رژیم آخوندی دیروز در زاهدان رزمایشی تحت عنوان {رزمایش مقابله با عملیاتهای استشهادی } با سرکردگی چند مزدور حزب اللهی برگزار نمود و قرار است این رزمایش به مدت سه روز ادامه یابد ، در پاسخگویی به این رزمایش رژیم سرمچاران بلوچستان امروز رزمایشی تحت عنوان {رزمایش تجهیز جلیقه های استشهادی }برگزار کردند ، که در این رزمایش آموزش جلیقه های استشهادی به مبارزین داده شد و دهها جلیقه آماده برای عملیات استشهادی شدند ، که به زودی جنایتکاران و مزدوران خامنه ای ، سپاهیان و بسیجیان را صید خواهند کرد.
۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه
۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه
پيشرفت زاهدان از نوع زير زميني!!!!
چند روزي است كه ماجراي پيدا شدن تونلهاي ساخته وزارت اطلاعات در زير مسجد مكي تيتر اول خبرگزاريها شده است، بر اثر فشارهاي رژيم ادعاي تونل فاضلاب مطرح شد، اما شهر زاهدان كه تا ديروز محرومترين شهر ايران بوده واست امروز داراي فاضلاب زيرزميني مثل پيشرفته ترين شهرهاي اروپايي است!!! جاي تشكر ازمسئولان است كه چنين زحماتي ميكشند اما چرا زير مسجد آيا جاي ديگري نبود؟ زير زمين با تونلهاي پيشرفته انتقال فاضلاب، وبالاي زمين كه يك سرويس بهداشتي استاندارد پيدا نمي شود. سوال ديگر اينست كه اگر اين تونلها تونل فاضلابند چرا زير مسجد وچرا تونلها به سمت راست ادامه نمي يابند و تا زير مسجد ميرسد وآيا مقصد فاضلاب نعوذبالله مسجد بوده است؟
مجاهد بلوچ
لذت به اتش کشیدن تصاویر ضحاک خامنه ای با جواب دندان شکن دولت افغانستان صد چندان شد
سید علی خامنه ای ضحاک زمان/ دیکتاتور ظالم ایران زمین هر روز منفور تر از گذشته نزد جهانیان/ هنوز چند روزی از تظاهرات و خشم ملت شریف افغان مقابل سفارت جمهوری اسلامی در افغانستان سپری نشده که شاهد جواب دندان شکن و محکم دولت افغان به حکومت غاصب جمهوری اسلامی شوق و لذت این تظاهرات را صد چندان کرد.اری افغانستان ایران نیست ودولت افغانستان نیز دولت جنایت کار جمهوری اسلامی نیست. این پاسخ قاطع و دندان شکن سندی دیگر بر رسوایی روز افزون حکومت جهل و جور فساد خامنه ای شد. ملت افغان بیشتر از هر زمان در حال اثبات این مهم هستند که ازادی و زندگی با عزت حقشان است. ملت افغان همانند ملت ایران سالهاست که مورد ظلم و تجاوز جنایت افکار متحجرانه ی عده ای اندک واقع شدند. امروز مجالی که برای ملت افغان به وجود امده بهترین زمان است برای اثبات حقانیت . زمانی که تظاهرات مردم افغان را جلوی سفارت ایران تماشا میکردم لذت و شوقی غیر قابل وصف سراسر وجودم را فرا گرفت. وقتی تصاویر دروغگویان و ظالمان به اتش کشیده شد/ وقتی پلاکارد های حاوی شعار علیه خامنه ای و احمدی نژاد را به زبان فارسی دیدم تمام حسرت و امید ها و بغض و اشک و اه فرزندان ایران به یادم امد. بر لب بارها و بارها زمزمه کردم که در اینده که چندان دور نخواهد بود عظیم ترین و بزرگترین تظاهرات بر علیه حاکمان و ظالمان ایران زمین برپا خواهد شد.
ان روز خواهد امد.
خامنه ای دستور قتل رفیق حریری را صادر کرده و حزب الله آن را به اجرا در آورد
منابع خبری اعلام کردند که دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله علی خامنه ای را متهم نموده که دستور قتل رفیق حریری را در سال ۲۰۰۵ صادر کرده است.
رادیو فرانسه به نقل از همین منابع تصریح کرده است که این فرمان به وسیلۀ سردار پاسدار قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس پاسداران ایران که عمدتاً مأموریت های برون مرزی حکومت تهران را برعهده دارد به عماد مقنیه فرماندۀ پیشین نظامی حزب الله لبنان منتقل شد که در فوریه سال ۲۰۰۸ در دمشق به قتل رسید.
حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران سرویس های مخفی اسرائیل را عامل این ترور معرفی کردند. منابع خبری به نقل از گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نوشته اند که مسئولیت سازماندهی تیم های ترور نخست وزیر پیشین لبنان را عماد مقنیه و یکی از بستگان وی مصطفی بدرالدین برعهده داشته اند و قتل رفیق حریری با هماهنگی کامل میان حزب الله لبنان و سپاه پاسداران صورت گرفته است.
همین منابع افزوده اند که رییس جمهوری سوریه بشار اسد و رییس سرویس های مخفی این کشور، آصف شوکت، که از بستگان نزدیک بشار اسد است نقش کلیدی در قتل رفیق حریری داشته اند. منابع خبری تصریح کرده اند که از نظر رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، رفیق حریری مأمور عربستان در لبنان بوده و کشته شدن وی می توانسته زمینۀ به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان را فراهم سازد.
جراید لبنانی با اشاره به همین مطلب نوشته اند که علت استعفای وزرای وابسته به حزب الله از کابینۀ سعد حریری در روزهای گذشته که منجر به سقوط حکومت در لبنان شد نتایج تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری بوده است که قرار است در روزهای آینده منتشر شود. منابع نزدیک به سعد حریری گفته اند که حزب الله تهدید کرده بود که در صورت انتشار گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نه فقط اقدام به کودتا خواهد کرد، بلکه علیه اسرائیل نیز اعلام جنگ خواهد نمود.
eshterak
تصاویر پخش نشده ازهلاک شدگان عملیات استشهادی چابهار، که عکس ها نمایانگر اینست که هلاک شدگان اکثر اطلاعاتی ها و سپاهیان رژیم آخوندی میباشند
لازم به یادآوری است این تصاویر توسط یکی از مزدوران رژیم لو رفته است .
رژیم برای اینکه این تصاویر پخش نشود ، کوششهای فراوانی کرده است ، و به رسانه های خبری اجازه نشر این تصاویر که نشانگر هلاک شدن مزدورانش را به نمایش میگذارد ، نداده است و با نشر تصاویر کودکان و اطفال میخواست مظلوم نمایی کند.
این پست را به این جهت نگاشتم تا عزیزان در نظر داشته باشند که : مکرو مکرالله ، والله خیرالماکرین
سجده معصومانه کودک چابهاري
هرچند به دنبال حوادثي نظير بمب گذاري وحملات انتحاري وقوع درگيري هاي پراکنده و بوجود آمدن فضاي هرج و مرج تا حدودي طبيعي است و در اغلب نقاط جهان مشاهده مي شود اما نکته قابل توجه در مورد حوادث مذکور در ايران و مخصوصا بلوچستان، مصنوعي و سازمان يافته بودن آن است، چنانکه در اين سالها شاهد بوديم که به محض وقوع عملياتي از اين قبيل در شهرهاي بلوچستان از جمله زاهدان افراد شناخته شده دستگاه -که از زابلي هاي تندرو هستند- با مديريت شورشهاي ساختگي و استفاده از فضاي بوجود آمده اقدام به تسويه حساب هاي سياسي و مذهبي مي نمايند.
از جمله اين صحنه ها که در سال گذشته در زاهدان شاهد بوديم کشتن دو جوان بلوچ بود که با تشويق يکي از عوامل اداره اطلاعات که با لهجه زابلي از همفکرانش مي خواست که بقول خودش در کشتن بلوچها نامردي نکنند!! جالب اينجا است که اين جنايت توسط خود اين افراد تصوير برداري و تکثيرشده بود و يک نسخه از آن در اختيار پايگاه اطلاع رساني زاهدان آنلاين قرار گرفت.
اما صحنه اي که بايد به عنوان دلخراش ترين صحنه سال شناخت سجده معصومانه اين کودک چابهاري است که به دنبال انفجار چابهار در يکي از خيابانهاي اطراف محل انفجار توسط تک تيراندازان سپاه و سربازان گمنام امام زمان هدف قرار گرفت و ظاهرا توسط دوربين خود آنها جهت روحيه دادن به از ما بهتران ساکن در چابهار که کليه مشاغل اداري و تجاري اين شهر را در اختيار دارند به تصوير کشيده شده است.
اين کودک مظلوم که ظاهرا کنجکاوي کودکانه اش او را به طرف صداي انفجار کشانده بود در يکي از خيابان هاي اطراف محل وقوع انفجار خود به صحنه غم انگيز وتامل برانگيز ديگري تبديل شد
البته اين کودک تنها قرباني انتقام نيروهاي امنيتي از مردم بومي چابهار نبود بر اساس گفته شاهدان عيني به دنبال وقوع انفجار نيروهاي گمنام جهت سرپوش گذاشتن بر روي شکست اطلاعاتي، امنيتي شان در جلوگيري از عمليات جنبشي که بارها ادعاي نابودي اش را کرده بودند بسياري از مردم را در خيابانهاي اطراف به رگبار بستند و همزمان مسوولين به صورت دراماتيک با بالا و پايين کردن تعداد انفجارها و عاملان آن واعلام اينکه تعدادي از عوامل انفجار ها را قبل از انجام کشته اند وبدين صورت جلوي چندين انفجار را که قرار بود همزمان انجام شوند گرفته اند طبيعي است که نتيجه اين دو اقدام هوشمندانه!! دستگاه امنيتي ايران اعلام برخي از همين مردم عادي که در خيابانها کشته بودند به عنوان همدستان عامل انتحاري بود، هرچند ناهماهنگي در انعکاس اين دروغها و همزمان پخش تصاوير هردو عامل اين عمليات از سوي جندالله و روشن شدن اينکه انفجار نه يکي بلکه دوتا بوده اند و هردو عامل در انجام عمليات موفق بوده اند، تمامي تبليغات صدا وسيما مبني بر دستگيري و کشته شدن افرادي از اعضاي جندالله به دست نيروهاي امنيتي را از بين برد اما تير خلاص را بر تمام اين بلوف هاي امنيتي، مظلوميت اين کودک زد و از آنجایی که سن این طفل 7ساله به قاتلانش این اجازه را نمی داد که او را همدست عاملین انفجار معرفی کنند ادعای مضحک دیگری کردند و در تلاشی مذبوحانه سعی کردند او را از قربانیان انفجار معرفی کنند اماچنانکه در تصوير مشخص است نه محلي که اين کودک در آن به شهادت رسيده است شباهتي به محل انفجار دارد و نه در وضع سر و لباس خودش که دمپايي ها را همچنان به پا دارد نشاني از اينکه در محل انفجار بوده است ديده مي شود و کاملا پيداست که گلوله به سينه اصابت کرده و از پشت سر بيرون آمده است.
او با رفتن به آخرين سجده عرفاني خود و قرار دادن محل اصابت گلوله سربازان گمنام امام زمان به سمت عدسي دوربين آنها فرصت هرگونه دروغ سازي را از آنها گرفت.
اما آنچه در اين ميان عجيب و سوال برانگيز است سکوت مدعيان دفاع از حقوق بشر است؟!
براستي اگر اين صحنه در تهران و يا هرجايي بغير از بلوچستان اتفاق افتاده بود،آيا بازهم اينگونه با سکوت مرگ بار همراه مي شد؟ حتي اگر در فلسطين مظلوم چنين صحنه اي اتفاق بيافتد اينگونه با بي توجهي همراه نمي شود!
مطمئنم اين حادثه در هرجاي جهان بجز بلوچستان اتفاق افتاده بود حد اقل به مرتکبين جنايت اجازه بهره برداري سياسي و تبليغاتي از آن داده نمي شد.
۱۳۸۹ دی ۱۴, سهشنبه
مسجد نیویورک مهمترین خبر دینی سال نام گرفت
بحثهای طولانی و مستمر در مورد ساخت یک مرکز اسلامی و مسجد بزرگ با رویکردهای دینی، فرهنگی و بیندینی نزدیک محل انفجارهای نیویورک تا کنون موافقان و مخالفان بسیاری داشته و از سوی بسیاری رسانهها بعنوان مهمترین خبر حوزه دین تلقی میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، براساس آمارها و نظرسنجی های انجمن خبرنگاران حوزه دین در ایالات متحده به طراح اصلی ایده ساخت این مرکز اسلامی و مسجد عنوان خبرسازترین فرد سال 2010 اطلاق شده و توجه نسبت به این موضوع حتی از پاپ بندیکت، سارا پیلین و امدادرسانهای زلزله هائیتی نیز فراتر رفته است.
پروژه ساخت این مسجد که به "پارک 51" شهرت یافته هنوز تامرحله تکمیل و حتی ساخت و ساز اولیه فاصله بسیاری دارد اما خبر آن طی هفته ها به ویژه در سالگرد انفجارهای یازدهم سپتامبر تیتر بسیاری از رسانه های آمریکا بود که این امر با مداخله اوباما در موضوع و اظهار اینکه مسلمانان از حق ساخت محل عبادت خود برخوردارند به نوعی به اوج رسید.
اما سایر رهبران سیاسی این پیشنهاد را در مغایرت با احساسات آمریکاییهایی قرار دادند که خانواده و دوستان خود را در نتیجه حملات یازدهم سپتامبر از دست داده اند.
مسلمانان و مدافعان این پروژه تأکید کرده اند به قربانیان حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر احترام گذاشته و در میان کشته شدگان این حوادث تعدادی مسلمان نیز بوده اند. اما مخالفان ادعای مخالفت خود را برپایه نزدیکی محل ساخت این مسجد با محل انفجارهای یازدهم سپتامبر یا " منطقه صفر" قرار داده و اصرار می کنند که این مسجد باید از محل کنونی منتقل شود.
پروژه "پارک 51" که از ابتدا به "ابتکار قرطبه" شهرت داشت، قرار بود یک مرکز اسلامی 13 طبقه باشد که بعد اعلام شد که این مرکز اسلامی در 16 طبقه ساخته می شود.
قرار است قسمت اعظم این تسهیلات اسلامی به روی عموم مردم باز باشد، این ساختمان یک مرکز ترویج گفتگوی ادیان دربرداشته و فضایی را به اقامه نمازجماعت مسلمانان اختصاص می دهد از این رو اکنون از این پروژه در رسانههای جهان با عنوان " مسجد منطقه صفر" یاد می شود، باوجودی که بسیاری از مفسران اشاره کرده اند این تسهیلات نه تنها مسجد است و نه در منطقه صفر قرار دارد.
ایده ساخت این مسجد برای جایگزین یک ساختمان متعلق به دهه 1850 مطرح شد که پیش از آنکه در حملات یازدهم سپتامبر تخریب شود از سوی کارخانه کت برلینگتون مورد استفاده قرار می گرفت.
ابعاد بین دینی این مرکز اسلامی فرهنگی دربرگیرنده یک سالن با ظرفیت 500 نفر، آمفی تئاتر، مرکز هنرهای زیبا، باشگاه ورزشی، استخر، زمین بسکتبال، مهدکودک، کتابفروشی، مدرسه آشپزی، استودیو هنری، رستوران، یادبود قربانیان یازدهم سپتامبر و فضایی برای اقامه نماز جماعت مسلمانان با ظرفیت 2 هزار نفری است.
از ابتدا طرح ساخت این مسجد یا مرکز فرهنگی اسلامی در دسامبر سال 2009 مطرح شد، آنهم در محلی که مسلمانان پیش از این هم برای اقامه نماز از آن استفاده می کردند.
نخستین واکنشها به این پروژه رسانه ای نشد و در آن زمان تنها یک مفسر محافظه کار یک پوشش مثبت از آن ارائه داد. اما زمانی که قرار شد طرح ساخت آن از سوی هئیت اجتماعی محلی در ماه می سال 2010 بررسی شود رسانه ها به شدت آن را مورد توجه قرار دادند و نخستین بارقه های مخالفت با ستادی که از سوی وبلاگ نویسان راه اندازی شده بود شکل گرفت.
در میانه بحثهایی که در رابطه با ساخت و ساز این مسجد مطرح شد بسیاری از مخالفان مسئله انتقال محل ساخت را پیشنهاد کردند که این امر از سوی مسلمانان مورد پذیرش واقع نشده و مجری طرح اعلام کرد که ما هیچ تصمیمی مبنی بر منتقل کردن مسجد به محل دیگر نداریم.
اگرچه مخالفت ساکنان نیویورک با این پروژه بعد رسانه ای وسیعی به خود اختصاص داد اما بسیاری از رسانه ها از حمایت رهبران ادیان مختلف و همچنین شهردار نیویورک با این پروژه غافل نبوده و هرازگاهی با لحنی تلخ و رویکردی منفی این موضوع را به مخاطبان خود گوشزد می کنند.
گروه های مسلمان سراسر آمریکا نیز برای پاسخ به این رویکردهای منفی هفته ای را در طول ماه اکتبر درنظر گرفته تا در یک اقدام سراسری مساجد سراسر آمریکا را به روی مردم گشوده و در راستای از بین بردن باورهای منفی میان مسلمانان اقدام مؤثری انجام دهند.
نظرسنجی های انجام شده در سال گذشته میلادی نشان می دهد که بیشتر مردم آمریکا و ساکنان نیویورک با ساخت مسجدی در نزدیکی محل انفجارهای یازدهم سپتامبر مخالف هستند. این درحالی است که موضوع ساخت این پروژه از موضوعاتی بوده که بسیاری از مردم اخبار مرتبط با آن را در رسانه های خبری به دقت دنبال کرده اند.
باوجود عدم عقب نشینی مسلمانان از ساخت این مرکز اسلامی، بسیاری تصور می کنند امید به ساخت مرکز اسلامی پیشنهاد شده بسیار کم و مبهم است.
اما جدا از تظاهراتی که هراز گاهی برگزار میشود، لحن جنجالبرانگیز متعصبان در مخالفت با ساخت این مسجد که طی ماه های آگوست و سپتامبر به اوج خود رسیده بود به نوعی فروکش کرده و به نظر میرسد هیچ مانع دولتی برای ساخت این مسجد وجود نداشته باشد. اگرچه روند ساخت و ساز این پروژه متوقف نشده اما با کندی پیش می رود .
مجری این طرح اظهار داشته است که شاید ساخت و ساز با فاصله زمانی سه سال آغاز شود. ستاد جمع آوری بودجه و کمکهای مسلمانان برای ساخت این مسجد هنوز فعال نشده است و مجری طرح اظهار داشته که در نظر دارد قسمت اعظم بودجه مورد نیاز را با فروش نوعی اوراق بهادار در بانکداری اسلامی وام بگیرد. این برنامه نه چندان بلندمدت به متولیان و طراحان اصلی ایده ساخت مسجد زمان بیشتری میدهد تا ساخت این مسجد را بیشتر در اذهان مردم آمریکا نهادینه کنند.
اخبار جهان و اسلام
از منطقه بلوچستان می خواستم به اطلاعتان برسانم
ایمیل یکی از خوانندگان
سلام بر شما دوستان
از منطقه بي خبر بلوچستان مي خواستم به اطلاعتان برسانم موج جديد
دستگيري ها 2 روز بعد از عاشوراي حسيني توسط اطلاعات استان سيستان و بلوچستان
عملي شده و حتي دانشجوياني كه بعد از دستگيري در تابستان گذشته فعاليت سياسي را كنار گذاشته بودند
را دوباره به بازداشت اطلاعات برده اند
شهريار حسين بر كه يك وبلاگ نويس بلوچ بوده و وبلاگ سياه و سپيد او هم اكنون از تابستان گذشته ديگر آپديت نشده است
از مهمترين افراد بازداشتي است
تو را به خدا اخبار بلوچستان را پخش كنيد
به علت اينكه ما هيچ جايي نداريم كه صدايمان را بشنود
شهريار عضو هيات رئيسه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان بوده
و متاسفانه بيش از 3 هفته است كه خانواده او خبري از او ندارند
تو را به خدا بلوچستان نمي خواهد شاهد يك يعقوب مهرنهاد ديگر باشد
در اينجا حتي سعي نمي كنند كه مشكل داري مثل دزد يا قاچاق چي را بگيرند
فقط هر كس سرش به تنش بيرزد را زود مي گيرند و بعد به نام قاچاق چي و شرور اعدامشان مي كنند
و اين ترس روزافزون ماست
با سپاس
مصدق از بلوچستان
http://www.iranpressnews.com/source/089948.htm
شيعه دولتی و اقليت های مذهبی در ايران
سعید پیوندی (جامعه شناس)
درگيری ها و بحث های ماه های اخير پيرامون مدارس مذهبی اهل سنت فقط نوک کوه يخ رابطه ميان دولت ايران با اقليت های مذهبی را نمايان ساخته است. انحصار طلبی و سياست های شيعه محورانه حکومت در دهه های گذشته نوعی تبعيض آشکار مذهبی را در نظامی که خود را دينی می داند تحميل کرده است. آثار اين سياست ها که نوعی خشونت نمادين عليه اقليت های مذهبی رسمی و پنهان، کسانی که ديندار نيستند و يا با روايت دولتی با دين موافق نيستند در زمينه های آموزشی و اجتماعی به شمار می رود.
تنش بر سر مدارس اهل سنت
دولت ايران از دو سال پيش به اين سو بر آن شده نظارت بر مدارس اهل سنت را تشديد کند. اين سياست در استان سيستان و بلوچستان که شاهد نارامی ها و حرکت های تروريستی خونين است بازتاب خاصی دارد. آيت الله عباسعلی سليمانی نماينده آيت الله خامنه ای در سيستان و بلوچستان در جديدترين برخورد علنی در رابطه با فعاليت مدارس اهل سنت به گونه ای مستقيم برخی از مدارس و مدرسان اهل سنت را متهم کرد که با "تفکر وهابيگری و آموزش های انحرافی، طلبه ها را شستشوی مغزی می دهند." (ايرنا، ۲ دی ۱۳۸۹). نماينده آيت الله خامنه ای بر اين باور است که دراين قبيل "مدارس طلبه هايی را که بيشتر آنان از نوجوان و جوان هستند و هنوز به قدرت تحليل نرسيده و شعاع فکر و افق انديشهشان بسيار محدود است، با آموزشهای وهابی منحرف می کنند."
نماينده آقای خامنه ای در همين مصاحبه با اشاره به ساماندهی مدارس و حوزه های علميه اهل سنت تا حدودی هم پرده از اختلافات موجود برمی دارد و می گويد "اخيرا در کشور موضوع ساماندهی مدارس مطرح شده که هنوز بعضی از اين مدارس از آن تمکين نکرده اند. چون ساماندهی مدارس يک برنامه پنج ساله است پيش بينی شده که مديران مدارس عاقلانه تر با اين طرح همکاری و آن را اجرا کنند." وی آشکارا برخی طلبه های اين مدارس را متهم به شرکت در فعاليت ضددولتی و تروريستی می کند.
مشکل افزايش دخالت دولت در امور آموزش مذهبی مدارس اهل سنت و اعمال نوعی نظارت امنيتی در ۲ سال گذشته مورد اعتراض روحانيون اين اقليت مذهبی بويژه در سيستان و بلوچستان و نيز کردستان قرار گرفته است و برخی از آنها به مخالفت با چنين سياست های دست زده اند.
از ميان شخصيت های روحانی اهل سنت بويژه بايد از مولوی عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان ياد کرد که معتقد است "با توجه به اساسنامه وآئين نامه اجرائی اگر چه عبارت ساماندهی، عبارت خوبی است، اما در عمل اين طرح نه ساماندهی بلکه تصرف مدارس دينی اهل سنت است." وی با انتقاد از اين طرح می گويد "نظارت حق حاکميت است، اما دخالت هيچ مذهبی را در امور مذهب ديگر عرفاً، عقلاً، قانوناً و شرعاً جايز نمی دانيم. ما معتقديم که دخالت در امور مذهبی و مدارس اهل سنت مترادف با سلب آزاديهای مذهبی اهل سنت است."
مولوی عبدالحميد با اشاره به اين دخالت های جديد موضوع آزادی مذهبی را به عنوان "بزرگترين دغدغه اهل سنت" به ميان می کشد : "ما بايد بطور آزادانه بتوانيم در هر جای کشور احکام دين را به فرزندان اهل سنت تعليم بدهيم. نمازهای پنجگانه، جمعه و عيدين را به طور آزادانه برگزار کنيم. حوزه های ما بايد استقلال خود را حفظ کنند. هيچ نهاد و ارگانی نبايد در امور مساجد و مدارس دينی ما دخالت داشته باشند و در کل آزادی مذهبی ما نبايد به مخاطره بيفتد. اينها همه حقوق قانونی ما است و ما از حقوق قانونی خود هرگز نمی گذريم." (ندای سبز آزادی، ۵ بهمن ۱۳۸۸)
سال گذشته مولوی عبدالحميد که برای اعتراض به سياست های تبعيض آميز دولت به قم و تهران سفر کرد. وی در مصاحبه با سنی نيوز (۵ دی ماه ۱۳۸۸) در رابطه با اين سفر و ديدارهای رسمی به وجود اشکال گوناگون تبعيض عليه اقليت ها در ايران از جمله در دسترسی به مقام های سياسی و نظامی و يا مشارکت در مسائل مربوط به منطقه خود اشاره می کند و همزمان نبود آزادی و عدم تحمل مخالفين و يا "توهين به اهل سنت" توسط دولت احمدی نژاد را به باد انتقاد می گيرد. بازتاب اين ديدارها در رسانه های جمعی دو طرف نشان می دهد که گفتگو با مسئولين مذهبی و سياسی با تفاهم و توافق چندانی همراه نبوده است. سايت رسمی آيت الله مکارم شيرازی و نيز شيعه نيوز بدون اشاره به مطالبات هئيت نمايندگی اهل سنت فقط به اظهارات انتقادی شخصيت های روحانی قم بسنده کرده اند.
نظام آموزشی و تبعيض عليه اقليت ها
آموزش مذهبی در چهارچوب نظام آموزشی از دبستان تا دانشگاه يکی ديگر از حوزه های اصلی اعمال تبعيض مذهبی در ايران است. در حکومتی که خود را بطور رسمی در چهارچوب يک مذهب خاص تعريف می کند تقسيم افراد بر اساس باورها و اعتقادات مذهبی بصورت امری ناگزير درمی آيد. اين واقعيت مهم در همه مطالب درسی که به نوعی به مسائل اجتماعی، فرهنگی و انسانی ارتباط پيدا می کند به چشم می خورد.
غیرت را از مهدی کوچک زاده بیاموزیم که گفت با صیغه شدن خواهرم هم مشکلی ندارم.
از اصحاب ولی فقیه بیاموزیم
غیرت را از مهدی کوچک زاده بیاموزیم که گفت با صیغه شدن خواهرم هم مشکلی ندارم.
عدالت اجتماعی و شایسته سالاری را از الهام و مشایی بیاموزیم که یک تنه حقوق ده ،پانزده شغل را دریافت میکنند.و دکتر ها و متخصصین ما مسافرکشی میکنند.
ساده زیستی را از عسگر اولادی و رفیق دوست، بیاموزیم که گفتند میلیاردرم و به میلیاردر بودن خود افتخار میکنم.
صراحت کلام را از سردار سعید قاسمی بیاموزیم که گفت : اگر عقب نشینی نکنید میبرنتون کهریزک و آن کاری که نباید بکنند باهاتون میکنند
هنر را از هنرمندی چون افتخاری بیاموزیم که به شخصی که با صحبت کردنش(باقی چیزهایش به کنار) آبروی یک مملکت را برده است گفت: دوست دارم آقای رئیس جمهور
خانواده دوستی را از احمدی نژاد بیاموزیم که همه اقوام و خانواده و حتی نزدیکان
خود را علیرغم بیسوادی و عدم تخصص در پست های مدیریتی و کلیدی کشور به کار گرفت.
ادب و نزاکت را از احمدی نژاد و رامین و وزرایی چون وزیر آموزش پروش و بسیاری نزدیکان اینان بیاموزیم که در محاوراتشان از جملاتی چون شما غلط کردید،آب را بریز آنجا که میسوزد،آن ممه را لولو برد،از قبر شما آورده ایم،مرده شور خودتان و میزتان را ببرد و جملاتی اینچنین بهره میبرند.
وفای به عهد را دوباره از احمدی نژاد بیاموزیم که در اولین دورۀ کاندیداتوری گفت مگه مشکل ما موی جوانان ماست؟؟؟ مگه مشکل امروز ما نوع پوشش جوانان است؟؟؟ واقعا اینها مشکلات امروز ماست؟؟؟ و پس از به روی کار آمدنش طرح ارتقای امنیت اجتماعی و مبارزه با مصادیق بد حجابی را اجرا نمودند
مرام و مردانگی را از بازجویان زن سعید امامی بیاموزیم که چند ماه قبلش زن دوستشان جلویشان در خانه خود غذا گذاشته بود و پذیرایی نموده بود اما چند وقت بعد مجبورش کردند که اعتراف کند به فرزند 13 ساله اش ،خودش آمیزش جنسی می آموخته و با قرآن خود را پاک میکرده.
احترام به حقوق دیگران را از احمدی نژاد بیاموزیم که مخالفین خود را خس و خاشاک نامید یا از خود ولی بیاموزیم که مخالفین خود را میکروب خطاب میکند.
حافظه،هوش و حواس را مجددا از خود احمدی نژاد بیاموزیم که حضور جوادی آملی از هاله نور سخن گفت و چند روز بعد اظهار کرد کدام هاله نور؟ هاله نورم کجا بود؟
صداقت و راستگویی را از سردار رادان بیاموزیم که در علیرغم کشته شدن تعداد بسیاری از معترضین به وسیله گلوله ،اظهار نمود که نیروی انتظامی اصلا از سلاح گرم استفاده ننموده است.
شجاعت را از ابوترابی بیاموزیم که گفت در دوران اسارت هر اعترافی میکردیم تا به دوستانمان سخت نگذرد.
و و و ، این قصه بی ادبی سر دراز دارد...
هنر انسانهای فرزانه و هوشمند آن است كه از رفتارهای ناپسند دیگران عبرت میگیرند و درس می آموزند.
هم نیكان الگوی نیكی اند، هم بدان سر مشق بدی برای غافلان. اما عاقلتر كسی است كه از بدیها راه خوبیها را می آموزد. این همان حكمتِ لقمانی است كه از فرزانگی او سر چمشه می گیرد. به قول سعدی:
«لقمان را گفتند: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان، كه هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز كردم.»
احسان سلطانی
در ۱۳ روز گذشته، دستکم ۴۰ نفر در ایران اعدام شده اند
" جامعه جهانی باید نسبت به اعدام چهل نفر ظرف کمتر از دو هفته در ایران واکنش شدید نشان دهد". وی افزود: " عدم واکنش جامعه جهانی به این اعدام ها ، به مثابه چراغ سبز برای اعدام بیشتر توسط حکومت ایران تلقی میشود".
هشت نفر بامداد دیروز در کرمانشاه و زاهدان اعدام شدند
حقوق بشر ایران، ۱۳ دیماه ۱۳۸۹: بنا به گزارش های رسیده از ایران، بامداد روز دوشنبه 13 دیماه هشت نفر در شهرهای کرمانشاه و زاهدان به دار آویخته شدند.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، منطقه کرمانشاه، به نقل ازمجتبی ملکی، دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه، صبح امروز دوشنبه (۱۳ دی ماه ) هفت نفر به اتهام تهیه و توزیع مواد مخدر اعم از هرویین و کراک تند در محل زندان مرکزی کرمانشاه، اعدام شدند.
نامهای هیچیک از افراد اعدام شده در گزارش اعلام نشده است.
همچنین به گزارش زاهدان پرس، به نقل از روابط عمومی دادگستری سیستان و بلوچستان، فردی به نام بهمن ریگی که به اتهام محاربه و تیراندازی و کشتن چهار نفر به اعدام محکوم شده بود، بامداد امروز در زندان زاهدان به دار آویخته شد.
دو روز پیش نیز چهار نفر دیگر در همین زندان اعدام شده بودند.
در ۱۳ روز گذشته، دستکم ۴۰ نفر در ایران اعدام شده اند.
محمود امیری مقدم، سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران، ضمن محکوم کردن اعدام های امروز خواستار واکنش شدید از طرف جامعه جهانی نسبت به روند اعدام در ایران شد. وی گفت: " جامعه جهانی باید نسبت به اعدام چهل نفر ظرف کمتر از دو هفته در ایران واکنش شدید نشان دهد". وی افزود: " عدم واکنش جامعه جهانی به این اعدام ها ، به مثابه چراغ سبز برای اعدام بیشتر توسط حکومت ایران تلقی میشود".
۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه
هر کس باد بکارد توفان درو میکند. هر کس با ملت خود بدی میکند با خود بد میکند
دکتر رضا حسین بر
جمهوری اسلامی چهار جوان دیگر بلوچ را در روز اول سال مسیحی در زندان زاهدان اعدام کرد و مدعی شد که این کار با سرعت و دقت انجام شده است.
سپس تاکید کرد که تمام مراحل قانونی محاکمه با حضور وکیل مدافع طی گردیده و محاکمه نیز علنی بوده است. تا آنجا که مردم ایران تجربه دارند یک کار عادی کوچک مدتها طول میکشد که بسر انجام برسد. حالا چطور شده که محاکمه ۴ نفر بلوچ با رعایت تمام موازین قانونی و با حضور هیات منصفه به این سرعت انجام گردیده است؟ این ادعای جمهوری اسلامی مثل تمام اتهامات دیگر رژیم به مخالفان خود بی اساس است. رژیمی که فقط در یک فقره اختلاس اموال عمومی، هجده و نیم میلیارد دلار را در ترکیه از دست داد، میگوید که ۲۰ میلیارد دلار در اختیار جنبش سبز بوده تا نظام را براندازی کنند. آن گاه مردم بی گناهی را که خواستار انتخابات صحیح بودند، دستگیر و متهم به براندازی رژیم میکند. ا عدام چهار جوان بلوچ در راستای ایجاد ترس و وحشت است. همانطور که کشتن دو بلوچ دیگر در سه چهار روز گذشته، بهمین منظور بود. اما اگر قرار بود بلوچ ها از شکنجه و ا عدام بترسند تا بحال ترسید شده بودند و خفت و خواری را نیز پذیرفته بودند. بنظر میرسد که جمهوری اسلامی نمیتواند بفهمد که در فرهنگ حماسی بلوچستان ترس وجود ندارد. بر عکس هر کس بخواهد انها را بترساند، انها را باین نتیجه میرساند که ترسسشان مساوی نابودی شان است. ا عدام ۱۱ جوان بلوچ مشکل رژیم را حل نکرد، همچنان که ا عدامهای قبلی در شهر های دیگر ایران نیز مشکل آنرا حل نکرد. همانطور که ا عدام علی صارمی و علی اکبر سیادت مشکل آنرا حل نکرد. جمهوری اسلامی نمیداند که یک حادثه بیجا و بیمحل در تاریخ است. تاریخ را نمیتوان به قرون گذشته باز گرداند. گذشته تاریخی را هم نمیتوان به زمان حاضر در اورد و آسوده ماند. تنها راه رژیم بروز شدن است. معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی حق مردم را به مردم نمیدهد تا خود و مردم را آسوده کند.
سپس تاکید کرد که تمام مراحل قانونی محاکمه با حضور وکیل مدافع طی گردیده و محاکمه نیز علنی بوده است. تا آنجا که مردم ایران تجربه دارند یک کار عادی کوچک مدتها طول میکشد که بسر انجام برسد. حالا چطور شده که محاکمه ۴ نفر بلوچ با رعایت تمام موازین قانونی و با حضور هیات منصفه به این سرعت انجام گردیده است؟ این ادعای جمهوری اسلامی مثل تمام اتهامات دیگر رژیم به مخالفان خود بی اساس است. رژیمی که فقط در یک فقره اختلاس اموال عمومی، هجده و نیم میلیارد دلار را در ترکیه از دست داد، میگوید که ۲۰ میلیارد دلار در اختیار جنبش سبز بوده تا نظام را براندازی کنند. آن گاه مردم بی گناهی را که خواستار انتخابات صحیح بودند، دستگیر و متهم به براندازی رژیم میکند. ا عدام چهار جوان بلوچ در راستای ایجاد ترس و وحشت است. همانطور که کشتن دو بلوچ دیگر در سه چهار روز گذشته، بهمین منظور بود. اما اگر قرار بود بلوچ ها از شکنجه و ا عدام بترسند تا بحال ترسید شده بودند و خفت و خواری را نیز پذیرفته بودند. بنظر میرسد که جمهوری اسلامی نمیتواند بفهمد که در فرهنگ حماسی بلوچستان ترس وجود ندارد. بر عکس هر کس بخواهد انها را بترساند، انها را باین نتیجه میرساند که ترسسشان مساوی نابودی شان است. ا عدام ۱۱ جوان بلوچ مشکل رژیم را حل نکرد، همچنان که ا عدامهای قبلی در شهر های دیگر ایران نیز مشکل آنرا حل نکرد. همانطور که ا عدام علی صارمی و علی اکبر سیادت مشکل آنرا حل نکرد. جمهوری اسلامی نمیداند که یک حادثه بیجا و بیمحل در تاریخ است. تاریخ را نمیتوان به قرون گذشته باز گرداند. گذشته تاریخی را هم نمیتوان به زمان حاضر در اورد و آسوده ماند. تنها راه رژیم بروز شدن است. معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی حق مردم را به مردم نمیدهد تا خود و مردم را آسوده کند.
هر کس باد بکارد توفان درو میکند. هر کس با ملت خود بدی میکند با خود بد میکند.
آخرین وضعیت پرونده امام جماعت پیشین مسجد قبای سنندج
اخبار جهان اسلام:ماموستا ایوب گنجی نویسنده و امام جماعت پیشین مسجد قبای سنندج، همچنان در زندان به سر می برد.
بنا به گزارش آژانس خبری موکریان، چندی پیش نامه ای از طرف نماینده سنندج در مجلس شورای اسلامی به ریاست قوه قضائیه مبنی بر عنایت ایشان به درخواست خانواده ماموستا ایوب گنجی، نوشته شده بود که براساس اخبار دریافتی، پس از گذشت نزدیک به 2 ماه از ارسال این نامه سرگشاده به ریاست قوه قضائیه، تاکنون در حکم صادره تغییری حاصل نشده و ماموستا ایوب گنجی همچنان در بند نظام زندان همدان بوده و دوران محکومیت خود را سپری می نماید.
شایان ذکر است ماموستا ایوب گنجی که حدود 31 ماه است در زندان به سر می برد به اتهام دروغين اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب، از سوی دادگاه ویژه روحانیت همدان به تحمل 10 سال حبس و محرومیت دائم از عنوان روحانیت و10 سال تبعید به شهرستان همدان محکوم شده است.
چند روزی نگذشت باز صدای شومی از حنجره زاغ های سیاه اندیش و بد خبر دستگاه خلافت اسلامی بگوش رسید که چهار جوان بلوچ اعدام ش
هشدار جنبش آذربایجان به رهبران جمهوری اسلامی در رابطه با اعدام های بلوچستان
ما هر روز در خبرگزاری آذربایجان خبر مرگ هم میهنان خود را منتشر می کنیم.
رهبران جمهوری اسلامی، این پیام و هشدار از آذربایجان فرستاده می شود:به کشتار هم میهنانمان در بلوچستان پایان دهید.
مردمان بلوچ یکی از اصیل ترین قوم ایرانی هستند و هزاران سال است از باشندگان کشور خود ایران بوده و مهربانی ها و دلاوری هایشان بخش بزرگی از تاریخ بلند و پر فراز و نشیب کشورمان را تشکیل می دهد. بلوچ ها بلحاظ اقلیم جغرافیایی شان که پیوسته در جدال و تلاش و کوشش سخت با طبیت پیرامون خود بزرگ شده و زندگانی می کنند ، خوی آزادگی و دلاوری دارند و هرگز زیر بار ظلم و بی عدالتی نمی روند.
حضرت خامنه ای رهبر نورانی انقلاب و شیخ لاریجانی رئیس قوه قضائیه اسلامی، این پند بگوش بسپارید. بلوچ را با کشتن نمی توان تسلیم کرد، بلکه بر عکس به خشم و کینه او افزوده خواهد شد. شماها چگونه رهبرانی هستید که روانشاسی مردمانی که به آنها حکومت می کنید را نمی دانید!
"جنبش آذربایجان برای دمکراسی و یکپارچگی ایران" ضمن محکوم نمودن اعدام های مخفیانه و بدون محاکمه عادلانه جوانان بلوچستان و دیگر هم میهنانمان در سراسر کشور به رهبری نظام و دستگاه های قضایی و امنیتی - انتظامی جمهوری اسلامی هشدار می دهد که به اعدام ها پایان دهند و از سرنوشت دیکتاتورهای تاریخ ملت ها درس عبرت بگیریند و به ملت بزرگ ایران عرض می کند که ظالم هرگز دست از ظلم بر نمی دارد. برای ریشه کن کردن ظلم می بایست ظالم را در جای خود نشاند و باور داشت که در سرنوشت ملت ها هیچ نیرویی به اندازه خود ملت ها تعیین کننده نمی باشد.
زنده باد آزادی و دمکراسی
پاینده باد ایران و ملت ایران
دفتر سیاسی جنبش آذربایجان
رهبران جمهوری اسلامی، این پیام و هشدار از آذربایجان فرستاده می شود:به کشتار هم میهنانمان در بلوچستان پایان دهید.
مردمان بلوچ یکی از اصیل ترین قوم ایرانی هستند و هزاران سال است از باشندگان کشور خود ایران بوده و مهربانی ها و دلاوری هایشان بخش بزرگی از تاریخ بلند و پر فراز و نشیب کشورمان را تشکیل می دهد. بلوچ ها بلحاظ اقلیم جغرافیایی شان که پیوسته در جدال و تلاش و کوشش سخت با طبیت پیرامون خود بزرگ شده و زندگانی می کنند ، خوی آزادگی و دلاوری دارند و هرگز زیر بار ظلم و بی عدالتی نمی روند.
حضرت خامنه ای رهبر نورانی انقلاب و شیخ لاریجانی رئیس قوه قضائیه اسلامی، این پند بگوش بسپارید. بلوچ را با کشتن نمی توان تسلیم کرد، بلکه بر عکس به خشم و کینه او افزوده خواهد شد. شماها چگونه رهبرانی هستید که روانشاسی مردمانی که به آنها حکومت می کنید را نمی دانید!
"جنبش آذربایجان برای دمکراسی و یکپارچگی ایران" ضمن محکوم نمودن اعدام های مخفیانه و بدون محاکمه عادلانه جوانان بلوچستان و دیگر هم میهنانمان در سراسر کشور به رهبری نظام و دستگاه های قضایی و امنیتی - انتظامی جمهوری اسلامی هشدار می دهد که به اعدام ها پایان دهند و از سرنوشت دیکتاتورهای تاریخ ملت ها درس عبرت بگیریند و به ملت بزرگ ایران عرض می کند که ظالم هرگز دست از ظلم بر نمی دارد. برای ریشه کن کردن ظلم می بایست ظالم را در جای خود نشاند و باور داشت که در سرنوشت ملت ها هیچ نیرویی به اندازه خود ملت ها تعیین کننده نمی باشد.
زنده باد آزادی و دمکراسی
پاینده باد ایران و ملت ایران
دفتر سیاسی جنبش آذربایجان
دشمنان ملت بلوچ نیز نیک می دانند که ملتی که جوانانش برای حقوق از دست رفته شان به خود بمب می بندند و به استقبال مرگ می روند هرگز از بین نخواهد رفت
محمد گرگیج
چند سال پیش با یکی از اطلاعاتی ها ملاقاتم شد. از لابلای بحث و گفتگو موضوع بلوچستان پیش آمد.
چند سال پیش با یکی از اطلاعاتی ها ملاقاتم شد. از لابلای بحث و گفتگو موضوع بلوچستان پیش آمد.
گفتم: سیاست رژیم در قبال ملت بلوچ اشتباه است و نشان می دهد که شما شناخت کاملی از این ملت ندارید، برای او توضیح دادم که بلوچها ملت بی آزاری هستند و هرگز در حق کسی ظلم نمی کنند اما در عین حال در مقابل ظلم سر تسلیم فرود نمی آورند بهتر است آنها را به حال خود رها کنید، اما او همچنان اعتقاد داشت که بلوچ ملتی است که باید با مشت آهنین اداره شود، در غیر اینصورت کنترل نخواهد شد. به اعتقاد او قضیه بلوچ فراتر از یک قضیه صرفا مذهبی است به همین خاطر مسأله آنها کاملا با دیگر اهل سنت جدا است. بعد از چند ساعت بحث و گفتگو که هیچکدام به نتیجه ای نرسیده بودیم به او گفتم: "تاریخ گواه است که ایام به کام هیچکس نمی ماند اگر چنین می بود امروز شماها روی این تخت و سریر نمی نشستید! امروز که ایام به کام شما ست. ولی اگر روزی اوضاع تغییر کرد و حاکمان فعلی محکوم حتمی قانون تکرار تاریخ شدند، این ملتی که بی جهت مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند بر اساس خوی انتقام گیری شان به صغیر و کبیر رحم نخواهند کرد و در آن اوضاع نا خوشایند، تر و خشک باهم خواهند سوخت، لذا اقتضای عقل و آینده نگری در این است جلوی آن فاجعه با اجرای عدالت و رفع تبعیض گرفته شود و با ملت بلوچ مثل اسرای جنگی رفتار نشود".
طرف که از صحبتم بر آشفته شده بود جمله ای گفت که حد اقل برای چند سال گیج و مبهوتم کرد، او با لحنی آکنده از تمسخر واستهزا گفت: "ما بیضه های همه را کشیده ایم!" آری چندین سال لازم بود تا از این بهت بدرآیم، هرچند در این مدت ظلمها و جفاهای بیشماری دیده ام و هرچند از دیدن جنازه های ممنوع الدفن جوانان وطن خواب از چشمانم رفته و اشک جایگزین آن شده است اما همزمان دلاوری ها دیده ام و رشادت های نوجوانان ملتم غرور را مهمان قلبم کرده است.
اما درچند روز اخیر اتفاقاتی افتاد که از چند جهت قابل تأمل و درد آور بود، یازده جوان بیگناه بلوچ را به طناب جلاد سپردند، و دیروز نیز چهار جوان بلوچ دیگر به دار آویخته شدند.
همزمان یک حادثه عبرت آموز در کردستان اتفاق افتاد. قرار بود که یک جوان بی گناه کرد به نام لطیفی در روز یکشنبه به دار آویخته شود. اما بیم تظاهرات و برخورد ملت رشید کرد رژیم آخوندی را به عقب نشینی وا داشت. ضمن اینکه تیم های ویژه امنیتی رژیم از چند روز پیش وارد شهر های کرد نشین شده و ده ها نفر هم از قبل توسط رژیم ربوده و بازداشت شده بودند. با همه این تدابیر ملت کرد به حق نشان داد که در برابر فرعون زمان همچون صلاح الدین ایوبی سر تسلیم فرود نخواهد آورد. هرچند رفتار دیوانه وار این رژیم قابل پیش بینی نیست وهمانگونه که دیدیم وقتی در اثر فشارهای بین المللی از اعدام یک زن صرف نظر کردند، همزمان برای نشان دادن قدرت خود زن دیگری را با همان اتهام اعدام کردند، اما حتی در صورت اجرای چنین حکم دیوانه واری از ارزش کار ملت کرد که به حق به وظیفه تاریخی خود در قبال یکی از فرزندانشان عمل کردند کاسته نخواهد شد مخصوصا که دو تن از ورزیده ترین وکلای کرد نقش به سزایی در رسانه ای کردن این جنایت داشتند.
آیا ما در قبال شهادت پانزده جوان بیگناه در کنار صدور اعدام برای دهها تن از جوانان مسوولیتی همچون برادران کردمان نداشتیم وآیا ما به راستی به وظیفه تاریخی مان در این زمینه عمل کرده ایم؟!
آیا ما باید همچنان در بند و اسارت زهی زهی ها گرفتار باشیم و جوانان ما هر روز بر سر دار باشند؟ آیا نمی توانستیم با یک تجمع در مقابل جلادخانه رژیم در زاهدان فریاد حق طلبی خود را به گوش جهانیان برسانیم؟ آیا جان این پانزده جوان بیگناه آن قدر ارزش نداشت که ما هم برای ابراز همدردی با آنان و خانواده های ستمدیده شان چند صباحی در بیدادگاه های رژیم آب خنک بخوریم؟ آیا راحتی و آرامش برای ما بیشتر از آن جوان دلاور کرد و عرب و غیره ارزش دارد که به خاطر اعتراض به ستم های رژیم بدون هیچ گناهی تحت بدترین ستم ها قرار دارند؟! آیا خون روشنفکران و دانشگاهیان بلوچ رنگینتر از آن دانشجو و دانش آموخته تهرانی و شیرازی و کرد است که به خاطر اعتقاداتشان در زندانهای مخوف رژیم به سر می برند و یا به دار کشیده شده اند؟! امروز که صدها نفر دانشجو و دانش آموخته و روشنفکر غیر بلوچ برای احقاق حقوق از دست رفته ملل خود در زندانهای مخوف رژیم به سر می برند، چند نفر از روشنفکران ودانشجویان و دانش آموختگان بلوچ برای دفاع از اعتقادات و نظرات خود در زندان به سر می برند؟ آیا درحالی که پرونده جوان بیگناه کرد توسط دو تن از برجسته وکلای دادگستری مدیریت می شد از میان این همه مدعی فضل و دانش در ملت بلوچ کسی وجود نداشت که وکالت این جوانان را بر عهده بگیرد؟! با آنکه در بیدادگاههای رژیم کسی برای وکیل تره هم خورد نمی کند اما آیا نمی شد با مدیریت پرونده این جوانان توسط چند وکیل فریاد این جوانان به گوش جهانیان رساند شود؟!
این جمله نماینده رژیم در دفتر نمایندگی رهبرش در بلوچستان را به یاد می آورم که زمانی گفته بود : " بلوچ دیگر برای ما آن صندوق سربسته نیست بلکه مشتی است که باز شده است".
به هر حال با همه این ضعفها و سرخوردگی ها مطمئنم که خواب هیچکدام از این جنایتکاران تعبیر نخواهد شد. ملت بلوچ اگر چه به خواب رفته است اما روح در کالبد دارد. روزی بر خواهد خواست و جهانی را مبهوت حمیت و مردانگی خویش خواهد ساخت.
اگر چه امروز تعدادی سرمایه دار برای حفظ منافع مادی سر در آخور بیت... دارند و تن به مخبری داده اند! و اگرچه تعدادی روشنفکر نمای غرب نشین متأثر از چند واژه، مانند حقوق بشر و صلح و غیره از حمایت این جوانان بیگناه شرم دارند! واگر چه تعدادی ملا با تطمیع و ترهیب به سکوت نشسته اند! و اگر چه تعدادی سردار خودفروخته برای منافع دنیوی، دین و قومشان را فروخته اند! و اگر چه تعدادی تحصیلکرده داخل به طمع نشستن بر کرسی سبز مجلس نمایندگان و یا استخدام در این و آن اداره جو گیر شده اند! اما من به این حقیقت رسیده ام و یقین دارم که دیگران حتی دشمنان ملت بلوچ نیز نیک می دانند که ملتی که جوانانش برای حقوق از دست رفته شان به خود بمب می بندند و به استقبال مرگ می روند هرگز از بین نخواهد رفت و نمی توان چنین ملتی را نادیده گرفت، این اژدها روزی شیشه اسارت را خواهد شکست، نمی دانم آنروز کی سر می رسد، ولی قطعا خواهد آمد.
آری دوستان روشنفکر و دانشجو و دانش آموخته و سیاستمدار نما و سردار!!! زمستان به سر خواهد آمد و سیاهی برای زغال خواهد ماند.
طرف که از صحبتم بر آشفته شده بود جمله ای گفت که حد اقل برای چند سال گیج و مبهوتم کرد، او با لحنی آکنده از تمسخر واستهزا گفت: "ما بیضه های همه را کشیده ایم!" آری چندین سال لازم بود تا از این بهت بدرآیم، هرچند در این مدت ظلمها و جفاهای بیشماری دیده ام و هرچند از دیدن جنازه های ممنوع الدفن جوانان وطن خواب از چشمانم رفته و اشک جایگزین آن شده است اما همزمان دلاوری ها دیده ام و رشادت های نوجوانان ملتم غرور را مهمان قلبم کرده است.
اما درچند روز اخیر اتفاقاتی افتاد که از چند جهت قابل تأمل و درد آور بود، یازده جوان بیگناه بلوچ را به طناب جلاد سپردند، و دیروز نیز چهار جوان بلوچ دیگر به دار آویخته شدند.
همزمان یک حادثه عبرت آموز در کردستان اتفاق افتاد. قرار بود که یک جوان بی گناه کرد به نام لطیفی در روز یکشنبه به دار آویخته شود. اما بیم تظاهرات و برخورد ملت رشید کرد رژیم آخوندی را به عقب نشینی وا داشت. ضمن اینکه تیم های ویژه امنیتی رژیم از چند روز پیش وارد شهر های کرد نشین شده و ده ها نفر هم از قبل توسط رژیم ربوده و بازداشت شده بودند. با همه این تدابیر ملت کرد به حق نشان داد که در برابر فرعون زمان همچون صلاح الدین ایوبی سر تسلیم فرود نخواهد آورد. هرچند رفتار دیوانه وار این رژیم قابل پیش بینی نیست وهمانگونه که دیدیم وقتی در اثر فشارهای بین المللی از اعدام یک زن صرف نظر کردند، همزمان برای نشان دادن قدرت خود زن دیگری را با همان اتهام اعدام کردند، اما حتی در صورت اجرای چنین حکم دیوانه واری از ارزش کار ملت کرد که به حق به وظیفه تاریخی خود در قبال یکی از فرزندانشان عمل کردند کاسته نخواهد شد مخصوصا که دو تن از ورزیده ترین وکلای کرد نقش به سزایی در رسانه ای کردن این جنایت داشتند.
آیا ما در قبال شهادت پانزده جوان بیگناه در کنار صدور اعدام برای دهها تن از جوانان مسوولیتی همچون برادران کردمان نداشتیم وآیا ما به راستی به وظیفه تاریخی مان در این زمینه عمل کرده ایم؟!
آیا ما باید همچنان در بند و اسارت زهی زهی ها گرفتار باشیم و جوانان ما هر روز بر سر دار باشند؟ آیا نمی توانستیم با یک تجمع در مقابل جلادخانه رژیم در زاهدان فریاد حق طلبی خود را به گوش جهانیان برسانیم؟ آیا جان این پانزده جوان بیگناه آن قدر ارزش نداشت که ما هم برای ابراز همدردی با آنان و خانواده های ستمدیده شان چند صباحی در بیدادگاه های رژیم آب خنک بخوریم؟ آیا راحتی و آرامش برای ما بیشتر از آن جوان دلاور کرد و عرب و غیره ارزش دارد که به خاطر اعتراض به ستم های رژیم بدون هیچ گناهی تحت بدترین ستم ها قرار دارند؟! آیا خون روشنفکران و دانشگاهیان بلوچ رنگینتر از آن دانشجو و دانش آموخته تهرانی و شیرازی و کرد است که به خاطر اعتقاداتشان در زندانهای مخوف رژیم به سر می برند و یا به دار کشیده شده اند؟! امروز که صدها نفر دانشجو و دانش آموخته و روشنفکر غیر بلوچ برای احقاق حقوق از دست رفته ملل خود در زندانهای مخوف رژیم به سر می برند، چند نفر از روشنفکران ودانشجویان و دانش آموختگان بلوچ برای دفاع از اعتقادات و نظرات خود در زندان به سر می برند؟ آیا درحالی که پرونده جوان بیگناه کرد توسط دو تن از برجسته وکلای دادگستری مدیریت می شد از میان این همه مدعی فضل و دانش در ملت بلوچ کسی وجود نداشت که وکالت این جوانان را بر عهده بگیرد؟! با آنکه در بیدادگاههای رژیم کسی برای وکیل تره هم خورد نمی کند اما آیا نمی شد با مدیریت پرونده این جوانان توسط چند وکیل فریاد این جوانان به گوش جهانیان رساند شود؟!
این جمله نماینده رژیم در دفتر نمایندگی رهبرش در بلوچستان را به یاد می آورم که زمانی گفته بود : " بلوچ دیگر برای ما آن صندوق سربسته نیست بلکه مشتی است که باز شده است".
به هر حال با همه این ضعفها و سرخوردگی ها مطمئنم که خواب هیچکدام از این جنایتکاران تعبیر نخواهد شد. ملت بلوچ اگر چه به خواب رفته است اما روح در کالبد دارد. روزی بر خواهد خواست و جهانی را مبهوت حمیت و مردانگی خویش خواهد ساخت.
اگر چه امروز تعدادی سرمایه دار برای حفظ منافع مادی سر در آخور بیت... دارند و تن به مخبری داده اند! و اگرچه تعدادی روشنفکر نمای غرب نشین متأثر از چند واژه، مانند حقوق بشر و صلح و غیره از حمایت این جوانان بیگناه شرم دارند! واگر چه تعدادی ملا با تطمیع و ترهیب به سکوت نشسته اند! و اگر چه تعدادی سردار خودفروخته برای منافع دنیوی، دین و قومشان را فروخته اند! و اگر چه تعدادی تحصیلکرده داخل به طمع نشستن بر کرسی سبز مجلس نمایندگان و یا استخدام در این و آن اداره جو گیر شده اند! اما من به این حقیقت رسیده ام و یقین دارم که دیگران حتی دشمنان ملت بلوچ نیز نیک می دانند که ملتی که جوانانش برای حقوق از دست رفته شان به خود بمب می بندند و به استقبال مرگ می روند هرگز از بین نخواهد رفت و نمی توان چنین ملتی را نادیده گرفت، این اژدها روزی شیشه اسارت را خواهد شکست، نمی دانم آنروز کی سر می رسد، ولی قطعا خواهد آمد.
آری دوستان روشنفکر و دانشجو و دانش آموخته و سیاستمدار نما و سردار!!! زمستان به سر خواهد آمد و سیاهی برای زغال خواهد ماند.
باید سر این مار وحشی را کوبید والا این مار جنایتکار همه را قتل عام می کند
آیا کسانی که از این مار وحشی حمایت و دفاع میکنند ، راهنمای این موجود کثیف هستند ، آیا اینان بیگناهند ، آیا اینان معصومند؟
موج اعدام ها از عقب نشینی ماست ، باید سر این مار وحشی را کوبید والا این مار جنایتکار همه را قتل عام می کند.
این مار وحشی روزانه به بلوچستان حمله ور میشود ، و دهها جوان بیگناه را با نیش های کثیفش میکشد.
این مار وحشتناک را چه کسانی در بلوچستان حمایت میکنند ، از این مار وحشی تقدیر و تمدیح میکنند ، و برای طول عمر این موجود خطرناک دعا میکنند ، برای از بین بردن جوانان بلوچ مددگار و راهنمای این مار گزنده اند و به مار با چرب زبانی میگویند : این ملت را بگز ، این ملت را از بین ببر ، این ملت را بکش.
میخواستم این را بگویم ، آیا کسانی که از این مار وحشی حمایت و دفاع میکنند ، راهنمای این موجود کثیف هستند ، آیا اینان بیگناهند ، آیا اینان معصومند.
خیر ! اینان هم مثل این مار وحشی قاتلند ، اینان قاصب و جنایتکارند و کسانی که راهنمای این مار وحشی هستد ، با این مار فرق نمیکنند.
کیست بکوبد این سر این مار وحشی را؟؟؟؟؟
آری جوانانی به پا خواسته اند ، جان میدهند ، خون میدهند ، برای از بین بردن مار وحشی بیقرارند ، بمب بر میبندند ، تمام دنیا را پشت سر میگذارند و هدف شان زنده ماندن یک قوم ، در امن بودن یک ملت ، باقی ماندن یک فرهنگ ، از دست این مار وحشی است.
اما متاسفانه انسانهایی که خودشان جرات بریدن سر این مار سیاه را ندارند و یا به عبارت دیگر از غرش این مار ترسناک میترسند ، بیم و هراس دارند ، که مبادا این مار اقوامشان را بگزد ، به مخالفت از کسانی می پردازند که میخواهند سر این مار گزنده را ببرند ، در حقیقت میخواهند این مار زنده بماند ، گر چه دوست او نیستند ولی زندگی این مار را میخواهند نمیدانم عقل این گروه در کجاست !
نمیدانم به آن عده که از این مار وحشی و از طرفداران این مار دفاع میکنند ، چه بگویم ؟
باشد که عاقلان را اشاره ای کافی است .
ناکو وشدل
سرمچاران بلوچستان را از تبليغـات دکتر عبدل دوشوکی باکی نيست!
چند سالی است که آقای دکتر دوشوکی «سياستمدار» فعال در دنيای مجازی اينترنت، «تحليل گر سياسی»، دوست نزديک رضا ميرپنج ثانی، «صاحب نظر» در خبرگزاريها بخصوص بی بی سی، فعال حقوق بشر و ... تشريف دارند.
آقای دکتر دوشوکی فکر می کنند که کاره ای در سياست ايران و بلوچستان شده اند در مورد هر موضوع و رويدادی حرفی دارد و ماشاءِالله با باد ( چربـی )غبغبی که در لندن کسب کرده اند در حين اظهار نظر هميشه وانمود می کنند که حق فقط با اوست. برای رضايت خاطر رضا ميرپنج ثانی و هم پيالگی هايش درتبليغات بر ضد سرمچاران بلوچستان هميشه بيقرار است.
غافل از اينکه کسی که جان بر کف گرفته و برای اآزادی وطن ( بلوچستان)، برای دفاع از مردم ستمديده بلوچ، برای مرهم گذاشتن بر دردهای هزاران مادر و خواهر داغديده بلوچ، بخاطر اشکهای هزاران کودک يتيم بلوچ ازجان وزندگی شيرين خويش می گذرند هيچگونه اعتنايی به آقای دوشوکی و تبليغات دشمن پسندانه وی ندارند.
آقای دوشوکی از «حقوق بشر» و.. می گويد و برای رضايت دشمن بيشتر به سرمچاران بلوچستان می تازد تا گفتن ونوشتن از کشتار هزاران بلوچ، از هزاران زندگی تخريب شده، از تخريب جامعه بلوچستان، از قربانيان فاشيسم فارس از و بخاک و خون کشيده شدن بلوچستان در سی سال اخير « حقوق بشر» آقای دوشوکی به بلوچ و بلوچستان که می رسد رنگ می بازد.
جناب دکتر شما که گويا خود بلوچ بوديد از شما بعنوان يک هم نوع و يک انسان انتظار نمی رفت که به جانب دشمنان بلوچستان بغلتيد! و فارغ از همدردی بر ضد مردم خويش آنهم پيشتازان اين مردم مظلوم لگد پرانــی کنيـد. آقای دوشوکی بيانيه حقوق بشر می گويد هر انسانی آزاد هست تا هر عقيده سياسی و نظريه ای داشته باشد و اظهار نظر آزادانه نيز حق هر بشراست.
شما که د ر لندن زندگی و « مبارزه» می کنيد از بند بند بيانيه حقوق بشر برخودار هستيد و گفتنی ها، ناگفتی ها و نظرات تان را آزادانه و بدون وقفه به اطلاع ديگران می رسانيد اما اين امر نمی تواند دليلی بر پراکندن تبليغات بر ضد مبارزان جان بر کف و مردم بيدفاع بلوچستان باشد.
چگونه بخود اجازه می دهيد که از اعدام قريب الوقوع شيرانی يک کوه بسازيد تا همصدا با دشمنان رنگارنگ بلوچها را تروريست معرفی کنيد درحاليکه چشمهايتان را درمورد قربانيان بيشمار تروريسم دولتی در بلوچستان و به ويرانی کشاندن وطن (بلوچستان) و جنايات بيحد و مرز فاشيستهای اشغالگر عمدا و کاملا بسته ايد؟
اگـر می خواهيد لطفا بخود آئيـــد.
بلـــوچ
از مردم بی پناه بلوچستان حمایت و اعدام ها را محکوم کنیم
چهار نفر به اتهام «افساد فیالارض و محاربه با خدا و رسول خدا» در زندان زاهدان، مرکز استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرقی ايران اعدام شدند.
ابراهيم حميدی، رئيس کل دادگستری سيستان و بلوچستان از «ظهوراحمد عاصفدوست، جهانبخش براهويی، محمود براهويی و شهرام نارويی» به عنوان کسانی که امروز اعدام شدهاند، نام برد.
همچنين ۳۰ آذرماه گذشته ۱۱ نفر در محوطه زندان زاهدان به اتهام «افساد فیالارض و محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام» اعدام شدند.
بنا به گزارش سالانه سازمان عفو بينالملل، تعداد اعدامهای صورت گرفته در جمهوری اسلامی ايران در خلال سال ۲۰۰۹ ميلادی بيش از ۳۸۸ مورد اعلام شده که پس از چين، با جمعيت بيش از يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون نفر، ايران را در رده دوم جهانی قرار میدهد.
هم اکنون دو سوم کشورهای عضو سازمان ملل، يعنی ۱۳۰ کشور، حکم اعدام را کنار گذاشتهاند، اما در ۶۲ کشور همچنان مجازات اعدام اجرا میشود که جمهوری اسلامی ايران يکی از اين کشورها است.
طبق آمار سازمانهای حقوق بشری، یک سوم ا عدامی ها در ایران بلوچ بوده اند ( البته تاریخ آن معلوم نیست و مشخص نیست که یک سوم اعدامی ها بلوچ بوده اند دقیقا مربوط به چه زمانی است و چه تعداد می باشند) تعداد زیادی از ا عدامیان در زندان وکیل آباد مشهد نیز بلوچ هستند که بطور ناشناخته، بسر دار برده شده اند.
خبرگزاری حقوق بشر ايران (رهانا)، نيز امروز گزارش داد از آغاز سال ۱۳۸۹ تاکنون «بيش از ۲۰۰ نفر» در ايران اعدام شدهاند که دستکم شش نفر از آنها زن بودهاند. بر اساس اين گزارش استانهای تهران، خوزستان، اصفهان، يزد و آذربايجان غربی رتبههای اول تا پنجم اعدام در ايران را به خود اختصاص دادهاند.
همانطور که می دانید استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقی ایران از دو منطقه سیستان و بلوچستان تشکیل میشود که منطقه سیستان شامل سه شهرستان زابل، زهک و شهرستان هیرمند است. منطقه بلوچستان از زاهدان که مرکز استان است، شروع میشود و شهرستانهای زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، سرباز، نیکشهر، چابهار و کنارک را در بر میگیرد.
اما آیا می دانید که مردم بلوچستان در ایران از بی پناه ترین ملتهای ساکن ایران هستند و هر بی پناهی که از سایر نقاط ایران یه بلوچستان برود مورد حمایت مردم آنجا قرار می گیرد چرا که خود درد این بی پناهی را کشیده اند. نمی دانم آیا هرگز به بلوچستان مخصوصا زاهدان سفر کرده اید یا نه , شهر مملو از نیروی نظامی و امنیتی است و مانند یک پادگان نظامی است. تو گویا همین امروز یک کودتای نظامی در زاهدان رخ داده است . وقتی وارد شهر می شوید و بومی آنجا نباشید هزاران چشم نیروهای نظامی شما را خیره نگاه می کنند تو گوئی رفتن و سفر کردن به این منطقه ایران خودش جرم محسوب می شود .فقر, اعدام و نیروی نظامی از مشخصه های شهر زاهدان شده است و جمهوری اسلامی برای این استان علاوه بر فقرو تهیدستی اعدام فرزندانشان را نیز به ارمغان آورده است . این استان از محرومترین استانهای کشور محسوب می شود و۷۴% بلوچ ها زیر خط فقر زندگی کنند.
زاهدان حتی بر خلاف کردستان اعدامی هایش کمتر مورد توجه و حمایت اپوزسیون آزادیخواه داخل و خارج از کشور قرار می گیرد و نیروهای سیاسی خود بلوچ ها نیز در خارج از کشور مانند کردها فعال سیاسی و نیروی سیاسی قدرتمند ندارند. در خارج از کشور کردهای عراق, ترکیه و تا حدی سوریه در آکسیونهای ضد اعدام در کردستان ایران شرکت می کنند اما بلوچ های ایران در خارج از کشوراز حمایت بلوچ های افغانستان و پاکستان برخوردار نیستند پس بنابراین من فکر می کنم در اعتراض به اجرای حکم بلوچ ها باید تظاهرات هایی را سازماندهی کرد.
نظام جلالی
رفتار ایرانشهر با آقا و بالعکس
آقای حیدر رحیمپور ازغدی از دوستان خامنهای، در قسمتی از مصاحبهی خاطراتی خود، از زمانی که رهبر تبعید ایرانشهر بودند میگوید:
خانمم تمام طلاهایش را جمع کرد... گفت بده به آقای خامنهای. وقتی رفتم آنجا و پول را هم بردم آقا خندید. گفت هر چه پول لازم دارید هر کمکی میخواهید برایتان انجام بدهم. گفت مردم اینجا با من هستند... رفیق شهر شده بود؛ یعنی افرادی که میآمدند و جوانهایی که میآمدند مثل این بود که ده سال است با او رفیقاند...
بله بلوچستان همینطور بود. وقتی میدید یکی یک لاقباست. دو گوشاش مانده و عباو عمامهاش معطل نمیشد که دوستِ طرف با طلاهای زن خود از راه برسد، آنقدر چشم و دلاش را پر و کمکاش میکردند تا بتواند بخندد و به دوستاش بگوید: آقاجان هر چی میخواهید به شما بدهم. شما بروید به خلخالی و معادی خواه و شیخ علی تهرانی و... که در جاهای دیگر تبعید هستند بدهید.
با همهی این تفاصیل آقا در همان ایام، دندانگردی خود را نشان دادند و حواسشان جمع بود. نه تنها طلاهای همسرِ دست و دلباز آقای ارغدی را پس نفرستادند بلکه فرمودند: طلاها را هم به صندوق مشهد بده که دست رضازاده بود.
طبیعی است که از چنین آقایی چیزی جز شکنجه و اعدام نصیب ایرانشهر نشود. حالا آقا دشمن همان شهری شده که رفیق او شده بودند. همان جوانهایی را به اعدام میسپارد که با او رفیق شده بودند و به دیدناش میآمدند.
شک نکنید که آقا بدنام خواهد رفت و نخلهای ایرانشهر سر به فلک کشیده باقی خواهند ماند.
خانمم تمام طلاهایش را جمع کرد... گفت بده به آقای خامنهای. وقتی رفتم آنجا و پول را هم بردم آقا خندید. گفت هر چه پول لازم دارید هر کمکی میخواهید برایتان انجام بدهم. گفت مردم اینجا با من هستند... رفیق شهر شده بود؛ یعنی افرادی که میآمدند و جوانهایی که میآمدند مثل این بود که ده سال است با او رفیقاند...
بله بلوچستان همینطور بود. وقتی میدید یکی یک لاقباست. دو گوشاش مانده و عباو عمامهاش معطل نمیشد که دوستِ طرف با طلاهای زن خود از راه برسد، آنقدر چشم و دلاش را پر و کمکاش میکردند تا بتواند بخندد و به دوستاش بگوید: آقاجان هر چی میخواهید به شما بدهم. شما بروید به خلخالی و معادی خواه و شیخ علی تهرانی و... که در جاهای دیگر تبعید هستند بدهید.
با همهی این تفاصیل آقا در همان ایام، دندانگردی خود را نشان دادند و حواسشان جمع بود. نه تنها طلاهای همسرِ دست و دلباز آقای ارغدی را پس نفرستادند بلکه فرمودند: طلاها را هم به صندوق مشهد بده که دست رضازاده بود.
طبیعی است که از چنین آقایی چیزی جز شکنجه و اعدام نصیب ایرانشهر نشود. حالا آقا دشمن همان شهری شده که رفیق او شده بودند. همان جوانهایی را به اعدام میسپارد که با او رفیق شده بودند و به دیدناش میآمدند.
شک نکنید که آقا بدنام خواهد رفت و نخلهای ایرانشهر سر به فلک کشیده باقی خواهند ماند.
اعدام یک جوان بلوچ بیگناه دیگر
به گزارش سایتهای رژیم آخوندی ، بهمن ریگی جوان بیگاه بلوچ به خاطر نسبت فامیلی به مبارزین جنبش ، در ظاهر اتهامات واهی و بی اساس ، صبح امروز در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.
دستگاه آدم کشی رژیم روزانه حکم اعدام دهها جوان بیگناه بلوچ را صادر میکند ، این اعدام ها به سفارش زابلی های افراطی صورت میگیرد ، و رژیم میخواهد به طرفداران و مزدورران خود دلجویی دهد ، تا برای بقای خود و راضی کردن مداحان خود دست به هر جنایتی بزند.
اشتراک در:
پستها (Atom)






























































