۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

شیعه کیست و چگونه موجودی است؟


سنی نیوز: پرسشی است حیران که نه تنها تاریخ در جواب آن مات مانده، بلکه خود شیعه نیز ماهیت و حقیقت آنرا کشف نکرده‌اند، و گیر و دار تصویر مبهم این شخصیتی که گویا از جزیره ناشناخته یا سرزمین عجایب آمده آنها را مجبور ساخته، بر زبان امام صادق (ع) خود را چنین معرفی کنند: شیعیان ما از گلی ـ خمیری ـ مخصوص درست شده‌اند؟! به عبارت دیگر شیعیان از جنس آدم و فرزندان او نیستند! از گلی خاص درست شده‌اند. همان ایده و تصور یهودیان در باره خود!
بله شیعه خود را چنین می‌پندارد!.. و خود را عزیزان خدا می‌شمرند که از گناهشان پیشاپیش درگذشته است. و چون مسیحیان که گمان می‌برند عیسی خود را فدای آنها کرد، اینها امامان را قربانی خود می‌شمرند! که با شفاعتها و پارتی بازیهای جور واجور آنها را از عذاب الهی می‌رهانند!..
براستی حقیقت چیست؟!
آیا واقعا امامان از شیعه، و از کردار و ماهیت و شخصیت آنها راضی بودند یا خیر؟!..
آیا اصلا کسانیکه شیعه آنها را امامان خود می‌پندارند، شیعه را قبول داشتند یا اینکه گیاه بیگانه تشیع در باغ سرسبز ائمه روئیدن گرفته، و امامان آن را هرزه‌ای می‌دانستند که در پی ویرانی باغ سرسبز توحید و پیروی از رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) است؟!
اگر من چیزی بگویم، فورا آخوندها جواب آماده و تکراری خود را برویم می‌زنند که گول وهابیها را خورده، و از مذهب پدرانش برگشته!
پس اجازه بدهید دنبال ائمه رفته از خود آنها در باره حقیقت شیعه و ماهیت آن بشنویم:
لاف گزاف!
«اگر شيعيان خودم را جدا كنم آنان را جز لاف زنان و خودستاياني نخواهم يافت! و اگر امتحانشان كنم جز مرتداني نخواهم يافت! و اگر غربالشان كنم از هزار نفر يك نفر خالص نخواهم يافت!»
روضة الكافي 8/338
شما مردم دون!
«اي نه مردان به صورت مرد! اي كم خردان ناز پرورد! كاش شما را نديده بودم و نمي شناختم كه به خدا، پايان اين آشنايي ندامت بود، و دستاورد آن اندوه و حسرت، خدايتان بميراناد!كه دلم از دست شما پرخون است، و سينه ام مالامال خشم، شما مردم دون، كه پياپي جرعة اندوه به كامم مي ريزيد، و با نافرماني و فروگذاري جانبم، كار را به هم در مي آميزيد، تا آنجا كه قريش ميگويد پسر ابوطالب دلير است اما علم جنگ نمي‌داند....اما آن را كه فرمان نبرند سر رشته كار از دستش برون است» .
نهج البلاغة خطبه 27 ترجمه شهيدي
نَه برادران يكرنگ؟
«گرفتار شما شده ام كه سه چيز داريد و دو چيز نداريد، كرانيد باگوشهاي شنوا، گنگانيد با زبانهاي گويا، كورانيد باچشمهاي بينا، نا آزادگانيد در روز جنگ و نه به هنگام بلا برادران يكرنگ، ……پسر ابوطالب را واگذاريد چون زن – كه وقت زادن – ميان ران خود گشايد ……»
نهج البلاغه خطبه97 ترجمه شهيدي
انگيزه چنين سخناني اين بود كه آنان ازحمايت ايشان دست كشيدند وبه وي غدر وخيانت كردند، ايشان سخنان زيادي در باره شيعيانش فرموده كه واقعا عبرت انگيز است.
روان شناس مؤفق:
«بخدا قسم، من معاويه را براي خودم از اينها بهتر مي بينم، آنها مدعي اند كه شيعيان منند در حالي كه در پي كشتن من هستند، و چشم به مال من دارند، بخدا قسم، اگر بتوانم با معاويه كنار بيايم و خونم و خانواده ام را حفاظت كنم بهتر از اين است كه مرا بكشند و اهل بيتم ضايع شود، به خدا سوگند اگر با معاويه بجنگم اينها مرا زنده با دست خود شان تحويل اوخواهند داد و باز به خدا سوگند اگر عزتمند با معاويه صلح كنم بهتر از اين است كه در اسارت مرا بكشد»
احتجاج طبرسي ج 2صفحه10
دعاي خير!:
«پروردگارا! اگر به آنان تا مدتي مهلت دادي به چندين گروه متفرقشان كن، تا اينكه با يكديگر در آويز باشند، وهرگز اولياي أمور شان را از آنان خشنود مگردان، زيرا آنان ما را فرا خواندند كه نصرتمان كنند، اما برما ظلم روا داشتند و ما را كشتند".
الارشاد ازمفيد ص241
نفرين بر طاغوت:
«اما شما در بيعت ما همچون پرنده (الدباء) از عجله كار گرفتيد و همانند پروانه شتاب زده شديد و بلا فاصله عهد تان را شكستيد پس نفرين و هلاكت و نابودي باد برطاغوت هاي اين امت و گروهي هاي ديگر و آنانيكه كتاب را بفراموشي سپردند و شما هم كه داريد مارا خوار ميگذاريد و ميكشيد، هان لعنت خدا برستمگران باد»
احتجاج 2 طبرسي/42
اين سخنان دردناك بخوبي برايمان روشن ميكنند كه قاتلان حقيقي اما حسين- عليه السلام- شيعيان كوفه بودند، پس چرا مسئوليت شهادت ايشان را بردوش ديگران مي گذاريم؟!
وشَهِدَ شاهدٌ مِن أهلِهِ":
«بيست هزار نفر از مردم عراق با امام حسين- عليه السلام- بيعت كردند اما به او خيانت نمودند و عليه او شوريدند و در حاليكه بيعت وي را به گردن شان داشتند ايشان را به شهادت رساندند»
أعيان الشيعه قسمت اول ص/34
از امت من نيستيد:
«آيا مي‌دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و او را فريب داديد با وجوديكه با او عهد وپيمان بسته بوديد، او را كشتيد و خوار كرديد، به چه رويي به چهره نازنين پيامبر- صلي الله عليه وآله- نگاه خواهيد كرد هنگامي‌كه به شما بگويد اهل بيتم را كشتيد و حرمت مرا پاس نداشتيد، پس از امت من نيستيد»
احتجاج 2/32
زرنگ بايد بود:
«اينها برما گريه ميكنند! مگر ما را جز آنها چه كسي كشته است؟!»
احتجاج 2/29
خدا را شكر:
«اگر همه مردم هم، شيعه ما مي بودند، حتما سه چهارم شان در باره ما شكاك(شك كننده) و يك چهارم ديگرشان احمق مي بودند»
رجال كشي ص 79
تا اين حد؟!:
«به خدا سوگند اگر سه نفر مؤمن از ميان شما بيابم كه سرّ مرا كتمان كنند هيچ سخني را از آنان پنهان نخواهم داشت»
اصول كافي 1/496
اين هم افتخار بود؟!:
«اي اهل كوفه! اي اهل غدر و مكر و تكبر! خداوند ما اهل بيت را با شما و شما را با ما گرفتاركرده است، و ما را خوب در آزمايش قرار داده است، ما را تكذيب كرديد و تكفير نموديد جنگ با ما را حلال دانسته و اموالمان را تاراج كرديد كما اينكه ديروز "جدِّ" ما را به شهادت رسانديد، خون ما از شمشير هاي شما دارد مي چكد. هلاكت باد برشما، منتظر لعنت و عذاب باشيد، گويا اينكه عذاب بر شما لازم شده است، خداوند شما را تنبيه سختي خواهد كرد، در عذاب دردناك روز قيامت هميشه خواهيد ماند اين به سبب ظلمي است كه بر ما روا داشتيد.خبردار! لعنت خدا برستمگران باد، هلاكت باد بر شما اي اهل كوفه! چقدر…..سپس به برادرش علي ابن ابي طالب وجدم حضرت حسين و فرزندانش و اهل بيت اطهارش خيانت كرديد، يكي از اهل كوفه افتخاركنان گفت: آري، علي و فرزندانش را ما با شمشيرهاي هندي وسرنيزه كشتيم و زنانشان را كنيز گرفتيم!»
احتجاج 2/28
جواب داريد؟!:
«اما بعد: اي اهل كوفه، اي اهل مكر وغدر وخذلان! مثال شما مانند زني است كه با زحمت نخ ميريسد و با دست خودش خرابش مي‌كند، آيا در شما جز تكبر و خود خواهي و كينه توزي و دروغ وجود دارد؟ شما براي برادرم گريه مي‌كنيد؟! تعجب است! پس زيادترگريه كنيد وكمتر بخنديد، مگر شما نمي‌دانيد كه ننگ تلف كردن او را شما برپيشاني داريد؟! چگونه به خود اجازه داديدكه نوه خاتم الانبياء را به شهادت برسانيد؟!»
احتجاج 2/29-30
روايات بسيار است كه مجبوراً اختصار نموديم، از آنچه نقل كرديم چنين بر مي آيد:
1-               خستگي و دلسردي اميرالمؤمنين و فرزندانش از شيعيان شان بسبب مكر و خيانت و ذلّتي كه به آنان روا داشتند.
2-               اينكه خذلان و خيانت اهل كوفه باعث ريخته شدن خون اهل بيت -عليهم السلام- و آبروريزي آنان گرديد.
3-               اينكه اهل بيت- عليهم السلام- مسئوليت شهادت حضرت امام حسين و يارانش را مستقيماً بردوش شيعيانشان ميگذارند چنانكه يكي از آنان اعتراف ميكند كه آنها علي و فرزندانش را كشته و زنانشان را كنيز گرفته اند.
4-               اينكه اهل بيت بر شيعيانشان دعاي بدكردند وآنان را به طواغيت اين امت وديگر گروهها تشبيه دادند وبه كساني كه كتاب را پشت سر مي اندازند، علاوه برآن فرمودند: هان! لعنت خدا برستمگران باد.
الله سماكم الرافضه"!:
بنا بر همين دلايل بود كه نزد امام صادق- عليه السلام- آمدند و گفتند:
«چه كنيم ما به لقبي متهم شديم كه پشت ما را سنگين كرد، ودلهاي ما، دارد ميتركد و حاكمان خون ما را بخاطر آن حلال مي‌دانند؟ فرمودند:الرافضه؟! منظور رافضه است؟ گفتند: بله، فرمودند، نه والله، آنها نيستندكه اسم شما را رافضه گذاشتند، خداوند شما را رافضه خوانده است!
اصول كافي 5/34
حال ای خواننده عزیز!...
آیا واقعا نمی‌خواهی کمی در این حقیقت تلخ بیندیشی؟!..
پافشاری بر باطل و شنا کردن در اقیانوس خرافات و خزعبلات، و سرکشیدن شراب مست کننده شرکیات مایه افتخار نیست. آنچه مسلمان باید بدان افتخار ورزد فهم و درک کتاب خداوند متعال و سنت و گفتار رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ، و بازگشت به توحید و یکتاپرستی و رستگاری است....
نگا: کتاب "لله ثم للتاریخ" حسین موسوی..

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

ویکی لیکس : خامنه ای سرطان خون دارد، ایران سالانه یک الی دو میلیون دلار به مقامات عراقی رشوه می دهد

 
به گزارش اخبار جهان اسلام به نقل از خبرگذاریها : اسناد منتشر شده از طریق سایت ویکی لیکس که بعدا توسط روزنامه ی آمریکایی نیو یورک تایمز منتشر شد نشان می دهد که بنا به تصریحات یکی از افرادی که خود ادعا کرده است از علی اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 2009 شنیده است که آقای علی خامنه ای رهبر ایران مبتلا به سرطان خون است  و در مراحل پایانی عمر خود می باشد که طی چند ماه آینده خواهد مرد و من خودم را برای جانشینی وی آماده می کنم .
این منبع که یکی از افراد با نفوذ است و سفرهای زیادی به منطقه ی آسیا و به ویژه ایران دارد و با علی اکبر هاشمی رفسنجانی دیدارهایی داشته است که در یکی از دیدارهای خود این سخنان را از زبان وی شنیده است .
ارتباط سران عراقی با سپاه و ایران اسناد منشر شده ی ویکیلیکس در مورد عراق به 6677 سند می رسد که در آن برخی از سیاستمداران عراقی را متهم به داشتن ارتباط مخفیانه با رهبر سپاه قدس ایران در عراق یعنی "قاسم سلیمانی" می کند .
این اسناد را روزنامه های گاردین ، نیویورک تایمز ، دیر اشپیگل ، لوموند ، فاینال شال تایمز و دیلی تلگراف منتشر کردند .
سایت ویکی لیکس به نقل از اسناد حکومتی آمریکا نوشت: ایران نفوذ و سلطه ی خود را بر عراق گسترانده است و رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد پایگاهی سیاسی در این کشور تأسیس کرده است . همچنین قاسم سلیمانی همه ی نیروهای اصلاعاتی و سیاسی کشورش را برای هم پیمانی با کشورش در عراق به کار می کیرد .
و یکی از اسناد که متعلق به چند ماه قبل از شروع شدن انتخابات در عراق است نشان می دهد که تهران حرکتهایی را برای تأثیر کذاشتن بر نتایج این انتخابات انجام داده است.
این اسناد فاش ساختند که کمکهای ایران به نوکران خود در عراق حدود صد الی دویست میلیون دلار به صورت سالانه می باشد که در این میان 70 میلیون دلار آن سهم مجلس اعلای انقلاب اسلامی به رهبری عمار الحکیم و شاخه ی نظامی این حزب به نام سازمان بدر به رهبری هادی العامری می باشد .
ایران از کره ی شمالی موشک دور برد خریده است
نیویورک تایمز به نقل از ویکیلیکس نوشته است : سازمان اطلاعات آمریکا یقین دارد که ایران موشکهای فوق پیشرفته را از کره ی شمالی خریداری کرده است که این موشکها می توانند غربی ترین مناطق اروپا را مورد هدف قرار بدهد .
این اسناد همچینی فاش ساخته است که آمریکا در مورد رهبران سازمان ملل "مثل بان کی مون" تجسس می کرده است.
نظر واشنگتن در مورد رهبران جهان در نامه نگاری های واشنگتن آمده است حامد کرزای رهبر افغانستان فردی بی نهایت سست اراده است و دچار توهمات شدید می باشد .
همچنین دیپلماتهای آمریکایی نخست وزیر ایتالیا را بی مصرف و به درد نخور توصیف کردند و ریس جمهور فرانسه را فردی حراف و خیلی احساساتی عنوان کردند . و در مورد صدر اعظم آلمان آنجلا مرکل گفته اند وی ریسک نمی کند و هیچ ابتکاری ندارد و رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد را به هیتلر تشبیه کرده اند .
همچین این اسناد از گفتگوهای سری بین آمریکا و روسیه در ژنو پرده داشته اشت و تلاشهای آمریکا برای جنگ با القاعده در یمن را فاش کرده است.
محکوم کردن انتشار این اسناد از طرف غرب کاخ سفید پس از منتشر شدن این اسناد بلا فاصله آنرا محکوم کرد و گفت این کار باعث می شود که جان افراد زیادی به خطر بیفتد .برای پیشگیری از نتایج این اسناد واشنگتن قبل از منشر شدن آنها با شرکتهای ارتباطی خود تماس گرفت تا آنها از منتشر شدن این اسناد غافلگیر نشوند .
همچنین وزارت خارجه ی بریتانیا گفت منتشر شدن این اسناد می تواند امنیت ملی را به خطر بیاندازد و مطمئنا به نفع مصالح ملی نمی باشد .
کارمندان سایت ویکی لیکس در سایت اجتماعی تویتر گفتند که سایت ویکیلیکس مورد حمله ی هکرها قرار گرفت که برای مدت چند ساعتی از کار باز ماند .
دستور دستگیری جولیان اسانگ پلیس بین المللی اینتر پل اعلام کردکه وی یک حکم برای دستگیری مؤسس سایت ویکی لیکس به اتهام تجاوز به عنف صادر کرده است.
سایت رسمی اینتر پل نوشته است هرکسی که اطلاعاتی در مورد اسانگ ، استرالیایی الاصل که دارای 39 سال سن می باشد، دارد باید با پلیس محلی و یا کشوری تماس بگیرد .
گفتنی است که اسانگ هیچ وقت در ملأ عام ظاهر نمی شود و کسی محل زندگی وی را نمی داند و ناظران سیاسی بر این باورند که وی مدام محل زندگی خود را تغییر می دهد و در حال سفر به کشورهای مختلف است.

مضرات شكستن قلنج انگشتان!


عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی اهواز گفت: شكستن قلنج انگشتان عادت غلطی است و موجب ساییدگی زودرس مفاصل آن می شود.
سید علی مرعشی اظهار داشت: متأسفانه عادت رایجی بین مردم وجود دارد و آن این است كه شكستن قلنج مفاصل دست كه با صدایی هم همراه است، كار خوبی محسوب می شود، در حالی كه هر چه بیشتر این كار صورت گیرد، مفاصل انگشت خراب می شود.
وی با بیان اینكه عارضه ساییدگی زودرس مفاصل بین انگشتی مهمترین نتیجه این كار غلط است و پس از مدتی درد مفاصل را در پی خواهد داشت افزود: عادت نادرست دیگری هم بین مردم وجود دارد و آن كشیدن انگشتان برای صدادادن به ویژه انگشت شصت دست است.
این متخصص اورتوپدی تصریح كرد: اگر ۳ روز پیاپی انگشت شصت را با دست دیگر به سمت بالا بكشیم مفاصل انگشت شصت درد می گیرد كه بسیاری اوقات علت آن را متوجه نمی شویم.
مرعشی با بیان اینكه این كار فشار به مفصل وارد می كند، خاطرنشان كرد: خلائی در مفصل های انگشتان وجود دارد كه این صدا را پس از تحمل فشار ایجاد می كند و آسیب زیادی به مفاصل می زند.

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

درنگی بر یادداشت یک مدیر مسئول!


اشاره:
چند روز پیش یک سایت وابسته به محافل افراطی در استان مطلبی با عنوان «یادداشت مدیر مسئول، برسد به دست مولوی عبدالحمید، اگر بگذارند!» به قلم فردی معلوم الحال که خود را مدیر مسئول آن سایت معرفی کرده بود، منتشر کرد.

با توجه به محتوای مطالبی که در این سایت از بدو تأسیس تاکنون منتشر شده است، این بار نیز بی پایه بودن ادعای مطرح شده در این نوشتار محرز و مشخص بود و ظرفیتی برای هرگونه واکنش در برابر انتشار آن وجود نداشت، بر این اساس پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران (سنی آنلاین) به جای پرداختن به این موضوع کم اهمیت، برنامه‏های از پیش تعیین شدۀ خود را دنبال کرد و از هرگونه واکنشی ابا ورزید.
اما چند روز قبل بود که یکی از شهروندان زاهدانی، ابتدا نگارش مطلبی در این زمینه را پیشنهاد کرد و پس از آن نوشتۀ خود را ارائه کرد، موضع "سنی آنلاین" با توجه به محتوای خاص نوشتۀ این شهروند تغییری نکرد، اما اصرار ایشان و اینکه می گفت نوشته ام بیش از آنکه پاسخی به مطلب مزبور باشد به تنویر افکار عمومی جامعه می پردازد، موجب شد بخش هایی از این نوشته را روی خروجی پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران قرار دهیم.
آنچه در پی می آید بخش هایی از این نوشته است:

«مهدی جهانتیغی» را از مدتها قبل می شناسم؛ جوانی که اگر سایه حمایت برخی از مسندنشینان استان را بر خود نمی دید، هیچ گاه موقعیت آنکه قلم به دست گیرد و خود را روزنامه‏نگاری باسابقه بنامد و مقام پرطمطراق مدیر مسئولی یک سایت به اصطلاح «خبری، تحلیلی» را به خود نسبت دهد، برای خود ساخته و پرداخته نمی دید.
او دست پرورده کسانی است که از یک سو خود را نماینده مردم مظلوم این منطقه می نامند و در تهران بر کرسی های سبزرنگ بهارستان تکیه می زنند و از دیگر سو در مواجهه با کوچکترین مشکل در می جهند و در جمع مردمی که دست دشمنان بار دیگر با ارتکاب جنایتی بی‏رحمانه عزادارشان کرده، میکروفن به دست می گیرند و بدون آنکه نیم نگاهی به پیامد اظهارات تفرقه افکنانه خود داشته باشند، دست به تحریک آنان و تخریب برادرانشان می زنند.
جهانتیغی اما، مقصر نیست، او بی تجربه تر از آن است که بتواند چنین برنامه های بلندمدتی را به منظور تفرقه افکنی و ایجاد تشتت و تنش میان مردم شیعه و سنی استان مدیریت کند، مقصر آن کسانی هستند که با رفتار فریبنده خود، بسیاری از جوانان پاک نهاد سیستانی را رهروان راهی که خود می برند، کرده اند و خویشتن را الگوی بی مثال آنان. مقصر آن سردارانی هستند که بی خبر از همه جا بدون آنکه کوچکترین شناختی از روحیات پاک مردم این منطقه و نیز ماهیت ادعاهای توخالی امثال اینگونه افراد داشته باشند، او و یارانش را مبارزانی کمربسته علیه پدیده ای به نام «وهابی‏گری» در استان قلمداد می کنند و با اعطای نشان افتخار و چندین سکۀ طلا از آنان تقدیر می کنند. سردارانی که بی گمان اگر خود آستین بالا می زدند و از بسیاری از مردم اهل سنت این استان در رابطه با این پدیده و ماهیت آن می پرسیدند، درمی یافتند که این مردم کوچکترین شناختی از این مقوله- که متاسفانه دست مایه بسیاری از تندروهای بومی برای رسیدن به نان و  نوایی شده است- ندارند.
حق می دهم به دست اندرکاران اندیشمند و فرزانه سایت «سنی آنلاین» که چون پیشنهاد نگارش رقیه ای به دنبال انتشار آنچه این آقا، خطاب به شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، تحت عنوان بی سرو ته و کوچه بازاریِ «یادداشت مدیرمسئول، برسد به دست مولوی عبدالحمید، اگر بگذارند!» در سایت موهن «زاهدان پرس» منتشر کرده بود، را به آنان دادم، او و سایتش را بی ارزش تر از آن دانستند که پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران در برابر خزعبلات منتشر شده در آن، مطلبی را روی خروجی خود قرار دهد.
می گفتند: فرد مورد نظر شما اولین باری نیست که دست به چنین اقداماتی اهانت آمیز می زند، راه برخورد با او و همفکرانش را قانون به خوبی مشخص کرده است، دیگر نوشتن رقیه و انتشار آن در این زمینه کارساز نیست.
از من اصرار بود و از آنان انکار، تا آنکه بالاخره موفق به جلب نظر آنان شدم، در واقع من هم اراده پاسخگویی نداشتم و در این زمینه با دست اندرکاران سایت «سنی آنلاین» هم عقیده بودم، هدف من تنویر افکار عمومی بود؛ قصد داشتم با حفظ حرمت قلم، اشاره ای مستقیم به تناقضات موجود در این اظهارات و بی پایه بودن آنها داشته باشم، باشد تا آنانی که «حراست» را بسان منطقه ای سبز، برای خود مأوی و سرپناه گرفته اند و مرکز فرماندهی خود قرار داده اند، بدانند که در این شهر آنانی که پروردگار متعال را تنها حامی خود می دانند، نیز می توانند قلم به دست گیرند و از خود دفاع کنند.
****
«به گزارش زاهدان پرس، مدیر مسئول پایگاه خبری و تحلیلی زاهدان پرس طی یادداشتی مهم و افشاگرانه بزودی به اظهارات اخیر مولوی عبدالحمید پاسخ خواهد داد، این یادداشت همچنین از تناقضات سخنان، تهمت های بی پایه و .. مولوی عبدالحمید پرده برداری خواهد کرد».
این چند جمله با چند بار تکرار، متن پراکنده و غیراصولی، خبری را تشکیل می دهد که صبح روز شنبه 22 آبان سال جاری سایت زاهدان پرس به انتشار آن پرداخت. به کار رفتن کلماتی پرجاذبه همچون: «مهم و افشاگرانه» «تناقضات سخنان» «تهمت های بی پایه» و «پرده برداری» در این متن، بسیاری را مشتاق انتشار هرچه سریعتر این یادداشت می کرد. تا آنکه چند روز بعد، یعنی صبح روز یکشنبه 30 آبان یادداشت مورد نظر با عنوان عامیانۀ «یادداشت مدیر مسئول، برسد به دست مولوی عبدالحمید، اگر بگذارند!» روی خروجی این سایت قرارگرفت. با اشتیاق تمام و اتخاذ سیاستی کاملا بی طرفانه شروع به مطالعه آن کردم، متن یادداشت کاملا بی قاعده به نگارش درآمده بود و این امر برای من که همواره روی چنین مسائلی حساس بوده ام، کار را سخت می کرد، با این حال به مطالعه ام ادامه دادم، تنها نکاتی که با ظرافت تمام به دنبال آن بودم، مواردی بود که می بایست برای من «مهم و افشاگرانه» بودن این یادداشت را توجیه می کرد. می خواستم بدانم یادداشت جناب مدیر مسئول از چه «تناقضات سخنان» و «تهمت های بی پایه ای» «پرده برداری» می کند؟ که متاسفانه با اینکه چند بار این نوشته به اصطلاح «یادداشت مدیر» را تا پایان مطالعه کردم، چیزی جز چند ادعای واهی و سخنانی شعارگونه خطاب به امام جمعه اهل سنت زاهدان همچون: «شما در راهی دیگر قدم گذاشته اید که اگر مولوی عبدالعزیز رحمه الله بود آن را نمی پسندید»، «سوال بنده از شما این می باشد مصاحبه با رسانه ای که رسما می گوید متعلق یه (به) سازمان جاسوسی آمریکا می باشد- رادیو فردا- و همچنین رسانه رسمی وزارت خارجه استعمار پیر یعنی انگلیس- بی بی سی فارسی- و چند رسانه دیگر چه توجیهی دارد؟»، «هر وقت ماه توانست در پشت ابر ماند شما نیز از نگاه ملامت آمیز جوانان اهل سنت در آن موقع پنهان خواهید ماند»، «چرا یکبار هم که شده با خود فکر نمی کنید که چرا اکثریت شیعیان استان بیش از 95درصدشان {!!!} به شما نه تنها اعتقادی ندارند بلکه اساسا اعتمادی ندارند،» «واقعا اگر برخی مصلحت ها نبود و برخی قضایا دربارۀ نزدیک ترین افراد به شما را به مردم استان اطلاع رسانی می شد فکر می کنید چند نفر آن وقت حاضر باشند آخرتشان را فدای دنیاطلبی نزدیکانتان کنند»، «یادتان رفته است که در ترکیه چه گذشت؟»، «اگر مردم بدانند در همین مسجد محترم مکی نزدیکانتان چه مسئولیتهای (یی) دارند و آنانی که با پشتیبانی تان به نمایندگی مجلس رسیدند چه نسبت فامیلی با شما دارند چه اتفاقی خواهد افتاد؟»، «من برایتان نگرانم.{!!} شما قطعا با پانزده سال قبل تفاوت کرده اید و این برای دنیا و آخرتتان خطرتا(نا)ک است»، دستگیرم نشد.
فی الواقع این ادعاهای بی سر و ته تمام آن افشاگری هایی بود که سایت فرافکن زاهدان پرس وعده داده بود به زودی مدیر مسئولش طی یادداشتی به واگویه کردن آنها خواهد پرداخت.
برای من و امثال من که سالهاست افتخار آشنایی با شخصیت عالیقدر مولانا عبدالحمید نصیبمان شده است، البته از همان ابتدا محرز و مشخص بود که این مدیرمسئول کذایی- که از زمان راه اندازی این سایت تا کنون نامی از خود در هیچ جا منتشر نکرده بود و بی نام، بر خلاف مصالح  و منافع ملی ملت شریف ایران، حرکت می کرد و بر این اساس از پیگرد قانونی در امان مانده بود- حرفی برای گفتن ندارد. بنابر همین اشتیاق زائدالوصفی نسبت به مشاهده درجا زدن این جوان داشتیم که بحمدالله این توفیق نصیبمان شد.
حال مروری بر یادداشت جناب مدیر مسئول خواهم داشت و با توجه به اینکه بیشتر موارد مطرح شده در یادداشت جناب ایشان، بی ارزش و غیرقابل واکاوی هستند، تنها چند نکته را مورد اشاره قرار خواهم داد:1ـ باید گفت مرکز ثقل تمام ادعاهای مدیر مسئول سایت «زاهدان پرس» در نوشتار منتشر شده، پرداختن به مصاحبه های امام جمعه اهل سنت زاهدان با رسانه های خارجی است. او این اقدام مولانا عبدالحمید را «بازی با ناهلان (نااهلان)» توصیف می کند و خطاب به ایشان می نویسد: «سوال بنده از شما این می باشد مصاحبه با رسانه‏ای که که رسما می گوید متعلق به سازمان جاسوسی آمریکا می باشد- رادیو فردا- و همچنین رسانه رسمی وزارت خارجه استعمار پیر یعنی انگلیس- بی بی سی فارسی- و چند رسانه دیگر چه توجیهی دارد؟»
این توجیه را به جای حضرت شیخ الاسلام ما تشریح می کنیم، آن هم نه برای آنکه خواسته باشیم در برابر جناب مدیر مسئول و کسانی که از او استفاده ابزاری می کنند، پاسخگو باشیم، بلکه با توجه به احترامی که همواره برای افکار عمومی جامعه قائل بوده ایم، خود را این بار نیز در برابر آن مسئول می دانیم.
مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان با توجه به اظهارات بی پرده و انتقادات سازنده ای که از مسئولان کشور داشته، مدتی است که تحت فشار به سر می برد؛ تمام رسانه های داخلی کشور از چاپ هرگونه مطلبی که به تایید و یا بازتاب دیدگاه های ایشان بپردازند، به  دستور مقامات مربوطه، ممنوع شده اند- طی همین هفته های اخیر بود که روزنامه محلی زاهدان به مدیرمسئولی جناب دکتر محمدتقی رخشانی مصاحبه ای با ایشان انجام داد. افکار عمومی آگاه می‏دانند که جدای از تذکرات داده شده به مدیرمسئول محترم این روزنامه، همین سایت زاهدان پرس که مدیر مسئولش ادعا می کند بارها به مدیران یا سردبیران رسانه هایی که علیه اهل سنت مرتکب بی انصافی ها شده اند، تذکر داده است که از جاده انصاف خارج نشوند، اولین رسانه ای بود که نسبت به انتشار آن مصاحبه واکنش نشان داده و آن را «رپرتاژ یک روزنامه مشارکتی برای مولوی عبدالحمید» قلمداد کرد.- به راستی در چنین فضای بسته ای که هیچ یک از رسانه‏های داخلی جرأت بازتاب تحولات و مشکلات اهل سنت ایران را به خود نمی دهد، برای رساندن فریاد بی صدای خود چه عملکردی باید از خود نشان دهیم تا مورد غضب آقایان قرار نگیریم؟!
مگر سکوت در چنین وضعیتی رواست و مصاحبه با رسانه های خارجی گناهی نابخشودنی به حساب می آید؟ اگر اینگونه است، پس چرا در آن روزهایی که انقلاب شکوهمند مردم ایران در حال به ثمر رسیدن بود، بنیانگذار فقید نظام جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، برای بازتاب تحولات ایران و بیان روند رو به رشد فعالیتهای انقلاب‏گران ایرانی از رادیو بی بی سی استفاده می کرد. چرا آن زمان «بی بی سی»، «رسانه رسمی وزارت خارجه استعمار پیر» لقب نمی‏گرفت؟!
حال که مشکلات اهل سنت ایران به اوج خود رسیده و تنها راه رساندن صدا و فریاد آنها سایتها و دنیای مجازی اینترنتی است، و متاسفانه اکثر قریب به اتفاق سایتها و وبلاگهایی که در جهت اطلاع رسانی اخبار و اوضاع اهل سنت ایران فعالیت می کنند، فیلتر شده و با محدودیتهای شدید مواجه می باشند، در چنین شرایطی برای رساندن پیام خود به گوش دیگران از دیگر رسانه ها استفاده نمودن، آیا گناهی نابخشودنی است؟!
2ـ بر اساس خبری که صبح روز شنبه 22 آبان روی خروجی سایت زاهدان پرس قرار گرفت، بنای کار بر آن بود که یادداشت جناب مدیر مسئول «افشاگرانه» باشد، یعنی در آن، دیگر خبری از ابهام و اشاره و کنایه و منصرف شدن از تشریح بسیاری از مسائل و البته جرائم، بنابر در نظر گرفتن برخی مصلحت ها و ملاحظات، نباشد که متاسفانه اینگونه نشد و باز ما شاهد ابهام و اشاره و کنایه بودیم.
به راستی چرا جناب مدیر مسئول بار دیگر به همان شیوه های نخ نما و تکراری خود روی آورد و نوشت: «واقعا اگر برخی مصلحت ها نبود و برخی قضایا دربارۀ نزدیک ترین افراد به شما را به مردم استان اطلاع رسانی می شد فکر می کنید چند نفر آنوقت حاضر باشند آخرتشان را فدای دنیا طلبی نزدیکانتان کنند.»؟
جناب مدیر مسئول! شما را به خدایی که می پرستید سوگند، بر این مصلحت ها چشم بپوشید و حداقل پاره ای از این قضایای مورد ذکر را با سند و مدرک اطلاع رسانی کنید. مبادا هم استانی‏های سنی مذهبتان، که نگارنده نیز یکی از آنان به حساب می آید، آخرتشان را فدای دنیاطلبی نزدیکان مولانا عبدالحمید کنند. مگر نشنیده اید که "در کار خیر حاجت هیچ استخاره- شما بخوانید «در نظر گرفتن مصحلت ها»- نیست؟!
جناب مدیر مسئول! شما در ادامه خطاب به مولانا عبدالحمید نوشته اید: «یادتان رفته است که در ترکیه چه گذشت؟» واقعا چه گذشته است؟ شما که قرار بود افشاگری کنید، این بهترین سوژه است. شما و آنانی که همچون عروسک خیمه شب بازی، به بازیتان گرفته اند، کعبۀ آمالتان تخریب شخصیت امام جمعه اهل سنت زاهدان است، پس بنابر کدام مصلحت از این فرصت طلایی سود نمی برید؟!
و نیز خطاب به ایشان نوشته اید: «اگر مردم بدانند در همین مسجد مکی نزدیکانتان چه مسئولیتهایی و آنانی که با پشتیبانی تان به نمایندگی مجلس رسیدند چه نسبت فامیلی با شما دارند چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
به راستی جناب مدیر مسئول! شما و همفکرانتان چه تصوری از مجموعه مسجد مکی و حوزه دارالعلوم زاهدان دارید؟ به نظر می رسد آن را قلعه ای نفوذناپذیر تصور کرده اید، یا شاید تصور می کنید فضای حوزه دارالعلوم همچون محل کار شما- که البته آنجا را نه به لطف شایستگی ها و استعداد خود بلکه به مرحمت همان حامیان مسندنشین دست و پا کرده اید- است؟ همان جایی که اگر کسی قصد ورود داشته باشد، در وهله نخست که بهتر است از تصمیم خود منصرف شود! خیلی اگر اصرار داشت و کارش با شما یا سایر همکارانتان ضروری بود، پس از انجام کلی هماهنگی ابتدا باید بازرسی کامل بدنی صورت گرفته و در آخر باید راضی به آن باشد که چشمانش بسته شوند و دست در دست فردی که نمی شناسد، به حضور شما و یا همکارانتان شرفیاب شود.
نه جناب مدیر مسئول! در این مجموعه از این خبرها نیست. دارالعلوم آنگونه که شما تصور می‏کنید به صورت فوق سرّی اداره نمی شود و مردم عادی که تک تک آنان خود را عضوی از این مجموعه دینی- فرهنگی می دانند، بدون مواجهه با مأموران بازرسی وارد حوزه شوند و آزادانه تحقیق کنند که نزدیکان شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید دارای چه پستها و مسئولیتهایی هستند.
شاید برایتان جالب باشد که نگارنده از همان افراد عادی که از نزدیکان مولانا عبدالحمید به حساب نمی آیند، هستم و اطلاعات کاملی از این مجموعه دارم، آن روحیات ژورنالیستی را که شما سنگ آن را به سینه می زنید، بیش از آن دارا هستم و مطمئن باشید اگر مشکلی در این زمینه احساس می کردم، سکوت نمی کردم. به این نکته یقین کنید.
توصیه ام نیز به شما و همفکرانتان این است که بیش از این خود را به زحمت نیندازید و از تعابیری عامیانه همچون «اگر مردم بدانند...» یا «چه اتفاقی خواهد افتاد» استفاده نکنید، چرا که این شیوه بیش از آنچه شما تصور می کنید، ناکار آمد است.
و اما جناب مدیر مسئول در بخش پایانی یادداشت خود، پس از آنکه از استفاده دست اندرکاران سایت سنی آنلاین از مطلب یک سایت دیگر گلایه کرده است، مطلب مورد استفاده آنها را «یک مطلب جوابیه مانند به اخبار زاهدان پرس» قلمداد کرده و در ادامه خطاب به مولانا عبدالحمید نوشته است: «هرچند که دوستانتان در سایت مسجد مکی که به هنگام جواب به زاهدان پرس حتی از نام بردن زاهدان پرس وحشت دارند.» به نظر می رسد بزرگترین آرزوی جناب مدیر مسئول قرار گرفتن نام سایت فرافکن "زاهدان پرس" روی خروجی پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران (سنی آنلاین) است، باید به او حق داد که چنین تمنایی در دل داشته باشد؛ چه این امر بدون تردید در نگاه کارفرمایان جناب مدیر مسئول یک امتیاز و برگ برنده برای او محسوب می شود.
آنها هم حق دارند، چرا که نمی دانند ماهیت این سایت، به خصوص حال که مدیر مسئولش هویت خود را برای همگان فاش ساخته است، دیگر برای افکار عمومی جامعه به خصوص جامعه روحانیت اهل سنت پوشیده نیست.
حال دیگر همان اندک حساسیتی که به مطالب بی پایه این سایت وجود داشت، از بین رفته است، یاد و خاطره هفته نامه "توسن" که همین جناب مدیر مسئول امروز، نوشته هایی توهین آمیز در آن می نوشت و عنوان مستعار «شجاع الدین» و... را بر تارک آن درج می کرد، در اذهان زنده شده است.
اینک تردید نباید کرد که سایت زاهدان پرس و جناب مدیر مسئولش با آن کارفرمایان مسندنشینی که یک روز نصب و روز دیگرعزل می شوند و او ناچار به پریدن از شاخه ای (توسن) به شاخه‏ی دیگر (زاهدان پرس) است، به همان سرنوشتی گرفتار خواهند آمد که هفته نامه توسن و جناب سردبیرش، پس از تغییر مسند گردانندۀ اصلی‏اش، گرفتار آمد.

نکته پایانی
در پایان بار دیگر بر این نکته تاکید می شود که این نوشتار به هیچ وجه واکنش و یا به دیگرسخن، پاسخی بر ادعاها و نوشته های بی پایه و اساس منتشر شده در سایت زاهدان‏ پرس، نبوده و نیست.
نگارنده، همانگونه که پیشتر اشاره شد، بدون آنکه خود را در مقام پاسخگویی به اظهارات مدیر مسئول این سایت قرار دهد، نکاتی را صرفا جهت احترام به افکار عمومی یادآور شد.
والله علی مانقول وکیل

مردانگی نیروهای امام زمان در مقابله با یک زن چاقو بدست

واقعا به شهامت شما نیروهای گمنام امام زمان می بالم چون شهامت شما را در برابر شیرمردان بلوچستان دیده وشنیده بودم که خوب راههای فرار را زیر نظر می گیرید ولی فکر نمی کردم تا این حد شیر مرد باشید باید خامنه ای خبیث به شما ببالد که شیر هایی چون شما در اختیار دارد حقیقتا آمریکا از همین شیرمردان امام زمان می ترسد که جرأت حمله به خود نمی دهد اگر این شیرمردان امام زمان و خامنه ای ملعون نبودند دیر وقت ایران به تباهی کشیده می شد لذا باید ملت ایران در برابر این مردانگی ها از نیروهای امام زمان وشیران ایران و خصوصا از خامنه ای پلید برای تربیت اینگونه شیران تشکر کنند

اعدام وحشیانه ۱۲ زندانی در تربت جام به دست دژخیمان خونخوار جمهوری کثیف اسلامی

روزنامه حکومتی قدس: وکيل دو متهم که اخيراً به جرم حمل مواد مخدر در زندان تربت جام مجازات شد ه اند، مي گويد: اين مجازاتها برخلاف تصريح آيين نامه نحوه اجراي حکم بوده است، موضوعي که قاضي پرونده آن را به شدت رد مي کند.محمد شجاع پور، قاضي پرونده اين متهمان در اين باره گفت: 12 متهم مواد مخدر طي هفته هاي گذشته در زندان تربت جام مجازات شده اند که جرم تمام اين افراد مرتبط با مواد مخدر بوده است.
 
وي در مورد روند اجراي حکم اظهار کرد: دادسرا اجراي حکم اين افراد را بر اساس اختياراتي قانوني که داشته، اجرا کرده است. وي با اشاره به اجازه قبلي دادگاه براي اجراي اين حکم گفت: اجراي اين حکم بدون اطلاع دادگاه به اين معنا نيست که دادسرا حکم را خودسرانه اجرا کرده است.اين در حالي است که «محمد دولت خواه» وکيل پايه يک دادگستري که وکالت دو نفر از اين متهمان را بر عهده داشته، در گفتگو با ايسنا مدعي شد که اجراي حکم اين متهمان بر خلاف تصريح آيين نامه نحوه اجراي حکم صورت گرفته است.وي افزود: اين حکم بدون اطلاع وکيل و خانواده اين افراد، در زمان غيرقانوني و غيرمتعارف اجرا شده و در نتيجه برخلاف تصريح آيين نامه نحوه اجراي حکم بوده است.

وي توضيح داد: بر اساس ماده هفت آيين نامه اجراي احکام قصاص، رجم، قتل، صلب، اعدام و شلاق، پس از وصول حکم قطعي و دستور اجراي آن از سوي دادگاه، مرجع قضايي مجري حکم موظف است حداقل 48 ساعت قبل از زمان اجراي حکم مراتب را به وکيل محکوم عليه اطلاع داده و از آن بخواهد جهت انجام وظيفه محوله در محل اجراي حکم حاضر شود.دولت خواه همچنين مدعي است: مرجع قضايي هيچ اطلاعي در مورد اجراي حکم اين افراد به وکيل محکوم عليه نداده و خانواده اين افراد نيز هيچ اطلاعي نداشته اند.

من ريش و سبيل خودم را مي‌تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب مي‌مالم.

 
توضيحي پيرامون نام اين كتاب
عوام و بازاريها در ايران در پاسخ مدعي، مثلي مي‌آورند با اين مضمون:
اگر چنين و چنان شد من ريش و سبيل خودم را مي‌تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب مي‌مالم. هر چند من در تمامي اين تحقيق از مراتب ادب اسلامي خارج نشدم ولي با كمال معذرت از آقايان خوارج حزب اللهي من نيز در صورتي كه آخوندها فقط به 10% سؤالات اين تحقيق، پاسخي عقلي و منطقي و قرآني و منطبق با شواهد مسلم و متواتر و معتبر تاريخي بدهند، حاضرم چنين كنم!!




سؤال 1:
پس از رحلت نبی اکرم ص انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با شورای ایجاد شده، حضرت ابوبکربه خلافت برگزیدند.
روافض دائم بر این تجمع صحابه زبان اعتراض می‌گشاید و آنرا توطئه­ای علیه حضرت علی جهت غصب خلافت الهی می‌داند!!
چنانچه به علما و مراجع رافضی بگویی چرا حضرت علی در سقیفه حاضر نشد تا از حق خود دفاع کند؟ در پاسخ می‌گویند که حضرت علی مشغول تدفین و غسل دادن پیامبر اسلامص بوده و داشته به وصیت ایشان عمل می نموده و بنابراین نتوانسته در سقیفه بنی ساعده حاضر شود (و در معقول‌ترین حالات می‌گویند ایشان نمی‌دانستند، که در این صورت مساله علم غیب و سایر قضایا پیش می‌آید!) و اما سوال ما این است:
چرا امام حسین حج خود را رها کرد و آنرا نیمه تمام گذاشت تا به دعوت مردم کوفه به آنجا برود و به زعم شما خلافت الهی خود را از یزید غاصب پس بگیرد؟!! حضرت علی هم می‌توانست غسل و تدفین نبی اکرمص را رها کند و به سقیفه برود تا از حق الهی خود دفاع کند. آیا فریضه حج، کمتر از غسل پیامبرص بود که دیگری نیز می‌توانست آنرا انجام دهد؟
چنانچه پاسخ دهند که حضرت علی داشته به وصیت پیامبرص عمل می‌کرده است در پاسخ می‌گوئیم که وصیت و امر الهی در این مهمترین اصل دین (ولایت و خلافت به زعم شما) مهمتر است یا تدفین و غسل دادن بدن پیامبرص؟!! شما امامت و خلافت حضرت علی را دستوری الهی و بسیار مهم می‌دانید و حتی فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و غیبت امام زمان و گمراهی مسلمین امروزی را بخاطر همان غصب خلافت در سقیفه می‌دانید، خوب جلوگیری از به وجود آمدن این همه انحرافات در اسلام، مهمتر بوده یا غسل دادن پیامبرص؟!!! آیا هیچکس دیگر در آنجا نبود که پیامبر را غسل کند؟
ما می‌دانیم که پیکر پیامبرص پس از سه روز دفن می‌گردد و بنابراین حضرت علی می‌توانسته براحتی به سقیفه برود و سپس برای غسل و تدفین پیامبرص بازگردد.
حتی حضرت علی می‌توانسته لااقل یک نایب از جانب خود به سقیفه بفرستد تا از حقش دفاع کند یا حتی خود به سقیفه می رفت و یک نایب در خانه پیامبرص می‌گذاشت، ولی هیچکدام از این کارها انجام نشده است.
امام حسین حج خود را رها می‌کند، حج که عبادت و عملی فردی است، ولی تدفین پیامبرص را دیگران نیز می‌توانسته اند انجام دهند.
به عقیده رافضیان، حضرت علی مجهز به علم غیب بوده و بنابراین به راحتی و از قبل می‌توانسته متوجه توطئه صحابه شود و با تدبیری هوشمندانه و با استفاده از امدادهای غیبی و علم بی نهایت ولایت و کمک فرشتگان و کرامات و معجزات بیشمار و داشتن علوم گذشته و آینده، جلوی غصب خلافت الهی در سقیفه را بگیرد و چنانچه علمای رافضی طبق معمول بگویند که امام، همه جا به علم غیب خود رجوع نمی‌کند!! (یک طنز عجیب!) در پاسخ می‌گوئیم می‌شود بفرمائید چه جایی مهمتر از اینجا
می‌باشد؟!! چطور امام زمان شما در وسط بیابان برای یک نفر شیعه ظاهر می‌شود؟!! و یا امامان دیگر برای یک نفر شیعه انواع کارها و معجزات عجیب را انجام می‌دهند؟!! ولی در جایی به این مهمی که خلافت برای همیشه غصب می‌شده و باعث فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و گمراهی امت اسلامی می‌شده، می‌بینیم که حضرت علی از علم خود استفاده نکرده؟!! آیا لطیفه ای به این بامزگی شنیده بودید؟!!!! شما فقط سه پاسخ دارید یا بگویید حضرت علی نمی‌دانسته که علم غیب و عصمت منتفی می‌شود (ضمنا این سؤال پیش می‌آید که چطور ابوبکر و عمر که کنار علی بودند فهمیدند؟) و یا بگویید می‌دانسته ولی نرفته که می‌فهمیم خلافتی در کار نبوده! یا اینکه بگویید شستن پیکر پیامبر اسلام ص (که صدها نفر دیگر برای اینکار صف کشیده بودند!) مهمتر بوده که من فکر نمی‌کنم در عصر حاضر، مغز مردم چنین پاسخهایی را قبول کند!
برگرفته از کتاب آقای امیری

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

از اسناد منتشر شده ویکی لیکس؛ خشونت در بلوچستان و احمدی نژاد را احمق، بیرحم و ضد سنی خطاب کرد".

 

از اسناد منتشر شده ویکی لیکس؛ خشونت در بلوچستان

تذکر؛ آنچه ذکر شده عیناً مواردی است که در اسناد طبقه بندی شده ویکی لیکس آمده و هیچگونه دخالت و تصرفی صورت نگرفته است.
رده بندی در آرشیو ویکی لیکس؛ محرمانه  - تاریخ انتشارِ؛ ژوئن ۲۰۰۹
"این بخش شامل اطلاعاتی در مورد گزارش افزایش مشکلات امنیتی در بلوچستان ایران، ادعای اختلال در خط آهن ایران- پاکستان؛ یک پیام از یک مقام ارشد نظامی در مورد خطرات ناشی از تحرکات اقلیت های ایران؛ افزایش چهار برابری قاچاق هروئین از آذربایجان به ایران در سه ماهه نخست 2009 (در مقایسه با سه ماهه اول 2008) و شک و تردید در مورد قرارداد صادرات گاز ایران است". (جهت اختصار فقط گزارش های مربوط به بلوچستان را ذکر می کنیم)

خشونت بلوچ خط راه آهن ایران و پاکستان را مسدود کرده است!
  "چند مقام ایرانی، از جمله بازرگانان غیر سیاسی و جاسوسان ایران- باکو در مورد بمب گذاری انتحاری اخیر در مسجد شیعیان اظهاراتی داشته اند؛ پس از حمله به یک مرکز نظامی در زاهدان، خشونت بلوچ ها در منطقه مرزی و در داخل پاکستان بازتاب وسیعی داشته است است چنانکه این مسئله به طور پیوسته در طول چند سال متوالی ادامه داشته است. به گفته یک منبع، نیروهای امنیتی ایران ممکن است کنترل موثر خود را بر مناطق روستایی شاهد رشد این مسئله از دست بدهند. همه منابع خشونت فزاینده ای را در بلوچستان ایران متاثر از حوادث مشابه در طرف پاکستانی مرز  انعکاس می دهند".

 C) … According to one source, the Iranian security forces may be losing effective control over growing areas in the countryside. All noted that the rising violence in Iranian Baluchistan is mirrored and influenced by similar events on the Pakistani side of the border (recently described in ref

 "بر اساس شواهد، تعویق آشکاری در برنامه ریزی بلند مدت خط آهن میان پاکستان و ایران که در نزدیکی مناطق بلوچ نشین در دو سوی مرز اجرا شده است مشاهده می شود. راه آهن فعلی بین کویته پاکستان و زاهدان ایران در وضعیت بدی قرار دارد و نیز ظرفیت حمل و نقل محدودی دارد. علاوه بر این، بنا به گزارش های رسیده بارها و بارها در معرض حملات راکتی و دیگر اختلالات از جانب قبایل بلوچ قرار گرفته است. این خط که همچنین از میان مناطق بلوچستان ایران و پاکستان عبور میکند قرار بود در مارس 2009 افتتاح شود، بر طبق منابع ایرانی در باکو، سرانجام این اولتیماتوم غیرمحتمل است، بنابراین استفاده وسیع از خط آهن ایران- پاکستان برای ترانزیت محموله کالاهای بزرگ در آینده نزدیک بعید بنظر می رسد".


 "منبع وزارت خارجه (آمریکا) اعلام کرد که در سال 2008 ایران از پاکستان برای برقراری مسیر جدید امن تر و مدرن درخواست نموده، اما پاکستان تاکنون از قبول این درخواست خودداری کرده است. این منبع افزود که تهران مملو از شایعات در مورد افزایش ناامنی در بلوچستان است، این گزارش می افزاید؛ سپاه پاسداران و بسیاری از ماموران پلیس در استان سیستان و بلوچستان از انجام ماموریت خود در شب به علت افزایش خطر حمله خودداری می کنند".
The source added that Tehran is rife with rumors about the increasing lack of safety in Baluchi areas, and claimed that many guard and police posts in Sistan-Baluchistan areas are no longer occupied at night due to the increased danger of attack


یک منبع دیگر که نامش در ویکی لیکس ذکر نشده، "از اقدامات تحریک آمیز دولت احمدی نژاد به دلیل شیوه های ضد سنی (از جمله اذیت و آزار روحانیون اهل سنت و جماعات مذهبی و تخریب مساجد اهل سنت) و دیگر سرکوب های گستاخانه در چند سال اخیر انتقاد کرده است".

Another source, [Source removed] blamed the Ahmadinejad administration for pursuing provocative anti-Sunni practices (including harassment of Sunni clergy and congregations and raids on Sunni mosques) and other “arrogant” crackdowns over the last few years

"وی ادعا کرد که این اعمال همراه با نرخ بالای بیکاری، احساس تبعیض و خدمات دولتی ناچیز خشم مردم بلوچ را برانگیخته است، چنانکه آنها دولت مرکزی را دشمن خود می دانند. او انتصاب حبیب الله دهمرده از سوی احمدی نژاد به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان را یک اشتباه دانست، چنانکه او را احمق، بیرحم و ضد سنی خطاب کرد".
He cited the appointment of Ahmadinejad ally Habibullah Dehmordah as a Governor of Sistan-Baluchistan as a typical insensitive blunder, calling him a “stupid, brutal, Sunni-hater


منبع انگلیسی در ویکی لیکس؛ www.cablegate.wikileaks.org/tag/IR_0.html

تصور مردم از جمهوری اسلامی ایران و خامنه ای ملعون

 
جمهوری داراعدام جمهوری زندان جمهوری تازیانه
جمهوری اعدام های بامدادی وشکنجه های شبانه
جمهوری ظلم جمهوری ستم جمهوری فقروفلاکت
جمهوری دزدی های کلان و دروغهای بیشرمانه
جمهوری اختناق جمهوری سانسوروخفقان وفریب
...
جمهوری جنون وسرکوب هر ندای حق طلبانه
جمهوری فقرجمهوری فلاکت جمهوری نفت
جمهوری کودکان کارو بچه های بی آشیانه
جمهوری جنگ وگورستان های بیشمار
جمهوری جنایت وخاوران
جمهوری اشک وآه وناله های سوزناک مادرانه
 جمهوری صیغه جمهوری خانه های عفاف ودختران فراری
جمهوری زن ستیزوسرکوب هرچه خواسته های زنانه
جمهوری سنگسارغیرمنصفانه
جمهوری قصاص ناعادلانه
 جمهوری تعزیروتجاوز
جمهوری خون حکومت آخوندی
جمهوری بمب وباطوم
جمهوری تروردستگیری وحبس
جمهوری شلاق واعدام شهلا وقتل آمال عاشقانه
جمهوری سودوثروت نائب الامامان
جمهوری سرمایه
تحقیر زحمتکشان وکارگران استثماروحشیانه
جمهوری نفرت وننگ،جمهوری بربریت و شقاوت

جمهوری ضدیت وتقابل با حکومت انسانی عادلانه
 

‌امیری مراجع شیعه را خلع سلاح کرد


کتابخانه عقیده: "دوباره سرخ آب و سفید آب" چون پتکی بر سر عقلهای همیشه در خواب فرود آمد..
آقای علی حسین امیری خود را شیعه هدایت یافته‌ای معرفی م
ی‌کند که از منجلاب بدعتها و خرافات شیعه رهایی یافته، شرفیاب نور هدایت قرآن کریم شده است، و از شرکیات و بدعات دست شسته ابراهیم وار بتهای جهالت را شکسته، سینه خویش را با گردنبند طلایی توحید ابراهیمی واراسته، بار دیگر در کتابخانه اصلاحگرای فارسی سر و گردنی به نمایش گذاشته است.
اینبار استاد "امیری" تنها 99 تیر از کمان اندیشه بر سینه جهل و خرافه رها کرده است. ایشان یک تنه تمامی جهان تشیع ـ البته اینبار انگشت اشاره‌اش مستقیما آخوندها و مراجع شیعه را نشان رفته ـ را به مبارزه طلبیده با اعتماد به نفس بی‌مانندی روئین تن چون جد امجدش حضرت سلمان فارسی رضی الله عنه از هیکل علمی جهان تشیع خواسته تنها به ده درصد 10% از پرسشهای حیران و بی‌پاسخ او جواب دهند، تا ایشان ریش و سبیلش را تراشیده به صورتش سرخ آب و سفید آب بمالد!
(عوام و بازاريها در ايران در پاسخ مدعي، مثلي مي آورند با اين مضمون: اگر چنين و چنان شد من ريش و سبيلم را مي تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب مي‌مالم.)!
نویسنده توانای شیعه هدایت یافته چندی پیش کتابی مختصر منتشر ساخت به عنوان "
سرخ آب و سفید آب ـ شیعه پاسخ نمی‌دهد"، اسلوب ساده و عام فهم ایشان انقلابی در فکر تشیع صفوی به پا نموده کاخهای کاغذی آنها را درهم درید. شیعه مات و مبهوت در برابر آن خلع سلاح شدند. البته طبق معمول برای ماست مالی کردن حکایت پژوهشگری صفوی بنام "مصطفی جوادی نسب" به اصطلاح ردیه بسیار مزخرفی بر کتاب نوشت که در واقع خاکستر در چشمان شیعه پاشیدن بود تا حقیقت را نبینند! او به شیوه آخوندهای شیعه صفوی تلاش کرده بود با تحریف پرسشهای بی‌پاسخ امیری، و سر و ته بری آنها ماهیچه‌های قدرتش را به نمایش گذارد که بجایی نرسیده بود. نویسنده محترم جوابیه‌ای در رد آن تلاش بی‌نتیجه شیعه به نام "بن بست" نوشت. و بار دگر شیعه را خلع سلاح نمود.
کتاب پیشین آقای امیری شهرت جهانی کسب کرده مورد قبول کتابخانه عربی جهان اسلام واقع شده، با عنوان "التحدی السافر" به عربی برگردانده شد. تا از این زبان مشترک جهان اسلام به سایر زبانهای جهانی ترجمه و چاپ شود.
اینبار آقای امیری دست روی زخم چرکین نهاده می‌خواهد به اصطلاح نمایندگان امام زمان را ـ به تعبیر خودشان ـ از سوراخ موش بیرون کشد تا به جهانیان نشان دهد که آخوند و مرجع شیعه طبلی توخالی بیش نیست.
او به این نتیجه رسیده که سخن گفتن با تکفیریهای جاهل شیعه، و خوارج حزب اللهی بی‌نتیجه است. حالا از مراجع و آخوندهای شیعه می‌خواهد تنها به 10% ده درصد از 99 سؤال ایشان پاسخی دهند که قابل قبول عقل ومنطق بشری و یا مطابق قرآن کریم باشد. تا ایشان دست غلامی آخوندها بر سینه زده، بار دگر شیعه گردد!
علی حسین امیری که با یقین و ایمانی راسخ توانسته از زیر بار بردگی آخوندهای سودجو و مذهب فروش خود را بیرون کشد بسیار دلسوزانه به ملت و قوم خویش می‌اندیشد و در تلاش است آن نور هدایتی که در قلبش تابیده را به سینه‌های دوستان و خانواده و عزیزانش منتقل کند.
در مقدمه کتاب (دوباره سرخ آب و سفید آب) می‌خوانیم:" البته برای خواننده عزیز شیعه که هموطن من است و من از صمیم دل امیدوارم هدایت شود می‌گویم که اگر در تاریخ به مطالعه‌ای عمیق بپردازی می‌فهمی که تفکر حضرت علی علیه السلام و شیعیان نخستین چیزی نبوده جز:
1-عدالتخواهی.
2-آزادی اندیشه و بیان
3-صلح جویی
4-عرفان
5-محبت و اتحاد
6-مبارزه با تندروهای دینی و غالیان.
و در یک کلام، شیعه چیزی نبوده جز یک حزب سیاسی، معتقد به این نکته که اگر بناست خلیفه‌ای انتخاب شود بهتر است که آن خلیفه از خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم باشد. ولی پیام واقعی آخوندهای رافضی مدعی تشیع پس از 1400 سال این شده است:
1-ترویج خرافات
2-ساختن دکان مذهب در کنار دین
3-افسانه‌های تاریخی
4-دشمنی و کین‌توزی با سایر مذاهب
5-تندروی و غلو
6-اصل شدن ائمه (که باید پیرو دین باشند) نه در کنار دین بلکه فوق دین!!!.....".
شایسته است هر فرد شیعه با خواندن این کتاب محکی به اندیشه‌ها و افکاری که از نیاکان به ارث برده زند، و عقل خود را قاضی و داور قرار دهد..
برای داونلود کتاب (
دوباره سرخ آب و سفید آب) اینجا را کلیک نمایید.
منبع: كتابخانه عقيده

ای که سایه ای شمشیرهایت نشان جنت است


ای مجاهد...
ای غبار دیده راه خدا غم مخور
ای رفته به صحرا،کوه کمر ودریا غم مخور
ای نرسیده به ساحل عشق غم مخور
ای که بهشت در انتظارتو لحظه شمار است غم مخور
ای منادی خدا غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخور
ای که سایه ای شمشیرهایت نشان جنت است غم مخور
ای نجات دهنده و نوید دهنده به آخرت غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخور
افسوس از آن دنیا پرستان است غم مخور
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
پیروزی از آن محمد است غم مخور
خیبر نشینان آواره ای دیار خواهند شد غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخور
راه خدا راه یزدان پاک راه شماست غم مخوردوستدار شهدای جندالله

اسناد ویکی لیکس: برآورد کمکهای رژیم ایران به مزدوران عراقی: سالیانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار


خبرگزاری فرانسه در مورد محتوای اسناد افشاگرانه ویکی لیکس نوشت: بسیاری دولتها معتقدند که نوری مالکی نخست‌وزیر عراق یک عامل رژیم تهران است.به گزارش الشرقیه ۲۹ نوامبر، بر اساس اسناد ویکی لیکس کمکهای رژیم ایران به مزدوران عراقی اش بالغ بر ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار سالانه برآورد می شود.
به گزارش تلویزیون الشرقیه بر اساس یکی از اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس که مربوط به آوریل ۲۰۰۹(فروردین۱۳۸۸) است یک پنجم درخواست کنندگان ویزای ورود به عراق دارای روابط احتمالی با سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات رژیم ایران بوده اند.