازم امتحانتو خراب کردی، آره ؟!… رویا جواب داد:” نخیرم من که مثل شما پسرا تنبل نیستم …” لبخندی زد و سوار ماشین شد الیاس هم که از موفقیت خواهرش به وجد آمده بود به سرعت به سمت خانه به حرکت افتاد در راه برادر لحظه ای در برق چشمان پاک رویا خیره شد غافل از پیامی که راوی وداعی خونین بود در راه بازگشتشان ناگهان مزدوران رژیم که متوجه سن کم الیاس شده بودند (الیاس هفده ساله بود) با روشن کردن آژیر به دنبال او افتادند ، الیاس شکه شده بود و چون نداشتن گواهینامه در سرزمینش را بسان جرمی سنگین می پنداشت وهمچنین رعب و وحشتی که بعنوان یک شهروند بلوچ از پلیس!!! داشت تنها به فکر فرار از چنگالشان و پناه بردن به خانه افتاد و به سمت خانه اش که در چند دقیقه ای آنجا قرار داشت گریخت و ماشین مزدوران همچنان به دنبال او پدرش که از دلشوره ای عجیب رنج می برد نتوانسته بود در خانه بماند و در خارج منزل منتظر بچه هایش ایستاده بود که ناگهان پسرش را دید که به سرعت به سمت او می آید و مزدوران هم به دنبالش . رویا و الیاس به محض رسیدن به خانه و دیدن پدرشان پیاده شدند ، در آنطرف هم مزدور نیروی انتظامی ستوان کشتگراسلحه بدست پیاده شد. سکوت در لحظه ای حکمفرمای حریم کودکانه رویا و همه رویاهای زخمی گیتی گشته بود ،قلب زمان دیگر نمی تپد ، گویا خورشید کویر در سوگ حادثه ای قریب در خود میسوخت و می گداخت. رویا که از دیدن کشتگر وحشت زده شده بود به سمت پدر شروع به دویدن کرد و الیاس در حالی که دستانش را از ترس بالا برده بود در جایش خشکش زد پدرنیز به سمت دخترکش می دوید تا با در آغوش گرفتنش به او بفهماند که جای هیچ گونه نگرانی نیست ، کشتگر که از بلوچ بودن آنان مطمئن شده بود بر لبان کبود رنگش زهرخندی پدیدار شد و با قساوتی ناباورانه به سمتشان شلیک کردو همچنان شلیک ، شلیکهای پی در پی ، تا جایی که گلوله در تفنگ بود شلیک کرد و باز هم شلیک … گلوله ها ی سربی در یکسو زهرخند پر از نفرت سربازان که از عملکرد وحشیانه رئیسشان درحال وجد بودند ودهن باز ودندانهای زرد و به هم فشرده کشتگراز نفرت و خشم و در سوی دیگر جنایت کشتگر که در یک طرف سینه الیاس را هدف قرار داد و در سمتی دیگردندان کینه توزیش قلب پاک و کوچک رویایی که به سمت پدرش میدوید را درید ، تا دخترک در جلوی پاهای پدرش با صورت به زمین بخورد مادر رویا باشنیدن صدای گلوله ها سراسیمه از خانه بیرون آمد ، مادربهت زده، با ظاهری آشفته و قلبی مالامال از هراس و نفسی در سینه حبس به سان شخصی مسحور ، رویایش را دید که در خون پاک خویش غلطیده است. توان حرکت و رویارویی با حقیقت از وی سلب شده بود ، قدم لرزانش را پیش نهاد اما نگاه رویا دیگر او را نمی دید ، دیگر رویا در آغوشش نبود، قلب رویایش دیگر نمی تپید ، این بار رویایش با قلبی بی تپش وتنی بی تحرک زمین سرد و خون گرمش را در آغوش گرفته بود آری چند گلوله، چند گلوله با هزاران کینه و نفرت، قلبی کوچک و مهربان ، کوچک و سرشار از عشق را بی تپش کرد و دستان بی رحم و جنایتکار دژخیم خامنه ای باری دیگر رویایی را برای همیشه از مادر جدا نمود و دستان لرزان مادر ، بی قرار و بی رمق قصد برچیدن آن گلبرگهای سپید که بر سوگ سیاه زمین پراکنده شده بود می کرد . گلبرگهای سپیدی که در دیده او به رخت عروسی رویای پرپر شده اش می مانست مشخصات نویسنده بلوچ یارمحمدزهی – خاش yarmohamadzehii@yahoo.com